وبلاگ وندیداد

وبلاگی درباره همه چیز

Archive for the ‘عمومی’ Category

Reggae

Posted by آرک On آبان - ۲۶ - ۱۳۸۸
reggae.jpg

پویا جان اولا” که Reggae رو اینطوری که من نوشتم مینویسند، ثانیا” تا اونجا که من خوندم این سبک موسیقی منحصر به جامائیکا هست. حتما” اون خوانند هاشو دیدید که موهای سیاه بلند و بافته دارند و تو ساحل دارند Reggae میخونند رد خور نداره اغلبشون این تیپی هستند. ریشه Reggae از R&B در New Orelans هستش جایی که جز هم از اونجاها متولد شد. پدر Reggae رو سبکی بنام Ska میدونند که یک نوع R&B با تمپوی بالا و متغیر هست. جامائیکایی ها با شنیدن این سبک از رادیو های آمریکایی (New Orelans) سرعت اونو متعادل کردند چون واقعا” نمیشد در تابستانهای گرم جامائیکا با اون تمپوی بالا از اون استفاده کرد و مثلا” باهاش رقصید. از اینجا بود که Reggae بوجود آمد.

حتما” اسم Bob Marley رو همه شنیدید که خواننده معروف این سبک هستش. اما حقیقتا” بعید میدونم که اون اولین خواننده باشد, اما ممکن بهترینشون باشه. کارهای Marley رو با Jazzist های بزرگ مثل Chick Corea دیدیم شاهکار میخونه. چیزی که تونستم بفهمم اینکه دو نفر دیگه به اسمهایLinval Thompson و Sugar Minott اول از همه این سبک رو خوندن البته من این دو نفر رو نمیشناسم. در این سبک ساز همراهی کننده معمولا” ارگ یا پیانو، گاهی هم گیتار با ضد ضربهایی که میزنه حال و هوای خاصی به ریتم میده. گروه Ace of Base هم اوایل کارشون بنظر من Reggae های قشنگی رو اجرا کردند حتما” آهنگ All that she wants رو بیاد دارید.

منبع : گفتگوی هارمونیک

Popularity: 1% [?]

مراقب احساسات کودکان باشید

Posted by آرک On آبان - ۲۲ - ۱۳۸۸

قلب نیازمند آرامش و هارمونى است. احساسات منفى تنش‌هایى را در بدن ایجاد می‌کنند که به مرور افزایش یافته بصورت یک عمل منفى خود را نشان می‌دهند.

زبان قلب کودکان نیز احساسات آنهاست. وقتى به کودک می‌گویید:«نه، نمی‌توانى این را داشته باشی»، بدون آنکه علت این دستورتان را بیان کنید، مجموعه‌اى از احساسات منفى را در وجود او شکل می‌دهید.

کودک واقعا خواستار آن است و با این عکس‌العمل غیر منطقى شما مستاصل می‌شود، آسیب می‌بیند، و آنگاه عصبانى می‌شود زیرا او نمی‌تواند آنچه را می‌خواهد داشته باشد بدون آنکه دلیلش را بداند.

به مرور عصبانیت افزایش می‌یابد تا جائیکه واکنش خاصى را سبب می‌شود.

کودک در جهانى از سوالات و پاسخ‌ها زندگى می‌کند. وقتى جواب «چرا»هایش را بطور رضایتمندانه‌اى دریافت نمی‌کند حالت عدم تعادلى در او ایجاد می‌شود که احساسات را به یک قلمرو منفى می‌کشاند در حالیکه تعادل، باعث گرایش احساسات به واکنش‌هاى مثبت می‌شود.

نقش والدین چیست؟

وظیفه والدین، حفاظت از فرزندشان است نه آنکه با پرسیده می‌شود این است که چطور رفتار والدین باعث عکس‌العمل منفى شما شده است؟

آنگاه شما در می‌یابید که باید واژه‌ها را طورى کنار هم قرار دهید تا گرایش شما به رفتارهاى منفى دوران کودکى را بیان کند. توانستید اینگونه رفتار کنید؟ آنگاه شما یاد می‌گیرید لغات را طورى کنار هم بگذارید تا احساسات منفى مختلف زمان کودکی‌تان را توضیح دهید. وقتى این موضوع روشن شد آنوقت مشاور می‌پرسد در موقعیت‌هاى مثبت چه احساسى داشتید.

براى اکثر افراد جلسات مشاوره چیزى نیست جز آنکه در می‌یابند والدینشان آنها را با احساسات و پاسخ‌هاى منفى پرورش داده‌اند.

واکنش طبیعى آنها تنفر از والدین است زیرا یاد نگرفته‌اند پاسخى مثبت و التیام‌بخش داشته باشند. حال این سوال مطرح می‌شود که آیا بهتر نیست والدین به فرزندانشان بیاموزند براى بیان احساساتشان طورى واژه‌ها را کنار هم قرار دهند که بعدها نیازى به مراجعه به مشاور نداشته باشند تا آنها را از اینکه باید در دوران کودکى چه چیزهایى را می‌آموختند آگاه سازد.

هر احساسى از یک فکر ناشى می‌شود و هر فکر احساسى را در پى دارد. می‌توانید حدس بزنید اگر والدین این واقعیت را درک نکنند.

مسلما آنها قادر به آموزش صحیح نخواهند بود و لذا به سبب رفتار منفى که با فرزندشان دارند، شکل‌گیرى احساسات منفى را در او موجب می‌شوند.

چطور والدین به فرزندشان می‌آموزند متعادل و مثبت باشد؟

به محض تولد فرزند، والدین با نیازها و خواسته‌هاى او مواجه می‌شوند. وقتى کودک چیزى می‌خواهد مانند این است که سوالى می‌پرسد و اگر والدین توجهى به آن نکند و و پاسخ قانع‌کننده‌اى به کودک ندهند، او را به یک حالت عدم تعادل و لذا منفى سوق می‌دهد.

این بر عهده والدین است که فرزند خود را در حالت متعالی‌تر و سالم‌تر احساسات مثبت نگه دارند. وقتى پدر و مادر با خونسردى علت کارشان را براى کودک توضیح نمی‌دهند، عدم تعادل و احساس منفى را بر او تحمیل می‌کنند.

این عدم تعادل می‌تواند منجر به بیمارى جسمى شود و یا بعدها او را بر صندلى اطاق مشاور می‌نشاند. در این زمان، کودک آن روز، به سرخوردگى دچار شده است.

همه احساسات سرخورده‌اى که با بی‌توجهى و عدم درک والدین مواجه شده‌اند، روزى منجر به تردید درونی، خشم غیر منتظره و سپس نفرت خواهند شد.

اگر نوجوانى یا بزرگسالى مجبور می‌شود به مشاور مراجعه کند به علت واکنش‌هاى منفى اوست و در این زمان در می‌یابد والدینش آغازگر احساسات منفى در وجود او بوده اند.

این شخص دائما والدین خود را سرزنش می‌کند و آنها را مقصر می‌داند. در این حالت غلبه عملکرد مثبت بر آن برنامه‌ریزى منفى بسیار دشوار خواهد بود.

جام جم آنلاین : منبع

Popularity: 2% [?]

پزشک عمومى به‌جاى روان‌پزشک!

Posted by آرک On آبان - ۱۸ - ۱۳۸۸

عمومی – گروه سلامت – سمیه شرافتی:

خبر این بود: «مشکل کمبود روان‌پزشک در کشور توسط پزشکان خانواده برطرف می‌شود».

چند روز پیش مدیر دفتر سلامت روانى – اجتماعى و اعتیاد وزارت بهداشت با اشاره به کمبود روان‌پزشک در کشور به ایسنا گفت: با توجه به کمبود روان‌پزشک تلاش می‌شود از پزشک خانواده در این بخش استفاده شود.

دکتر صابرى زفرقندى با بیان اینکه با این اقدام پزشکان خانواده می‌توانند کمبود روان‌پزشک را جبران کنند، افزود: بدین ترتیب بیماران مبتلا به مشکلات روان، دسترسى بهترى به پزشکان خواهند داشت.

هر چند مدیر دفتر سلامت روانى – اجتماعى وزارت بهداشت معتقد است این اقدام، گامى در جهت رشد برنامه‌هاى بهداشت روان است، کارشناسان و متخصصان روان‌پزشکى معتقدند چنین اتفاقى نه تنها به هیچ وجه به نفع سلامت روانى جامعه نیست، بلکه وارد شدن پزشکان خانواده و پزشکان سطح ٣ به حیطه‌هاى تخصصى می‌تواند وضعیت بیماران روان‌پزشکى را از همیشه وخیم‌تر کند.

تخصص‌هاى کیلویى

با وجود انتقاد مسئولان وزارت بهداشت از تعداد کم روان‌پزشکان سؤال این است که آیا نیاز آنها به وارد کردن پزشکان عمومى به این حیطه با تقاضاى جامعه همسان شده است؟

دکتر محمدعلى شهرکى، روان‌پزشک در گفت‌وگو با همشهرى و در پاسخ به این سؤال با تأکید بر اینکه در حال حاضر تعداد زیادى از روان‌پزشکان در کشور بیکارند، می‌گوید: وقتى بیمارستان‌هاى ما نیاز ندارند که یک بخش روان‌پزشکى تشکیل دهند، یعنى تقاضایى هم وجود ندارد، پس لزومى به افزایش روان‌پزشک نیست و این هم یکى از نقص‌هاى وزارت بهداشت است.

به گفته این روان‌پزشک در این میان مسئولان دفتر بهداشت روان وزارت بهداشت، راهى را به انحراف رفته‌اند و تعدادى پزشک عمومى را با گذراندن یک دوره آموزشى ٣ ماهه به‌عنوان پزشکان سطح ٣ بهداشت روان به مناطق محروم فرستاده‌اند.

او با اشاره به اینکه خیلى از این پزشکان با برگشتن به مراکز شهرى به‌عنوان روان‌پزشک کار می‌کنند، می‌گوید: هیچ‌کدام از مناطق محروم بهره‌اى از این افراد نبرده‌اند چون با یک دوره ٣ماهه کسى متخصص نمی‌شود.

دکتر شهرکى با بیان اینکه در سیستم بهداشت و درمان شهرستان‌ها معمولا مسئولیت‌هایى مثل رئیس شبکه، مدیر مرکز بهداشت، پزشک عمومى هستند، خاطرنشان می‌کند: در همان سطح مدیران سازمان‌هاى مربوط به امور بهداشت هم پزشک عمومى هستند.

پزشکان متخصص هم بیشتر به امر درمان اشتغال دارند و کمتر وارد مسائل اجرایى می‌‌شوند، براى همین است که جایگاه این افراد بخصوص روان‌پزشکان در امر بهداشت روان کاملا خالى است و پتانسیل‌هاى آنها کاملا هدر می‌رود.

جاى سیستم ارجاع خالى است!

اما ظاهرا براى رفع این مشکلات در همه جاى دنیا سیستمى به نام سیستم ارجاع وجود دارد. به این معنى که مطابق با این سیستم بیماران توسط پزشک عمومى غربالگرى شده و به پزشک متخصص ارجاع داده می‌شوند.

به عقیده دکتر شهرکى اگر قرار باشد بیماران داراى مشکلات روان‌پزشکى به روان‌پزشک ارجاع داده شوند، اتفاق خوبى است ولى به عقیده دیگر کارشناسان چنین اتفاقى در جامعه ما عملى نیست.

دکتر پرویز مظاهرى، روان‌پزشک و دبیر انجمن علمى روان‌پزشکان در گفت‌وگو با همشهرى در این باره معتقد است: در حال حاضر ما هزار و ٢٠٠ روان‌پزشک داریم که اگر سیستم ارجاع مثل همه جاى دنیا در کشور پیاده شود، این تعداد روان‌پزشک کفاف نیاز جامعه را خواهد کرد.

به گفته او، البته ما مخالف ویزیت بیمار توسط پزشک عمومى نیستیم، ولى این پزشکان باید بدانند که اگر با ٢ یا ٣ بار ویزیت بیمار متوجه شدند نسخه‌اى که براى بیمار تجویز کردند، فایده‌اى نداشته، باید او را به یک متخصص ارجاع دهند.

دکتر شهرکى نیز با بیان اینکه اگر تقاضا وجود داشته باشد، با کمتر از همین هزار و ٢٠٠ نفر روان‌پزشک نیز می‌توان بهترین خدمات را ارائه داد، چون ما بیش از حد استاندارد جهانى، روان‌پزشک داریم (یک روان‌پزشک به ازاى هر ۵٠ هزار نفر)، خاطر نشان می‌کند.

نکته‌اى که از یاد مسئولان دور مانده این است که اکثر روان‌پزشکان با سابقه تشخیص بیماری‌هاى روانى، گاهى اوقات در تشخیص بیماری‌ دچار مشکل می‌شوند و نیاز به مشاوره با متخصصان دیگر دارند، پس توقع داشتن از پزشکان عمومى براى تشخیص این بیماری‌ها دور از منطق است.

٢٠سال عقبیم!

«الان نزدیک به ٢٠ سال است که طرح آموزش پزشکان عمومى توسط وزارت بهداشت مطرح شده است. در آن زمان ما در رشته‌هاى مختلف متخصص به تعداد کافى نداشتیم براى همین قرار شد پزشکان سطح ٣ تربیت شوند.» دکتر شهرکى با بیان این عبارات می‌گوید: اما مشکل اینجاست که احکام ما به‌روز نیست چون در حال حاضر هر دانشگاهى ١٠‌تا ١٢ رزیدنت روان‌پزشکى می‌گیرد پس درست نیست که ما وقت خود را روى تربیت ٣ ماهه پزشکان عمومى بگذاریم.

او در پایان توضیح می‌دهد: وزارت بهداشت تا زمانى که بخواهد با هزینه نیروى انسانى سلامت جامعه را تامین کند، ناموفق است چون اگر این ارگان نخواهد به نیروى متخصص پول بدهد و توقع داشته باشد که پزشک خانواده بدون دریافت اضافه حقوق خدمات روان‌پزشکى ارائه کند، اتفاق خوبى در جامعه نخواهد افتاد.

منبع : همشهری‌آنلاین

Popularity: 2% [?]

ویدئو

برچسب‌ها

Sponsors

درباره ما

Twitter

    Photos

    Activate the Flickrss plugin to see the image thumbnails!