<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>وبلاگ وندیداد</title>
	<atom:link href="http://blog.vendidad.ir/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://blog.vendidad.ir</link>
	<description>وبلاگی درباره همه چیز</description>
	<lastBuildDate>Tue, 01 Dec 2009 21:41:14 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.9</generator>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
			<item>
		<title>لکنت زبان</title>
		<link>http://blog.vendidad.ir/1388/09/11/1607/</link>
		<comments>http://blog.vendidad.ir/1388/09/11/1607/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 01 Dec 2009 21:41:14 +0000</pubDate>
		<dc:creator>آرک</dc:creator>
				<category><![CDATA[روانشناسی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://blog.vendidad.ir/1388/09/11/1607/</guid>
		<description><![CDATA[
۱٫ لکنت زبان
لکنت زبان، نوعی اختلال ارتباطی است که باعث ایجاد وقفه در توانایی فرد برای شکل‌دهی کلمات و جملات لازم به منظور برقراری ارتباط کلامی با دیگران می‌شود.
لکنت زبان برای کودکان در بین سنین ۲ تا ۵ سالگی عادی است و در اغلب موارد به مرور زمان برطرف می‌گردد. امّا این مشکل در برخی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[
<p>۱٫ لکنت زبان<br />
لکنت زبان، نوعی اختلال ارتباطی است که باعث ایجاد وقفه در توانایی فرد برای شکل‌دهی کلمات و جملات لازم به منظور برقراری ارتباط کلامی با دیگران می‌شود.<br />
لکنت زبان برای کودکان در بین سنین ۲ تا ۵ سالگی عادی است و در اغلب موارد به مرور زمان برطرف می‌گردد. امّا این مشکل در برخی افراد ماندگار می‌گردد و یا حتی با بالا رفتن سن بدتر نیز می‌شود. در بسیاری موارد، لکنت زبان به عنوان یک مشکل تا پایان عمرهمراه فرد می‌ماند. لکنت زبان در صورتی که به نحو مناسبی درمان نگردد می‌تواند توانایی فرد در برقراری ارتباط را به نحو موثری مختل سازد و بر کیفیت زندگی وی تاثیر منفی بگذارد.<br />
اعتقاد بر این است که عوامل متعددی نظیر عوامل ژنتیکی، تاخیر رشد و سایر مشکلات زبانی و گفتاری در لکنت زبان دخالت دارند. لکنت زبان بیشتر در مردان دیده می‌شود تا زنان.<br />
نشانه‌های مرتبط با لکنت زبان شامل تردید به هنگام صحبت کردن، تکرار کلمات و گیر کردن به هنگام شکل‌دهی جملات می‌گردد. حرکات غیرعادی بدن و تیک‌های صورت نیز ممکن است در خلال صحبت کردن فرد بروز کند. به والدینی که متوجه مشکل لکنت زبان به صورت پایدار در فرزند خود می‌گردند توصیه می‌شود که تا پیش از سه سالگی کودک او را نزد پزشک ببرند.<br />
معمولاً کودکانی که تصوّر می‌شود دارای لکنت زبان باشند نزد آسیب‌شناس (پاتولوژیست) گفتار- زبان برده می‌شوند تا مورد بررسی بیشتر قرارگیرند. آسیب‌شناس گفتار-زبان، نحوه گفتار بیمار را زیر نظر می‌گیرد و به دنبال کشف الگوهای «عدم فصاحت» در بیان او می‌گردد. همچنین آزمون‌های متعددی انجام می‌شود تا طبیعت اختلال بیمار به طور دقیق مشخص گردد.<br />
درمان خاصی برای لکنت زبان وجود ندارد. هر چند، بیمارانی که تحت گفتار درمانی قرار می‌گیرند، روش‌هایی را می‌آموزند که می‌تواند به آن‌ها در غلبه بر مشکلشان و روان‌صحبت کردن کمک کند. به علاوه، والدین می‌توانند از طریق حمایت و تشویق، نقش عمده‌ای در کمک به فرزندانشان در غلبه بر مشکل لکنت‌زبان ایفاء کنند.<br />
به تازگی دستگاه‌های ظریفی ساخته شده است که پشت گوش بیمار قرار می‌گیرد و تولید صدا می‌کند (مثل بازپخش صدای خود بیمار). این دستگاه‌ها در کمک به روان‌تر صحبت کردن برخی بیماران موثر هستند. پژوهش‌ها در مورد چگونگی اثربخشی این دستگاه‌ها و نیز چگونگی بهبود بخشیدن آن‌ها ادامه دارد. </p>
<p>۲٫ درباره لکنت زبان<br />
لکنت زبان نوعی اختلال است که باعث تردید فرد به هنگام صحبت کردن، تکرار کلمات یا آواها، یا توقف غیرعادی به هنگام شکل‌دهی جملات و افکار کلامی می‌شود. لکنت زبان، نوعی «عدم فصاحت» یا وقفه در جریان گفتار فرد است.<br />
انسان در خلال گفتار عادی، فکری را تشکیل می‌دهد که بعداً توسط مغز در قالب زبان گفتاری در می‌آید. سپس مغز علائمی را به عضلاتی که کنترل گفتار را بر عهده دارند می‌فرستد به نحوی که آن‌ها به گونه‌ای حرکت کنند که کلمات خاصی تولید شود. عضلات دهان، صورت، چانه، زبان و حلق، به طور همزمان با هم کار می‌کنند تا کلماتی که مردم می‌شنوند تولید گردد.<br />
فردی که دارای لکنت زبان است، با وقفه‌ای در این جریان گفتار روبروست که به «عدم فصاحت» معروف است. این امر گاه‌گاه برای همه به وجود می‌آید امّا فردی که دچار لکنت زبان است به طور مرتب با این پدیده روبروست به نحوی که در توانایی او برای برقراری ارتباط با دیگران اختلال به وجود می‌آید.<br />
برای اغلب افراد، لکنت زبان از دوران کودکی آغاز می‌گردد. داشتن لکنت زبان برای بچه‌های ۲ تا ۵ ساله عادی است. نخستین نشانه‌های این مشکل گفتاری معمولاً بین ۱۸ تا ۲۴ ماهگی ظاهر می‌شود. کودکان عموماً به هنگام یادگیری شیوه‌های جدید به کاربردن زبان گفتاری، دچار لکنت می‌شوند و لکنت زبان آن‌ها ممکن است با هر سطح جدید دستاوردهای زبانی، برای مدّتی بیاید و بعد برطرف گردد. این نوع لکنت زبان زودگذر و عادی، گاهی «عدم فصاحت مربوط به رشد» یا «شبه لکنت زبان» نامیده می‌شود. والدین باید در طول این مرحله رشد که معمولاً از چند هفته تا چند ماه به طول می‌انجامد، صبور باشند و مشکل فرزندانشان را تحمّل کنند.<br />
پس از این زمان، کودک به احتمال زیاد به الگوهای گفتاری طبیعی‌تری دست می‌یابد و مهارت‌های پایه‌ای گفتگو و مکالمه و نیز توانایی هماهنگ‌سازی عضلات مورد استفاده در تکلّم در او پیشرفت می‌کند. پس از آن که کودک وارد مدرسه شد و شروع به صحبت کردن و گفتگو به طور مرتب نمود، مشکلات لکنت زبان به سرعت مرتفع می‌گردد. امّا در بعضی موارد، لکنت زبان باقی می‌ماند یا حتی با رشد سنی کودک بدتر نیز می‌شود. بنابر آمار بنیاد لکنت زبان در آمریکا، در حدود ۲۰ درصد کودکان به نوعی با مشکل لکنت‌زبان مواجه هستند به نحوی که مورد توجه والدین قرار می‌گیرد. برخی افراد فقط در وضعیت‌ها یا شرایط خاصی دچار لکنت‌زبان می‌شوند (مثلاً هنگام صحبت در جلوی عده زیاد) در حالی که در برخی دیگر این نقیصه مانع تلاش آن‌ها برای برقراری ارتباط با دیگران می‌شود. بنابر آمار موسسه ملّی سلامت، در حدود یک درصد بالغان به لکنت‌زبان دچارند.<br />
بعضی شرایط، به ویژه شرایط پراسترس و پراضطراب، می‌تواند آغازگر یا عامل حمله‌های لکنت زبان گردد. پژوهش‌ها همچنین نشان داده‌اند که کودکانی که لکنت زبان دارند در مقایسه با بقیه کودکان با مشکلات بیشتری از نظر کنترل توجه، رفتار و هیجانات خود روبرو هستند. </p>
<p>۳٫ علل و عوامل خطر<br />
اعتقاد براین است که عوامل متعددی در لکنت زبان مشارکت دارند. البته هنوز به طور دقیق مشخص نیست که چه چیزی باعث لکنت زبان می‌گردد. بدون تردید عوامل ژنتیکی در این پدیده نقش دارد زیرا ۶۰ درصد کسانی که لکنت زبان دارند در خانواده‌شان فرد دیگری با این نقیصه وجود دارد. برخی درجات لکنت زبان موقتی در خلال دوران رشد کودک عادی است. این نوع لکنت زبان مربوط به دوران رشد، به هنگامی که کودک تلاش می‌کند تا بر قواعد پیچیده‌تر دستور زبان تسلط یابد، اتفاق می‌افتد و معمولاً با مدرسه رفتن کودک برطرف می‌گردد. تاخیر در رشد و سایر مشکلات زبانی و گفتاری نیز در لکنت زبان مزمن نقش دارند.<br />
همچنین آشکار شده است که کسانی که برای مدتی طولانی دچار لکنت زبان هستند، پردازش زبان را در ناحیه‌ای از مغزشان انجام می‌دهند که با ناحیه پردازش زبان در دیگران متفاوت است. و سرانجام این که کسانی که لکنت زبان دارند در رساندن پیام‌ها از مغز به آن عضلات و اجزاء بدن که برای صحبت کردن به کار گرفته می‌شوند دچار مشکل می‌باشند. برخی ضایعات مغزی (مانند سکته مغزی و ضربه به سر) نیز می‌تواند در کسانی که قبلاً لکنت زبان نداشتند باعث لکنت زبان گردد.<br />
بنابر آمارهای بنیاد لکنت زبان، این اختلال در مردان بیشتر از زنان وجود دارد و در بین پسران در سطح مدرسه ابتدایی، چهار برابر بیشتر از دختران است.<br />
یک زمان اعتقاد بر این بود که لکنت زبان اساساً در نتیجه اختلالات هیجانی به وجود می‌آید. امّا اکنون مشخص شده است که این اختلال عموماً به دلیل مشکلات هیجانی یا روان‌شناختی به وجود نمی‌اید.<br />
کسانی که لکنت زبان دارند از نظر شرایط هیجانی تفاوت چندانی با دیگران ندارند. امّا برخی مشکلات هیجانی ممکن است به خاطر لکنت زبان پیش آید (مثل دوری گزیدن از موقعیت‌ها و وضعیت‌هایی که احتمال دچار شدن به لکنت زبان بیشتر است). البته تعداد بسیار کمی از افراد نیز ممکن است در نتیجه یک بیماری روانی (مثل هراس از اجتماع) یا پس از ضایعه‌های جسمی دچار لکنت زبان گردند. </p>
<p>۴٫ علائم و نشانه‌های لکنت زبان<br />
چند نشانه مختلف وجود دارد که می‌تواند نشانگر این باشد که فردی به اختلال لکنت زبان دچار است. نشانه‌های مرتبط با لکنت‌زبان ممکن است از روزی به روز دیگر یا هفته‌ای به هفته دیگر در نوسان باشد.<br />
بیمارانی که دچار لکنت زبان هستند ممکن است هجاها، کلمات یا عبارت‌ها را تکرار کنند یا بکشند. چیزهایی که شایع است عبارت است از تکرار نخستین بخش یک کلمه (مثل «چـ چـ چه خبر؟»)، نگاه داشتن یک آوا برای مدتی طولانی (مثل «توی مدرسه بااااازی نکن»)، یا استفاده مکرّر از عبارت‌های تعجبی مثل «هوم». شدّت صدا ممکن است در خلال این تکرارها افزایش یابد. بیماران ممکن است با توقف گفتار و مشکل در ساختن و شکل‌دهی برخی صداها مواجه گردند. به علاوه، ممکن است حالتی را تجربه کنند که برای چند ثانیه هیج جریان هوا یا صدایی وجود نداشته باشد، علیرغم این که زبانشان در وضعیت صحبت کردن قرار گرفته باشد. لکنت زبانی که شامل این حالت و یا بیش از دو بار تکرار (مثل «چـ چـ چـ چـ چه خبر؟») باشد جدّی‌تر است. البته این وضعیت نیز هنوز ممکن است به عنوان لکنت زبان خفیف در نظر گرفته شود.<br />
با وجودی که این نشانه‌ها غالباً ناشی از مرحله عادی رشد کودک است امّا اگر لکنت زبان به صورت مکرّر اتفاق افتد (مثلاً بیشتر از ۱۰ درصد گفتار)، یا به تدریج بدتر شود، و یا با حرکات غیرعادی بدن و تیک صورت همراه گردد، باید مورد توجه والدین قرار گیرد.<br />
دیگر نشانه‌های لکنت زبان عبارتند از:<br />
تکرار فزاینده کل کلمه‌ها و عبارت‌ها<br />
تیک‌های فزاینده صورت (به ویژه پیرامون دهان) در خلال صحبت<br />
گرایش فزاینده به کش دادن کلمه‌ها<br />
صحبت کردن با فشار یا تلاش زیاد<br />
بلندتر شدن صدا به هنگام لکنت<br />
تمایل کودک به دوری گزینی از موقعیت‌هایی که نیازمند حرف زدن باشد </p>
<p>کودکانی که لکنت زبان دارند ممکن است بابت این اختلال خود احساس شرمساری و خجالت کنند و در نتیجه با مشکل کمبود اعتماد به نفس مواجه شوند. این وضعیت خصوصاً هنگامی که مورد تمسخر همبازی‌ها و همکلاسی‌ها قرار گیرند، به وجود می‌آید. بیمارانی که از شرایط خود احساس شرمندگی کنند غالباً این حس ناخوشایند را با کمتر و کمتر حرف زدن جبران می‌کنند.<br />
افرادی که لکنت زبان دارند غالباً در می‌یابند که لکنت زبانشان به هنگام آواز خواندن یا حرف زدن با خود، از بین می‌رود. لکنت زبانی که تا دوران بلوغ یا بزرگسالی ماندگار شود معمولاً پایدارتر از لکنت زبانی است که در دوران کودکی بود. </p>
<p>۵٫ روش‌های تشخیص لکنت زبان<br />
والدینی که متوجه مشکل لکنت زبان در کودکان خود می‌شوند غالباً پیش از سه سالگی کودک خود را نزد پزشک می‌برند. اگر لکنت زبان کودک تا پنج‌سالگی ادامه داشته باشد، مراجعه به پزشک به طور جدی‌تر توصیه می‌شود.<br />
اگر مشکل لکنت زبان واضح و آشکار باشد ممکن است کودک به آسیب‌شناس گفتار-زبان ارجاع داده شود تا او توانایی صحبت کردن کودک را مورد بررسی بیشتر قرار دهد.<br />
آسیب‌شناس گفتار- زبان ابتدا تاریخچه و سابقه دقیق وضعیت را به دست خواهد آورد (مثل این که نخستین بار کی تشخیص داده شد، تحت چه شرایطی بروز می‌کند) و سپس به ارزیابی کامل توانائی‌های زبانی و گفتار خواهد پرداخت. این امر شامل مشاهده نحوه گفتار بیمار و تلاش برای یافتن الگوهای «عدم فصاحت» می‌شود. آزمون‌های سرعت گفتار و مهارت‌های زبانی نیز ممکن است انجام گیرد و همچنین اطلاعاتی در مورد عوامل محیطی موثر بر لکنت زبان بیمار (مثلاً تمسخر دیگران یا صحبت کردن در جمع چگونه بر الگوهای گفتاری تاثیر می‌گذارد) جمع‌آوری می‌گردد.<br />
در برخی موارد، ممکن است با یک متخصص شنوایی سنجی نیز مشورت شود تا میزان شنوایی کودک به دست آید زیرا کودکانی که مشکل شنوایی داشته باشند در شنیدن صدای خود و تلفظ صحیح کلمه‌ها نیز مشکل خواهند داشت. در کودکان کمتر از ۵ سال، تشخیص این که آیا لکنت زبان در طول زمان باقی خواهد ماند و این که کودک به درمان نیاز دارد یا نه دشوار است. از جمله عواملی که می‌توانند نشانه نیاز به درمان باشند، وجود فرد دیگری در خانواده با لکنت زبان، پایدار ماندن علائم لکنت زبان حداقل به مدّت ۶ ماه، و وجود سایر اختلالات زبانی یا گفتاری است. کودکان بزرگتر از ۵ سال که دارای لکنت زبان مشخص باشند معمولاً باید مورد درمان قرار گیرند.<br />
در مواردی که لکنت زبان پس از یک ضربه مغزی و یا در سنین بالا بروز کند، پزشک باید آزمایش‌های جسمی کاملی به عمل آورد و سابقه پزشکی بیمار را به طور کامل مورد بررسی قرار دهد. ممکن است آزمایش‌های بیشتری (مثل تصویربرداری از مغز) برای تشخیص مشکلات احتمالی عصب‌شناختی از قبیل سکته مغزی نیز لازم باشد. </p>
<p>۶٫ پیشگیری و درمان لکنت زبان<br />
در اغلب موارد، لکنت زبان یک مشکل موقتی است که به خودی خود برطرف می‌شود و به درمان خاصی نیاز ندارد. در حدود ۷۵ درصد کودکانی که تا پیش از دوران مدرسه دچار لکنت زبان هستند نهایتاً مشکلشان برطرف می‌گردد. امّا در برخی موارد نیز لکنت زبان ماندگارتر است و حتی تا پایان عمر باقی می‌ماند. چنین لکنت زبان ماندگاری بیشتر در مردان دیده می‌شود. درمانی برای لکنت زبان وجود ندارد. البته بیماران می‌توانند روش‌هایی را فرا بگیرند که به آن‌ها در غلبه بر مشکل و صحبت کردن عادی‌تر و روان‌تر کمک کند.<br />
بیمار ممکن است تحت گفتار درمانی قرار گیرد که در خلال آن، مهارت‌های زبانی تازه‌ای را یاد خواهد گرفت که او را قادر می‌سازد واضح‌تر و طبیعی‌تر صحبت کند. این نوع درمان می‌تواندشامل تکنیک‌های تنفس، روش‌های آرمش که به بیمار کمک می‌کند در حین صحبت کردن، عضلات کلیدی را رها و آرمیده سازد، و نیز تمرینات صدا باشد. از بیمار خواسته می‌شود که آهنگ گفتار خود را با بیان خیلی آرام و کند عبارت‌ها یا جملات کوتاه کنترل کند و سپس به تدریج سرعت بیانش را بیشتر کند.<br />
به کسانی که در کنترل «عدم فصاحت» در گفتارشان مشکل داشته باشند روش‌هایی آموخته می‌شود که به آن‌ها کمک کند تا این عدم فصاحت را در الگوهای گفتاری خود بپوشانند. بدین ترتیب، الگوهای گفتاری، پیوسته‌تر و طبیعی‌تر به گوش خواهد رسید.<br />
بیمار با دنبال کردن توصیه‌های درمانگر و تمرین در خانه، خواهد توانست به شیوه‌های تازه‌ای از تولید صدا برای شکل‌دهی کلمه‌ها دست یابد. در وهله نخست، به کار بردن این شیوه‌ها غالباً برای بیماران سخت و ناراحت کننده است، به ویژه هنگامی که در شرایط واقعی به کار گرفته می‌شوند. امّا به مرور زمان اغلب بیماران به آن عادت می‌کنند و استفاده از این شیوه‌ها برایشان آسان‌تر و راحت تر می‌شود. در کودکانی که دارای لکنت زبان شدید هستند، چنانچه تیک‌های صورت‌شان به هنگام حرف زدن کمتر شود و یا از به کار بردن بعضی کلمه‌ها کلاً خودداری کنند ولی در عوض تکرار هجاها یا کشیدن صداها را بیشتر انجام دهند، این نشانه پیشرفت در بهبود بیماری است. این نشانه‌های خفیف‌تر لکنت زبان باید به عنوان پیشرفت در برنامه درمانی بیمار در نظر گرفته شود.<br />
والدین می‌توانند با ابزار حمایت و تشویق به کودکان خود در غلبه بر مشکل لکنت زبان کمک کنند. این امر به ویژه هنگامی بسیار موثر است که والدین زمانی را برای گذراندن در کنار فرزند خود اختصاص دهند. کودکان غالباً از مشکل لکنت زبان خود خجالت می‌کشند. بنابراین، فراهم ساختن یک محیط آرام برای کودک توسط والدین اهمیت بسیاری دارد. به کودکان باید اجازه داده شود که آزادانه و بدون نگرانی از میزان دقت در بیان کلمات، صحبت کنند. گفتن «آهسته‌تر»، «دوباره بگو»، یا «از جملات کوتاهتری استفاده کن» به کودکی که لکنت زبان دارد تنها باعث افزایش خودآگاهی او می‌شود. بهتر است کودک آزاد گذاشته شود تا هرگونه می‌خواهد صحبت کند.<br />
به والدین توصیه می‌شود که از تکمیل جمله‌های کودکان خودداری کنند و اجازه دهند خود کودک این کار را بکند. صبوری از جانب والدین برای کمک به بازسازی حس اعتماد به نفس در کودک، نقش اساسی دارد. به والدین توصیه می‌شود که به هنگام حرف زدن کودک، تماس چشمی خود را حفظ کنند و نگاه خود را برنگردانند یا نشانه‌های دیگری از ناراحتی یا شرمساری از خود نشان ندهند. والدینی که صحبت‌های خود را آهسته‌تر و کندتر بیان می‌کنند مدل خوبی برای کودکانشان می‌شوند تا آن‌ها نیز آهسته‌تر صحبت کنند و بر روانی کلام خود بیافزایند. این مدل صحبت کردن باید روان و در عین حال همراه با درنگ باشد امّا نباید غیرعادی به نظر آید.<br />
همچنین باید به کودکان اجازه داده شود تا در لحظات و موقعیت‌هایی که احساس ناراحتی می‌کنند از حرف زدن خودداری کنند. به والدین توصیه می‌شود با معلمان کودک خود صحبت کنند و از آن‌ها بخواهند کودکشان را در موقعیت‌های دشواری برای حرف‌زدن قرار ندهند. به محض آن که کودک شروع به پیشرفت در گفتار درمانی کرد برای برخورد با چالش‌های صحبت کردن مجهزتر خواهد شد.<br />
سرانجام، از گروه‌های پشتیبان (در صورت وجود) می‌توان برای جلب کمک به منظور انطباق با وضعیت و پیروی از یک برنامه درمانی استفاده کرد. در بعضی موارد، کاستن از ترس و اضطراب بیمار از صحبت کردن، مهم‌تر از آموزش چگونگی شکل‌دهی صداها و آواها به اوست. تشویق و حمایت دریافتی از گروه‌های پشتیبان و اعضای خانواده می‌تواند این اضطراب را کاهش دهد و درمان را آسان‌تر سازد. </p>
<p>۷٫ پژوهش‌های جاری درباره لکنت زبان<br />
مطالعات اخیر مشخص کرده‌اند که افرادی که لکنت زبان دارند چنانچه صدای خود را با کمی تاخیر بشنوند، به آن‌ها در روان‌تر صحبت کردن کمک می‌کند. پخش صدا در گوش بیمار نیز به روان‌تر صحبت کردن برخی بیماران کمک می‌کند.<br />
در نتیجه، دستگاه‌های ظریفی ساخته شده است که پشت گوش بیمار قرار می‌گیرد و این کارها را انجام می‌دهد. این دستگاه‌ها به برخی بیماران کمک کرده ولی برای برخی دیگر بی‌تاثیر بوده است. پژوهش‌ها در زمینه چگونگی عملکرد و اثر بخشی این دستگاه‌ها و نیز چگونگی بهبود بخشیدن آن‌ها ادامه دارد. </p>
<p>۸٫ سوالاتی از پزشک در مورد لکنت زبان<br />
از پیش آماده کردن سوالات برای مطرح ساختن با پزشک به بحث معنی‌دارتر و مفیدتری با او می‌انجامد. بیماران و افراد خانواده‌شان می‌توانند سوالات زیر را در مورد لکنت زبان از پزشک خود بپرسند:<br />
۱٫ علائم و نشانه‌هایی که نشانگر مشکل لکنت زبان هستند چیستند؟<br />
۲٫ چگونه می‌توانم بفهمم که لکنت زبان فرزندم عادی است یا نه؟<br />
۳٫ چه عواملی ممکن است باعث لکنت زبان فرزندم شده باشند؟<br />
۴٫ شما چگونه تشخیص می‌دهید که فرزندم مشکل لکنت زبان دارد؟<br />
۵٫ چه گزینه‌های درمانی برای فرزندم وجود دارد؟<br />
۶٫ چقدر طول می‌کشد تا شرایط بیماری بهبود یابد؟<br />
۷٫ علائم پیشرفت درمان چیستند؟<br />
۸٫ چگونه می‌توانم روند پیشرفت درمان را پیگیری کنم؟<br />
۹٫ چگونه می‌توانم فرزندم را تشویق به حرف زدن و تمرین روش‌های درمانی کنم؟<br />
۱۰٫ چکار نباید بکنم تا وضعیت بیماری فرزندم بدتر نشود؟<br />
۱۱٫ چه مطالبی را باید با پرستار یا مسئولان مدرسه فرزندم در رابطه با بیماریش در میان بگذارم؟ </p>
<p>ترجمه: کلینیک الکترونیکی روان‌یار</p>
<p>منبع :</p>
<p>&#8220;Stuttering&#8221;, Reviewed By: Steven A. King, M.D., Tahir Tellioglu, M.D., APA, AAAP, </p>
<p>http://yourtotalhealth.ivillage.com</p>
<img src="http://blog.vendidad.ir/?ak_action=api_record_view&id=1607&type=feed" alt="" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://blog.vendidad.ir/1388/09/11/1607/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>Tears in heaven</title>
		<link>http://blog.vendidad.ir/1388/09/05/1605/</link>
		<comments>http://blog.vendidad.ir/1388/09/05/1605/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 26 Nov 2009 10:42:33 +0000</pubDate>
		<dc:creator>آرک</dc:creator>
				<category><![CDATA[موسیقی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://blog.vendidad.ir/?p=1605</guid>
		<description><![CDATA[



اخیرا&#8221; چند تا دوست خوب -وبی- گیتاریست و علاقمند به موسیقی پیدا کردم. به این بهانه و با توجه به علاقه ام به بسیاری از کارهای Eric Clapton میخوام راجع به ایشون و یه کار خیلی بقولی رمانتیک شون چند کلمه بنویسم.
اول راجع به خود ایشون. در سال ۱۹۴۵  در انگلیس متولد میشه و [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><div class="imgleft">
<img src="http://www.harmonytalk.com/archives/images/tearsinheaven.jpg" width="92" height="126" border="0" />
</div>
</p>
<p>اخیرا&#8221; چند تا دوست خوب -وبی- گیتاریست و علاقمند به موسیقی پیدا کردم. به این بهانه و با توجه به علاقه ام به بسیاری از کارهای Eric Clapton میخوام راجع به ایشون و یه کار خیلی بقولی رمانتیک شون چند کلمه بنویسم.</p>
<p>اول راجع به خود ایشون. در سال ۱۹۴۵  در انگلیس متولد میشه و توسط مادربزرگش بزرگ میشه. از کودکی به Blues علاقمند میشه و از سن ۱۵ سالگی شروع به نواختن ساز گیتار میکنه. برای تحصیل به کالج Kingston میره و اغلب اوقات جوانی خودشو در بارها به نوازندگی میپردازه و خیلی زود هم از کالج اخراج میشه! بتدریج بعد از خروج از کالج به سبک R&#038;B/Rock گرایش بیشتری پیدا کرد و شروع به نوازندگی در کلوپی بنام Crawdaddy کرد. Crawdaddy همون جایی بود که Rolling Stones در اون محل کار خودش رو شروع کرد. خب چون نمیخوام اینجا زیاد راجع به خود ایشون صحبت کنم میرم سراغ ترانه Tears in heaven.</p>
<p>Clapton با یک مدل ایتالیایی ازدواج کرد و در سال ۱۹۸۶ صاحب پسری شد. اما پسر ایشون در سال ۱۹۹۱ در اثر پرتاب شدن از پنجره یک آپارتمان کشته میشه. مقارن با این مسئله در سال ۱۹۹۲ ،‌ Eric Clapton آهنگی بنام Tears in Heaven رو برای خاطره پسر خود اجرا کرد که این آهنگ در فیلم<br />
<a href=" http://www.imdb.com/title/tt0102820/ ">Rush</a></p>
<p>هم مورد استفاده قرار گرفت (موزیک متن این فیلم اصلا&#8221; ساخته ایشون بود). این آهنگ در سال ۱۹۹۲ بین ۴۰ آهنگ اول رتبه دوم رو بدست آورد. خوب خوشبختانه من فایل این موزیک رو دارم و چون میدونم خیلی ها این آهنگ رو دوست دارند اینجا آوردمش.<br />
<a href="http://www.harmonytalk.com/archives/docs/Eric Clapton - Tears In Heaven.doc">Tears in heaven<br />
<img alt="word.bmp" src="http://www.harmonytalk.com/archives/images/word.bmp" width="22" height="21" border="0" /><br />
</a></p>
<p>در قسمتهای آغازین این آهنگ خواننده خطاب به یکنفر (که به احتمال زیاد پسر خودش بوده) میگه:</p>
<p>اگه من توی بهشت تورو ببینم، آیا اصلا&#8221; اسم منو میدونی؟ ، آیا این شبیه اینه که من تو بهشت تو رو ببینم؟‌(!)<br />
<br />من باید صبور و قوی باشم ، چون میدونم که به این بهشت تعلق ندارم ،<br />
<br />آیا حاضری وقتی منو تو بهشت دیدی دست منو در دستت بگیری ،<br />
<br />آیا حاضری وقتی منو تو بهشت دیدی دستم رو بگیری و کمک کنی که بایستم ،<br />
<br />نگران نباش من میتونم راهم رو شب یا روز پیدا کنم ، من میدونم که به این دنیا تعلق ندارم &#8230;</p>
<p>و بالاخره این هم قسمتهایی از این ترانه زیبا.<br />
<a href="http://www.harmonytalk.com/music/TIH.mp3"><br />
Tears in heaven<br />
<img alt="audio.gif" src="http://www.harmonytalk.com/archives/logos/audio.gif" border="0" /><br />
 </a></p>
<img src="http://blog.vendidad.ir/?ak_action=api_record_view&id=1605&type=feed" alt="" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://blog.vendidad.ir/1388/09/05/1605/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
<enclosure url="http://www.harmonytalk.com/music/TIH.mp3" length="837216" type="audio/mpeg" />
		</item>
		<item>
		<title>Chromatic progression</title>
		<link>http://blog.vendidad.ir/1388/09/05/1603/</link>
		<comments>http://blog.vendidad.ir/1388/09/05/1603/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 26 Nov 2009 10:40:00 +0000</pubDate>
		<dc:creator>آرک</dc:creator>
				<category><![CDATA[موسیقی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://blog.vendidad.ir/?p=1603</guid>
		<description><![CDATA[میخوام راجع به یک حرکت هارمونیک بسیار مهم تو Jazz که امروزه خیلی از اون استفاده میشه صحبت کنم. شاید جالب باشه که چیزی که راجع بهش میخوایم صحبت کنیم من تو کار هیچ کدوم از آهنگسازهای باروک ، کلاسیک و رمانیک ندیدیدم یا حتی مدرنیست ها هم بندرت از یک همچین حرکت هارمونیک استفاده [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>میخوام راجع به یک حرکت هارمونیک بسیار مهم تو Jazz که امروزه خیلی از اون استفاده میشه صحبت کنم. شاید جالب باشه که چیزی که راجع بهش میخوایم صحبت کنیم من تو کار هیچ کدوم از آهنگسازهای باروک ، کلاسیک و رمانیک ندیدیدم یا حتی مدرنیست ها هم بندرت از یک همچین حرکت هارمونیک استفاده میکنند. خب اون چیه ؟ خیلی ساده است حرکت هارمونیک بصورت کروماتیک. دیگه از این ساده تر نمیشه ولی خواهید دید که با این حرکت ساده چقدر دست و بال آدم برای کار باز میشه.</p>
<p>بذارین یه مثال بزنم. فرض کنید که همین progression معمولی II-V-I رو میخواهید اجرا کنید. خب این خیلی ساده و معمولی و تو هر سبکی شما اینو میتونید بشنوید و دقیقا&#8221; به همین خاطر حتی شنونده های غیر حرفه ای توانایی تشخیص اونو (نه به نام البته) دارند. خب چیکار میکنید میتونید برای رسیدن به V از این حرکت استفاده کنید از II به VI بریم و سپس با حرکت کروماتیک از VI به V. برای مثال در گام دو ماژور بجای این حرکت ساده Dm-G-C میتونیم از این progression استفاده کنیم: Dm-F-F#dim-G-C.</p>
<p>ماژور یا مینور بودن آکورد ها اول به سلیقه شما بستگی داره و سپس به گامی که در اون دارید کارمیکند و در آخر هم به قوانین هارمونی. چرا من از Dm به F رفتم خب چون این دو آکورد دوتا نت مشترک دارند و وصلشون راحت قابل هضم هست. حرکت بعدی هم که کروماتیک هستش حالا باز چرا F# رو کاسته گرفتم خب راجع این بعدا&#8221; توضیم میدم ولی همین قدر بدونید که آکورد های کاسته خیلی تمایل دارند به آکوردی که نیم پرده پایین یا بالاترشون هست وصل بشن. پس میبینید که راحت از یه progression ساده به یه progression نسبتا&#8221; پیچیده تر رسیدم. در ارتباط با رنگ آمیزی آکوردها باز به تجربه و سلیقه برمیگرده اینکه آکورد ۷ استفاده کنیم یا ۹ یا ۶ یا ۱۳ یا &#8230;</p>
<p>برای اینکه سودمندی این حرکت رو حس کنیم به progression زیر که عبارت است از حرکت کروماتیک روی آکوردهای Gm7-F#m7-F7 بصورت رفت و برگشت دقت کنید.<br />
<br />
<img align="left" alt="ChPrg1.GIF" src="http://www.harmonytalk.com/archives/images/ChPrg1.GIF" width="465" height="69" border="0" /></p>
<p>اگه اون بخواهیم با voicing مدرنتری بزنیم به این میرسیم.<br />
<br />
<img align="left" alt="ChPrg2.GIF" src="http://www.harmonytalk.com/archives/images/ChPrg2.GIF" width="470" height="71" border="0" /></p>
<p>خیل ساده اومدم این دوتا progression بالا رو با پیانو زدم گوش کنید:</p>
<p><a href="http://www.harmonytalk.com/music/ChPrg1.mp3"> Gm7-F#m7-F7-F#m7-Gm<br />
<img alt="audio.gif" src="http://www.harmonytalk.com/archives/logos/audio.gif" border="0" /><br />
</a></p>
<p>حالا همین حرکت رو اومدم بصورت رفت و برگش زدم و روش یه ملودیهایی رو improvise کردم، گوش کنید:<br />
<a href="http://www.harmonytalk.com/music/ChPrg2.mp3"> Piano improvise<br />
<img alt="audio.gif" src="http://www.harmonytalk.com/archives/logos/audio.gif" border="0" /><br />
</a></p>
<p>و دست آخر آمدم با اضافه کردن drums و bass یک کمی progression رو جذاب ترش کرم. گوش کنید‌:<br />
<a href="http://www.harmonytalk.com/music/ChPrg3.mp3"><br />
Drums + Bass + Piano improvise<br />
<img alt="audio.gif" src="http://www.harmonytalk.com/archives/logos/audio.gif" border="0" /><br />
 </a></p>
<p>واقعا&#8221; میبینید که به چه سادگی میشه قطعات پیچیده Jazz درست کرد. صبر کنید شروع کنم راجع به Improvise کردن صحبت کنم اون موقع به حرف من میرسید.</p>
<p>منبع : گفتگوی هارمونیک</p>
<img src="http://blog.vendidad.ir/?ak_action=api_record_view&id=1603&type=feed" alt="" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://blog.vendidad.ir/1388/09/05/1603/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
<enclosure url="http://www.harmonytalk.com/music/ChPrg1.mp3" length="346176" type="audio/mpeg" />
<enclosure url="http://www.harmonytalk.com/music/ChPrg2.mp3" length="348480" type="audio/mpeg" />
<enclosure url="http://www.harmonytalk.com/music/ChPrg3.mp3" length="353472" type="audio/mpeg" />
		</item>
		<item>
		<title>Ummagumma</title>
		<link>http://blog.vendidad.ir/1388/09/05/1601/</link>
		<comments>http://blog.vendidad.ir/1388/09/05/1601/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 26 Nov 2009 10:38:59 +0000</pubDate>
		<dc:creator>آرک</dc:creator>
				<category><![CDATA[موسیقی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://blog.vendidad.ir/?p=1601</guid>
		<description><![CDATA[



این آلبوم که چهارمین کار گروه pink floyd بود در سال ۱۹۶۹ به بازار آمد و بسیاری از مفسران موسیقی اونو در حد و اندازه آلبومهایی چون Animals و یا حتی The Wall میدانند. Ummagama اصطلاحی عامیانه در دهه ۶۰ برای لغت &#8220;Sex&#8221; بوده حالا چرا نام این آلبوم اینه باید از خودشون باید پرسید. [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><div class="imgright">
<img  alt="ummagumma.gif" src="http://www.harmonytalk.com/archives/images/ummagumma.gif" width="153" height="152" border="0" />
</div>
</p>
<p>این آلبوم که چهارمین کار گروه pink floyd بود در سال ۱۹۶۹ به بازار آمد و بسیاری از مفسران موسیقی اونو در حد و اندازه آلبومهایی چون Animals و یا حتی The Wall میدانند. Ummagama اصطلاحی عامیانه در دهه ۶۰ برای لغت &#8220;Sex&#8221; بوده حالا چرا نام این آلبوم اینه باید از خودشون باید پرسید.  Ummagumma ویژگی خاصی داره و اون اینکه نسخه استودیویی آن شامل چهار track هست که توی هر track نوازنده ها به نوعی سولیست قطعه هستند و توانایی های خودشون رو به اجرا در میارند. اگه video clip های این آلبوم رو دیده باشید حتما&#8221; متوجه این موضوع شده اید. در زمان تهیه این آلبوم اعضای گروه عبارت بودند از Roger_Waters, David_Gilmour, Rick_Wright, Nick_ason . (از دست این مسئله فارسی انگلیسی!)</p>
<p>گوش دادن به این کار pink floyd نیاز به آرامش و ذهن باز داره و به نوعی با تمام کارهای دیگرشان فرق داره. در قسمتهایی از این آلبوم Nick Mason توانایی های خودش در drums رو به رخ میکشه و در جای دیگه Richard Wright توانایی در نوازندگی کیبرد. Roger waters با سبک بسیار زیبایی شبیه به ملودی های عربی قطعه زیبای Set the control for the heart of the sun رو میخونه و David Gilmour با آرامشی توام با اعتماد به نفس به راحتی با گیتار Improvise های زیبایی رو میآفرینه. باید حتما&#8221; ویدئوی اونو ببینید.</p>
<p>اولین track این آلبوم قطعه ای بنام Astronomy Domine. که در اون میشه به راحتی برتری نوازندگی Gilmour رو نسبت به Barrett (که در اجرای نسخه قبل همکاری داشت) احساس کرد همچنین توانایی های Mason در این قطعه غیر قابل انکار هستش. Careful With That Axe, Eugene قطعه دوم این آلبوم زیباست که آهنگیه بی انتها و آرام و شاید بدون هیچ هدف که به طرز عجیبی وارد احساسات آدم میشه و اونو تحت تاثیر قرار میده. بدون شک اگر اونو گوش کنید در همون دقایق اول متوجه کشش زیبای این track خواهید شد. Track سوم قطعه vocal معروف Set The Controls for the Heart of the Sun هست که در اون waters متنی رو میخونه و Gilmour بیشترین حضورش در آلبوم رو تو این قطعه داره.</p>
<p>ترجمه تحت لفظی پاراگراف اول این track یه همچین چیزی میشه : </p>
<p>ذره ذره شب کنار میره، شبی که برگهای لرزان روی زمین رو میشماره،<br />
<br />نیلوفر های آبی با علاقه به همدیگه تکیه دادند و بالای تپه پرنده ای در حال پروازه،<br />
<br />سعی کن کنترل قلب خورشید رو بدست بیاری &#8230;</p>
<p>حالا ما بد معنی کردیم یا معانی بسیار عمیقی داره یا اصلا&#8221; هر دو، بگذریم. بالاخره آخرین قطعه کار A Saucerful of Secrets هست که ظاهرا&#8221; ضعیفترین کار این آلبوم هست اما جالبه که بدونید ایده های اولیه آلبوم Dark side of the moon از همین قطعه الهام گرفته شده است. طولانی بودن track و مشخص نبودن کامل اینکه نوازنده ها هریک چکاری قرار است انجام دهند از جمله ایراداتی است که منتقدان موسیقی به این قطعه میگیرند.</p>
<p>ناگفته نمونه که این آلبوم با هفت track در سال ۱۹۶۸ با حضور Syd Barrett هم قبلا&#8221; ارائه شده بود ولی موفقیت اصلی در زمانی بود که یکسال بعد توسط گروه چهار نفره آلبوم تحت نام Ummagama بیرون آمد. حالا بشنوید قسمتهایی از track دوم از این آلبوم بنام<br />
<a href="http://www.harmonytalk.com/music/UMGM2.mp3"> Careful With That Axe, Eugene<br />
<img alt="audio.gif" src="http://www.harmonytalk.com/archives/logos/audio.gif" border="0" /><br />
</a></p>
<p>حتما&#8221; متوجه ملودی شرقی ای  که کیبرد میزنه شدید نه! </p>
<p>منبع : گفتگوی هارمونیک</p>
<img src="http://blog.vendidad.ir/?ak_action=api_record_view&id=1601&type=feed" alt="" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://blog.vendidad.ir/1388/09/05/1601/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
<enclosure url="http://www.harmonytalk.com/music/UMGM2.mp3" length="404160" type="audio/mpeg" />
		</item>
		<item>
		<title>ترس از improvise</title>
		<link>http://blog.vendidad.ir/1388/09/05/1599/</link>
		<comments>http://blog.vendidad.ir/1388/09/05/1599/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 26 Nov 2009 10:37:51 +0000</pubDate>
		<dc:creator>آرک</dc:creator>
				<category><![CDATA[موسیقی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://blog.vendidad.ir/?p=1599</guid>
		<description><![CDATA[


رمز موفقیت در بداهه نوازی تمرین زیاد است!


اغلب اونهایی که نمی خواهند بداهه نوازی کنند از این میترسند که نت غلطی را بزنند که بد صدا باشه یا اگه با یک گروه مینوازند میترسند که از هارمونی گروه عقب یا جلو بیفتند و به نوعی آبروشون بره. حالا این بداهه نوازی میخواد با ساز باشه [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><div class="imgright">
<img alt="" src="http://www.harmonytalk.com/archives/images/singing.GIF" width="238" height="180" border="0" /><br />
<br/><br />
رمز موفقیت در بداهه نوازی تمرین زیاد است!
</div>
</p>
<p>اغلب اونهایی که نمی خواهند بداهه نوازی کنند از این میترسند که نت غلطی را بزنند که بد صدا باشه یا اگه با یک گروه مینوازند میترسند که از هارمونی گروه عقب یا جلو بیفتند و به نوعی آبروشون بره. حالا این بداهه نوازی میخواد با ساز باشه یا حالت خواندن یک ترانه بصورت بداه فرقی نداره. در اینجا میخوام چند تجربه مفید رو براتون بازگو کنم و امیدوارم که مفید واقع بشه.</p>
<p>- در موسیقی Jazz اصلا&#8221; نگران زدن نت اشتباه نباید بود چون شما به محض اینکه احساس کردید نتی رو اشتباه زدید با نیم پرده بالا یا پایین رفتن بدون شک میتونید حد اقل به نتهای هفتم یا نهم یا سیزدهم و &#8230; هارمونی اون لحظه خواهید رسید. با ورتون نمیشه برای یکی دو دقیقه به کی برد پیانو فکر کنید و ببینید که آیا این حرف من درست هست یا نه! حقیقت امر اگه کارهای Thelonious Monk رو شنیده باشد میبینید که حتی میشه گفت نت false اصلا&#8221; معنی نداره و همه نتها در هر گامی قابل زدن هست.</p>
<p>- برای احتیاط بیشتر اگر هنوز خیلی در بداهه نوازی ملودی وارد نیستید، سعی کنید شروع و فرود ملودیهای شما روی نت های اول، سوم، پنجم یا هفتم گام باشه، رعایت همین نکته کافیه تا ملودی بداهه شما بد صدا نباشه. دقت کنید که منظوراین هست که جدای از هارمونی در اون لحظه، شما میتیونید با اطمینان از این نت ها استفاده کنید ملودی شما بد صدا نخواهد بود. البته سعی نکنید بدیهی که نباید بطور دائم از فقط از همین نت ها استفاده کنید چرا که در اینصورت موسیقی شما یک نواخت خواهد شد.</p>
<p>- اگر حس کردید که از هارمونی عقب افتادید یا احیانا&#8221;‌جلوتر هستید باز نگران نباشید چون معولا&#8221; هارمونی در سیکلهای ۴ یا ۸ یا ۱۲ یا ۱۶ میزانی تکرار میشه، این هست که دست و پاتوی خودتون را گم نکنید و با رعایت نکته پاراگراف بالا ادامه بدید تا به اول Progression برسید.</p>
<p>- تا اینجا شما مطمئن هستید که ملودی که میزنید بد صدا نیست خب این کافی نیست باید خوش صدا هم باشه. یک نکته مهم در خوش صدا بودن ملودی که به خلاقیت هم هیچ ربطی نداره علاقه مردم به تکرار در موسیقی هستش. مردم دوست دارند یک جمله موسیقی رو بیش از یکبار بشنوند پس هرگز سعی نکنید دائم ملودیهای نو بزنید چون در پایان کار حتی یک ثانیه از موسیقی شما در ذهن هیچکس بجا نخواهد ماند. پس تکرار کنید.</p>
<p>- بالای ۸۰ درصد ملودی های موسیقی Jazz روی نتهای چنگ استوار بوده و اغلب کسانی که بداهه نوازی Jazz میکنند با این نتها حرکت میکنند تا روی یک نت فرود بیایند پس سعی نکنید از بزرگان Jazz بزرگتر بشید بنابراین به همین نتهای چنگ قانع باشید و تمرینهای خودتون رو با این نتها انجام بدید تا با تسلط بتونید از اونها استفاده کنید.</p>
<p></p>
<p>در پایان بدونید که هیچ چیزی به اندازه گوش کردن به موسیقی Jazz و تمرین همزمان هنگامی که موسیقی در حال پخش است نمیتونه قوه بداهه نوازی شما رو پرورش بده.</p>
<p>منبع : گفتگوی هارمونیک</p>
<img src="http://blog.vendidad.ir/?ak_action=api_record_view&id=1599&type=feed" alt="" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://blog.vendidad.ir/1388/09/05/1599/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>زیبایی ها را باید ستود</title>
		<link>http://blog.vendidad.ir/1388/09/05/1597/</link>
		<comments>http://blog.vendidad.ir/1388/09/05/1597/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 26 Nov 2009 10:36:47 +0000</pubDate>
		<dc:creator>آرک</dc:creator>
				<category><![CDATA[موسیقی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://blog.vendidad.ir/?p=1597</guid>
		<description><![CDATA[خب چندی پیش راجع به یه آهنگ که خیلی اوقات اونو برای خودم یا برای دوستای خوبم میزنم نوشتم. اینها این مطلب بود:

شنیدن یه آهنگ خوب مثل هم صحبتی با یه دوست خوبه

. شاید اینی که من اونجا زدم خیلی شبیه کار اصلی این خواننده خوب ایرانی نباشه چون نخواستم که مثل اجراهای اصلی بزنم، [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>خب چندی پیش راجع به یه آهنگ که خیلی اوقات اونو برای خودم یا برای دوستای خوبم میزنم نوشتم. اینها این مطلب بود:<br />
<a href=http://www.harmonytalk.com/archives/000044.html><br />
شنیدن یه آهنگ خوب مثل هم صحبتی با یه دوست خوبه<br />
</a></p>
<p>. شاید اینی که من اونجا زدم خیلی شبیه کار اصلی این خواننده خوب ایرانی نباشه چون نخواستم که مثل اجراهای اصلی بزنم، اونطوری که ازش لذت میبرم زدم. به هر حال این آهنگ یکی از آهنگهای قشنگ ویگن<br />
خواننده خوب ایرانی هستش. بدون اغراق بگم شاید بالای ۸۰ درصد از آهنگ های این خواننده ایرانی بخصوص ترانه های قدیمی ایشون زیبا، قابل فکر کردن، دوست داشتنی و خاطره انگیزه هستش. ترانه های ایشون علاوه بر اینکه اغلب زینت بخش مهمانی ها و جمع های دوستانه و خانوادگی ما ایرانی ها هست، حتی برای جوانانی که یکی دو نسل بعد از ایشون هستند جالب و پر از خاطره هست.</p>
<p>ایشون حدود ۷۵ سال پیش یعنی دوروبر سال ۱۹۲۹ در همدان متولد میشه و اینطور که میگن از سن ۲۳ سالگی شروع بخوندن میکنه و در طول مدت خوانندگیش حدود ۶۰۰ ترانه رو اجرا میکنه. او با خوانندگی در کافه های تهران شروع بکار کرد و پس از آنکه دکتر وحیدی یکی از روسای رادیوی اون موقع، ترانه مهتاب اورو میشنوه اجازه پخش اون از رادیو رو میده و شهرت ویگن از اونجا شروع میشه. (جالبه همیشه از یه جای غریبی همه چی آغاز میشه!) ‌از لحاظ سبک کاری اگه ترانه های قدیمش رو گوش بدید مایه های زیادی از Jazz دارند. خیلی از آهنگ های قدیمی ایشون از قطعات معروف و زیبای Jazz الهام گرفته شده که شعر ایرانی روی اون گذاشته شده.</p>
<p>اگر دقت کرده باشید که ترانه های قدیمی ویگن یه حال و هوای دیگه ای دارند و با لحجه خاصی خونده میشن. آره این لحجه هیچی نیست جز Jazz. شاید ویگن تنها خواننده ای باشه که تحریرها و ملودی های Jazz رو راحت میخوند و تو زبان فارسی ازاونها استفاده میکرد، حالا از کی یاد گرفته بود خودمم نمی دونم نمیدونم. البته تو کارهایی که بعد از به آمریکا رفتنش انجام داد، کمتر رنگ و بوی Jazz رو میشه احساس کرد، یه جورایی رفتن او باعث شد که سبک کارش عوض بشه.</p>
<p>خب حالا به این قطعه زیبا از کارهای قدیمی اون گوش کنید :<br />
<a href="http://www.harmonytalk.com/music/vigen-example-1.mp3"><br />
ترانه ای به سبک Jazz از ویگن<br />
<img alt="audio.gif" src="http://www.harmonytalk.com/archives/logos/audio.gif" border="0" /></p>
<p> </a></p>
<p>اصلا&#8221; یک لحظه شک نکنید که این کار چیزی جز Jazz باشه، تنظیم اون بسیار شبیه تنظیم کارهای Jazz در نیمه اول قرن بیستم هست. حتما&#8221; بعد از گوش کردن به این قطعه تصدیق میکنید که Jazz هستش. اگر خوب Jazz نمیشناسین میتونید با قطعه ای که تو مطلب<br />
<a href="http://www.harmonytalk.com/archives/000068.html"><br />
Summertime<br />
</a><br />
هم نوشتم مقایسه اش بکنید یقینا&#8221; به یه تشابهاتی توشون خواهید رسید.</p>
<p>یا اگه این یک ترانه رو گوش کنید میبینید که تحریرهای خواننده حالت خاصی داره و خود ملودی ترانه هم که از وسطهای ضرب شروع میشه که اغلب از شروط لازم یک ملودی Jazz هستش. گوش کنید :</p>
<p><a href="http://www.harmonytalk.com/music/vigen-example-2.mp3"><br />
یک مثال دیگر از کارهای Jazz ویگن که تحریرهای Jazz دارد<br />
<img alt="audio.gif" src="http://www.harmonytalk.com/archives/logos/audio.gif" border="0" /><br />
 </a></p>
<p>میدونید بدور از هر مطلب حاشیه ای زیبایی هارو باید ستود و نباید متعصب بود، به این ترانه گوش کنید مطمئن هستم همونطوریکه شنیدین یک قطعه پیچیده کلاسیک یا Jazz یا حتی دیدن یک نقاشی از یکی از بزرگان این هنر روی آدم اثر میزاره این ترانه زیبا هم روی آدم اثر میزاره، یاد این هنرمند خوب کشورمون به خیر و نیکی.<br />
<a href="http://www.harmonytalk.com/music/vigen-example-3.mp3"><br />
لالایی<br />
<img alt="audio.gif" src="http://www.harmonytalk.com/archives/logos/audio.gif" border="0" /><br />
</a></p>
<p>منبع : گفتگوی هارمونیک</p>
<img src="http://blog.vendidad.ir/?ak_action=api_record_view&id=1597&type=feed" alt="" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://blog.vendidad.ir/1388/09/05/1597/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
<enclosure url="http://www.harmonytalk.com/music/vigen-example-1.mp3" length="534240" type="audio/mpeg" />
<enclosure url="http://www.harmonytalk.com/music/vigen-example-2.mp3" length="791280" type="audio/mpeg" />
<enclosure url="http://www.harmonytalk.com/music/vigen-example-3.mp3" length="691920" type="audio/mpeg" />
		</item>
		<item>
		<title>رمانتیک و ناسیونالیسم!</title>
		<link>http://blog.vendidad.ir/1388/09/05/1594/</link>
		<comments>http://blog.vendidad.ir/1388/09/05/1594/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 26 Nov 2009 10:35:27 +0000</pubDate>
		<dc:creator>آرک</dc:creator>
				<category><![CDATA[موسیقی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://blog.vendidad.ir/?p=1594</guid>
		<description><![CDATA[منتقدان موسیقی معتقدند که آهنگسازان دوره رمانتیک به نگرش و دریافت خاصی از موسیقی دست پیدا کرده بودند که تا آن زمان هیچ یک از موسیقیدانها به آن حد از درک و بیان احساسات در موسیقی دست پیدا نکرده بودند. بقولی آنها به کشف کهکشانیه! حسی نایل شده بودند که صمیمیت، غافلگیری،  حالت مالیخولیایی، [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>منتقدان موسیقی معتقدند که آهنگسازان دوره رمانتیک به نگرش و دریافت خاصی از موسیقی دست پیدا کرده بودند که تا آن زمان هیچ یک از موسیقیدانها به آن حد از درک و بیان احساسات در موسیقی دست پیدا نکرده بودند. بقولی آنها به کشف کهکشانیه! حسی نایل شده بودند که صمیمیت، غافلگیری،  حالت مالیخولیایی، شعف و آرزومندی از جلوه های بارز ساخته هایشان بود. در این میان آنها توانستند آوازها و اپراهای زیادی در ستایش عشق رمانتیک پدید آورند که اغلب بیانگر دلباختگی و غمزدگی در عشق به معنای عام بودند. </p>
<p>چایکفسکی در باره سنفونی چهارم خود گفته : &#8220;حتی یک میزان هم از این سنفونی نبوده که به راستی آنرا حس نکرده باشم و بازتاب درونی ترین احساسم نباشد.&#8221; و یا اگر به هر یک از آثار شوپن مراجعه کنید خواهید دید که نهایت بیان احساسات انسانی در آنها نهفته است. </p>
<p>یکی از دلایلی که موسیقی در این دوران به این سطح از درک و احساسات انسانی رسید، مقارنت این سبک از موسیقی با نهضت های ناسیونالیستی در جهان بود. در این زمان آهنگسازان با خلق آثار ارزشمندی به تشریح افسانه ها، وقایع تاریخی ، انقلابها و &#8230;. در سرزمین های خود پرداختند و آگاهانه شروع به خلق آثاری با هویت های ملی کردند. بطوریکه بسادگی میتوان تضاد و اختلاف موسیقی میان سبک رمانتیک را با سبک مثلا<br />
 کلاسیک دریافت و آن اینکه موسیقی کلاسیک جهانی تر است و به محدوده جغرافیایی خاصی تعلق ندارد نه موسیقی رمانتیک که ریشه در وقایه ملی آهنگساز دارد. جالب آنکه اگر دقت کنیم این سبک موسیقی بیشتر در مناطقی از دنیا خلق شد که نهضت های ناسیونالیستی فعالتر بودند مانند لهستان یا روسیه یا چک و حتی آلمان.</p>
<p>نمونه بارز از این قطعات اتود انقلابی شوپن (شماره ۱۲ اپوس ۲۰) که اصلا&#8221; بخاطر اشغال لهستان توسط آلمانها نوشته شد. متاسفانه فقط فایل midi رو تونستم پیدا کنم که البته کیفیت قابل توجهی هم داره، به این قطعه گوش کنید و سعی کنید احساس آهنگ ساز را در آن کشف کنید، احساسی که ناشی از اشغال سرزمینش توسط بیگانگان است، بسیار زیباست.<br />
<a href="http://www.harmonytalk.com/music/ch_etu12.mid"><br />
اتود انقلابی از شوپن<br />
<img alt="audio.gif" src="http://www.harmonytalk.com/archives/logos/audio.gif" border="0" /></p>
<p> </a></p>
<p>منبع : گفتگوی هارمونیک</p>
<img src="http://blog.vendidad.ir/?ak_action=api_record_view&id=1594&type=feed" alt="" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://blog.vendidad.ir/1388/09/05/1594/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
<enclosure url="http://www.harmonytalk.com/music/ch_etu12.mid" length="14468" type="audio/midi" />
		</item>
		<item>
		<title>Jascha Iossif Robertovich Heifetz</title>
		<link>http://blog.vendidad.ir/1388/09/05/1590/</link>
		<comments>http://blog.vendidad.ir/1388/09/05/1590/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 26 Nov 2009 10:30:45 +0000</pubDate>
		<dc:creator>آرک</dc:creator>
				<category><![CDATA[موسیقی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://blog.vendidad.ir/?p=1590</guid>
		<description><![CDATA[
سجاد یکی از دوستان و همکاران خوب من در محل کار هستش که در سطح حرفه ای سه تار میزنه و شنیدم که ویلن زدنش هم دست کمی از سه تار زدنش نداره. اون راجع به هایفتز که یک ویلنیست معروف هست مطلبی برام فرستاده  که من با مختصر ویرایش اونو براتون اینجا میارم.
هایفتز [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div class="imgleft"><img src="http://www.harmonytalk.com/archives/images/heifetz.jpg" border="0" alt="" width="189" height="139" /></div>
<p>سجاد یکی از دوستان و همکاران خوب من در محل کار هستش که در سطح حرفه ای سه تار میزنه و شنیدم که ویلن زدنش هم دست کمی از سه تار زدنش نداره. اون راجع به هایفتز که یک ویلنیست معروف هست مطلبی برام فرستاده  که من با مختصر ویرایش اونو براتون اینجا میارم.</p>
<p>هایفتز از اسطوره های ویلن و کسی که خیلی از موسیقیدانان و منتقدین از او به عنوان بزرگترین نوازنده تاریخ یعنی در رده همپایی با لیست و پاگانینی یاد می کنند، در سال ۱۹۰۱ در ویلنای  روسیه متولد شد. اولین درسهای موسیقی را نزد پدرآموخت و سپس در مدرسه ویلن نزد ایلیا مالکین Ilya Malkin به تحصیل ادامه داد. هایفتز با اجرای کنسرتو ویلن مندلسون در ۷ سالگی استعداد و قدرت خود را نشان داد و در آن سن به شهرت زیادی رسید. او چند سال بعد در کلاس لئوپود آوئرLeopold Auer پذیرفته شد وبه آموختن دوره پیشرفته ویلن نزد وی پرداخت. یاشا هایفتز در سال ۱۹۱۲ موفق به اجرای کنسرتو ویلن چایکفسکی همراه با ارکستر فیلارمونیک برلین شد و شهرتی جهانی کسب کرد.</p>
<div class="imgleft"><img src="http://www.harmonytalk.com/archives/images/heifetz_jascha.jpg" border="0" alt="" width="218" height="168" /></div>
<p>هایفتز کنسرتهای زیادی همراه با بزرگانی چون: روبنشتاین Rubinstein، فویرمن Feuermann، ‌پیاتیگرسکیPiatigorsky ، توسکانینی Toscanini ، وکسمن  Waxman، کوسویتسکی Koussevitzky ، کوستلنتس  Kostelanetz، رینر  Fritz Reiner، مونچ Charles Munch ، اورمندی Eugene Ormandy &#8230;<br />
اجرا کرد که تقریبا همگی بی نظیر وتاریخی بوده اند. (به این عکس نگاه کنید، آیا به غیر از هایفتز که ویلن بدست گرفته نوازنده های پیانو و ویلن سل را میشناسید؟)</p>
<p>وی غیر از نواختن قطعات مشهور ویلن در بالاترین کیفیت، معرفی کننده بعضی از آثارگمنام آهنگسازان بود که اجرای کنسرتو ویلن کنوس JULIUS CONUS و هورا استکاتو ساخته دیناکو Dinicu از این دست است. در میان آثار هایفتز، تعدادی بین مردم عادی هم شناخته هستند و موزیسینهای آماتور هم گاهی هایفتز را با این چند اثر می شناسند مانند کنسرتو ویلنهای وینیاوسکی، چایکوفسکی، برامس، سیبلیوس و &#8230; اگر چه میتوان این اجراها را جزو شاهکارهای هایفتز شمرد ولی با کمی دقت تفاوت شگفت آور هایفتز با دیگر نوازندگان ویلن جهان را در سایر کارهای او مانند کنسرتو ویلنهای بروخ , ویوتامس vieuxtemps ، روندو Rondo Capriccioso از سن سان SAINT-SAENS ، شاکن Chaconne از ویتالی vitali قطعات متعددی از پاگانینی و سارازات &#8230;  بسادگی میتوان مشاهده کرد.</p>
<p>صدای ساز هایفتز منحصر به فرد و شفاف  بود، آرشه کشی و ادیتهای او انقلابی در ویلن ایجاد کرد، که بسیاری از اجراهای قدیمی در کنار آن رنگ باختند. به قول یکی از بزرگان ویلن : &#8220;هایفتز سطح ویرتوزیته را در موسیقی تغییر داد!&#8221; نواخته های هایفتز همگی با بهترین رهبران و نوازندگان و بهترین انتشاراتها RCA,EMI,NAXOS منتشر شده است. او نزدیک به ۱۰ سال از آخرین سالهای زندگیش نوازندگی را متوقف کرد و در اوج مهارت و شهرت، با موسیقی حرفه ای خداحافظی کرد. هایفتز بیشتر عمر خود را در آمریکا گذراند و در همانجا نیزبه سال۱۹۸۷ درگذشت. اجراهای بی نظیر او سالهاست معیاری برای محک زدن نوازندگان در سطح جهان است. به این دوئت ویلن و پیانو گوش کنید :</p>
<p><a href="http://www.harmonytalk.com/music/Heifetz.mp3">زنبو عسل از ریمسکی کروساکف با اجرای هایفتز<br />
<img src="http://www.harmonytalk.com/archives/logos/audio.gif" border="0" alt="audio.gif" /></p>
<p></a>منبع : گفتگوی هارمونیک</p>
<img src="http://blog.vendidad.ir/?ak_action=api_record_view&id=1590&type=feed" alt="" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://blog.vendidad.ir/1388/09/05/1590/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
<enclosure url="http://www.harmonytalk.com/music/Heifetz.mp3" length="983736" type="audio/mpeg" />
		</item>
		<item>
		<title>Summertime</title>
		<link>http://blog.vendidad.ir/1388/09/05/1588/</link>
		<comments>http://blog.vendidad.ir/1388/09/05/1588/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 26 Nov 2009 10:27:29 +0000</pubDate>
		<dc:creator>آرک</dc:creator>
				<category><![CDATA[موسیقی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://blog.vendidad.ir/?p=1588</guid>
		<description><![CDATA[یکی از زیبا ترین ملودیهای jazz که میشه ازش نام برد قطعه ای بنام summertime از آقای George Gershwin که قبلا&#8221; مطلبی راجه به ایشون نوشتم.

ایناها اینجا.

ملودی ساده و زیبای این قطعه باعث شده که صدها خواننده و گروه موسیقی از Jazz گرفته تا کلاسیک و پاپ این قطعه رو اجرا کنند. شعر زیبا و [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>یکی از زیبا ترین ملودیهای jazz که میشه ازش نام برد قطعه ای بنام summertime از آقای George Gershwin که قبلا&#8221; مطلبی راجه به ایشون نوشتم.<br />
<a href=http://www.harmonytalk.com/archives/000007.html><br />
ایناها اینجا.<br />
</a><br />
ملودی ساده و زیبای این قطعه باعث شده که صدها خواننده و گروه موسیقی از Jazz گرفته تا کلاسیک و پاپ این قطعه رو اجرا کنند. شعر زیبا و متداولی که روی این ملودی خونده میشه شعریه از آقایان Dorothy Hayward, Du Bose Hayward, Ira Gershwin. حالا چرا این همه آدم جمع شدند و این شعر رو نوشتند باید به معنای شعر توجه کنید که البته اگه انگلیسی تون خوب باشه بازهم نمی فهمید چون شعر تشریح تابستان از زبان بردهای سیاه هست که بدون دونستن اصطلاح ها و آداب اونها از معنی شعر چیزی در نمیاد.</p>
<p>بگذریم و به موسیقی بپردازیم، این قطعه دو ملودی ساده داره که اولین اونها که زیاد هم تکرار میشه یک همچین چیزیه. </p>
<p><img alt="st_melody.GIF" src="http://www.harmonytalk.com/archives/images/st_melody.GIF" width="480" height="50" border="0" /><br />
<br />
این ملودی زیبا رو اگه بخواهید عادی اجرا کنید خیلی لوس و بی مزه است ولی اگه با حس jazz اجرا کنید بسیار قشنگ میشه. اگه یه کمی حس jazz بهش بدید اینطوری میشه،<br />
<a href="http://www.harmonytalk.com/music/ST1.mp3"><br />
گوش کنید<br />
<img alt="audio.gif" src="http://www.harmonytalk.com/archives/logos/audio.gif" border="0" /><br />
</a><br />
یا اگه یه کمی تمپوی اونو بالاتر ببریم و با حس Jazz بیشتری بزنیم یه همچین چیزی خواهیم داشت،<br />
<a href="http://www.harmonytalk.com/music/ST2.mp3"><br />
گوش کنید<br />
<img alt="audio.gif" src="http://www.harmonytalk.com/archives/logos/audio.gif" border="0" /><br />
</a></p>
<p>میبینید شاید بجز ۵۰% ملودی نواخته شده، بقیه اش هیچ ربطی به اون ملودی که نوشته شده نداره! تو Jazz نوازنده خیلی آزاده میتونه هر تغییری تو ملودی بده تا اونو اونجوری که دوست داره و با حس خودش اجرا کنه. اینهم قسمتهایی از نمونه vocal این قطعه که توسط خانم<br />
<a href=" http://www.cmgww.com/music/holiday/index.html "><br />
Billie Holiday<br />
</a><br />
اجرا شده است.<br />
<a href="http://www.harmonytalk.com/music/SummerTime.mp3"><br />
گوش کنید<br />
<img alt="audio.gif" src="http://www.harmonytalk.com/archives/logos/audio.gif" border="0" /></p>
<p></a></p>
<p>این خانم از خوانندهای خوب و معروف Jazz هست که پدر بزرگ ایشون نیز از جمله بردهای مزرعه یک سفید پوست ایرلندی تبار بوده. این خانم روی اغلب ترانه ها و قطعات آقای Gershwin کار کرده و در سن ۴۴ سالگی هم فوت کرده. اینهم قسمتهایی از متن ترانه:<br />
<br/><br/></p>
<p dir="ltr">
Summertime, and the livin is easy, Fish are jumping, and the cotton is high,<br />
Oh your daddys rich, and your mammys good lookin&#8217;, So hush little baby, So dont you cry …
</p>
<p>منبع : گفتگوی هارمونیک</p>
<img src="http://blog.vendidad.ir/?ak_action=api_record_view&id=1588&type=feed" alt="" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://blog.vendidad.ir/1388/09/05/1588/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
<enclosure url="http://www.harmonytalk.com/music/ST1.mp3" length="408960" type="audio/mpeg" />
<enclosure url="http://www.harmonytalk.com/music/ST2.mp3" length="347904" type="audio/mpeg" />
<enclosure url="http://www.harmonytalk.com/music/SummerTime.mp3" length="923616" type="audio/mpeg" />
		</item>
		<item>
		<title>موسیقی از دید بتهوون</title>
		<link>http://blog.vendidad.ir/1388/09/05/1580/</link>
		<comments>http://blog.vendidad.ir/1388/09/05/1580/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 26 Nov 2009 10:19:47 +0000</pubDate>
		<dc:creator>آرک</dc:creator>
				<category><![CDATA[موسیقی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://blog.vendidad.ir/?p=1580</guid>
		<description><![CDATA[
در سال ۱۸۱۰ خانمی بنام الیزابت برانتو نامه ای به گوته نوشت و در آن شرح دیدارش با بتهون را باز گفت. در قسمت هایی از این نامه از زبان بتهوون آمده است که:
وقتی چشمانم را می گشایم دچار تاسف میشوم، زیرا آنچه که میبینم مغایر مذهبم هست. من دنیایی که نمیداند مکاشفه در موسیقی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>
در سال ۱۸۱۰ خانمی بنام الیزابت برانتو نامه ای به گوته نوشت و در آن شرح دیدارش با بتهون را باز گفت. در قسمت هایی از این نامه از زبان بتهوون آمده است که:</p>
<p>وقتی چشمانم را می گشایم دچار تاسف میشوم، زیرا آنچه که میبینم مغایر مذهبم هست. من دنیایی که نمیداند مکاشفه در موسیقی بسی والاتر از مکاشفه در علم و فلسفه است را تحقیر میکنم. موسیقی شرابی است که به انسان بالندگی تازه ای الهام میکند و من آن خدای شرابم که شراب شکوهمند و مقدسی را برای بشر عصاره میکشد و روح آنان را سرمست میکند. آنگاه که از این مستی به هوش آیند از آن دریا، گوهر ها بیرون کشیده اند و بقدر وسع خود ارمغانها به خشکی باز آورده اند.</p>
<p>من حتی یک دوست ندارم، باید تنها باشم، اما نیک میدانم که خداوند من از هر هنرمند دیگری هنرمندتر و به من نزدیکتر است&#8230; موسیقی بواقع میانجی زندگی عقلانی و احساسی است. با گوته در باره موسیقی من صحبت کنید و به او بگویید که سنفونیهای مرا گوش دهد. آنوقت درخواهید یافت و به من حق خواهید داد که بگویم &#8220;موسیقی گذرگاهی است اثیری به دنیای والای معرفت که بشریت را درمی یابد ولی بشریت از درکش عاجز است.&#8221;</p>
<p>فرادی مصابحه ایشان با بتهوون وقتی متن گزارش را بتههون دید باحیرت گفت : عجب حالت وجد و خلسه ای داشتم!‌این حرفها را من زده ام؟ ( از کتاب سلوک روحی بتهوون)</p>
<p>منبع : گفتگوی هارمونیک</p>
<img src="http://blog.vendidad.ir/?ak_action=api_record_view&id=1580&type=feed" alt="" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://blog.vendidad.ir/1388/09/05/1580/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
