وبلاگ وندیداد

وبلاگی درباره همه چیز

از چه آکوردی به چه آکوردی بریم

ارسال شده توسط آرک در ۲۶ - آبان - ۱۳۸۸افزودن نظر

یادم میاد اون قدیم ها که موسیقی رو تنها نوازندگی میدونستم همیشه فکرمیکردم که بابا جون آخه چطوری میشه فهمید که برایaccompaniment یک ملودی از چه آکوردی به چه آکوردی بریم. اغلب هم دیده بودم با هر شعری این رفقای گیتاری من همینطوری آکورد میگرفتند, خب حقیقتش اینه که گیتاریست های غیر کلاسیک خیلی گوش حساس و دقیقی دارند و راحت میتونند گوشی کار کنند. همینطور اگه پیانیست گوشی باشید, ولی خب معلوم بود که این طوری نیست و حتما” پشت این توالی آکوردها باید یک حکمتی باشه.

رفتم سراغ هارمونی کلاسیک خب یه چند تا کتاب هارمونی خوندم دیدم او اه چقدر قوانین عجیب غریب راجع به پیوند آکورد ها داره. از اینکه در پیوند آکورد ها اگر نت مشترک یکی بود اینکار رو بکنید اگر نبود اینکار, نمیدونم حرکت اکتاو موازی بشدت بد صداست و اینکه از حرکت پنجم موازی حتی المقدور پرهیز بشه و این حرکت خوبه ای یکی بده, این فاصله که اصلا” و …. اوایل چون اینها رو طوطی وار میخوندم فکر میکردم همه شون مزخرف و بی خود هستند. بعدها که درک بهتری از موسیقی پیدا کردم حتی سبک و علاقه ام به سمت Jazz گرایش پیدا کرد دیدم ای بابا خیلی از این حرفهایی که توی Jazz داریم پشتش همین حرفهار هارمونی کلاسیک هستش.

خب طفره زیاد نریم, بریم سر اصل موضوع, وصل آکوردها در عین حالی که دارای قوانین متعدد هستش میتونه بی قاعده هم باشه. بتهوون میگه “هیچ قانونی نیست که در موسیقی برای زیباتر کردن آن نشه زیرپاش گذاشت” یا دوک الینگتون آهنگ ساز و نوازنده پیانو Jazz میگه “آهنگ خودتون رو بزنید اگه دیدید خوب صدا میده درگیر قانون و مقررات موسیقی نباشید”. بگذریم سعی میکنم تو دو سه تا بحث قوانین اصلی این کار رو برای شما بیارم.

Circle5.gif

مهمترین توالی آکوردی که توی تمام سبکهای موسیقی مفید هست چیزیه که بهش دایره پنجم ها یا Circle of the fifths میگند. یه دایره بکشید و به دوازده قسمت تقسمش کنید. توی یکی از قسمتها نت C رو بگذارید بعد در یک جهت مثلا” در جهت عقربه های ساعت با فاصله های پنجم به پنجم خونه های بعدی رو پر کنید. یعنی اینطوری C,G,D,A,E,B,F#,C#,G#,D#,A#,F,C میبینیم که گام کروماتیک رو یه چرخ میزنیم و دوباره به C میرسی. همینطوری اگه عقب هم بریم همین میشه. به شکل بالا دقت کنید.

اینرو هم داشته باشید که هر گام ماژور یک مینور نسبی داره که یک سوم کوچک پایین تر از خودشه. پس برای C داریم Am یا برای E داریم Db و … اگر اینها رو هم توی دایره بکشیم. میتونیم از ترکیب مختلف آکوردهای ماژور یا مینور استفاده کنیم. حالا شروع کنید روی ساز خودتون با آکورهای ساده مثلا” ماژور دایره رو از C بزنید تا دوباره به C برسید میبینید که بدون اینکه احساس حل نشدن یا رو هوا موندن هارمونی برای شما بوجود بیاد یه progression خوب از آکوردها دارید. اگه یک کمی ذوق و سلیقه داشته باشید میتونید روی همین progression ملودی های بسیار زیبا سوار کنید. خب حالا یک کمی کارهای جالب دیگه میتونید یک تکه از این دایره رو برید و برگردید با ترکیب دلخواه (البته نه خیلی) از ماژور و مینور مثلا” C,F,C,G,C یا C,Dm,C,G و … قاعده های دیگری هم هست که بتدریج راجع به آنها صحب خواهم کرد و خواهید دید که هر نت موسیقی که جلوی خودتون میگذارید میتونید با چهار , پنج تا قانونی که بلدید تحلیل کنید. شوخی نمی کنم حمین الان برید و حتی شده کارهای بزرگان رو جلوی خودتون بگذارید به حرف من میرسید. همین سونات معروف دو ماژور موتزات اولش رو نگاه کنید C,G,C هستش.

منبع : گفتگوی هارمونیک

Popularity: 24% [?]

آهنگسازی و تنظیم

ارسال شده توسط آرک در ۲۶ - آبان - ۱۳۸۸افزودن نظر

همه ما میتونیم آهنگ ساز باشیم و هستیم. اگر بتونیم یه ملودی جدید رو زمزمه کنیم که دوستان و آشنایان نشنیده باشندش (کپی هم نباشه) میشه گفت که ما یه آهنگ ساختیم. یا حتی یه شعر رو با دهن با آهنگ خودمون بخونیم. اون موقع اگه پول داشته باشیم میتونیم به یه تنظیم کننده بگیم بیاد اونو تنظیم کنه و بریم دنبال مجوز, کاست بدیم و پولدار و معروف بشیم!! تازه روی کاست مینویسند آهنگ از شما.

البته به این سادگیها هم نیست, راستش آهنگ باید فرم داشته باشه و آهنگ ساز باید یه اطلاعاتی از اینکه فرم یک موسیقی با توجه به سبک اون چی هست داشته باشه. ولی بگم, نه باید تحصیلات زیاد تو موسیقی داشته باشید و نه باید ساز بلد باشید. کافیه خلاقیت لازم برای بوجود آوردن نغمه های زیبا رو داشته باشید. چی فکر کردین اینهمه نغمه های قدیمی و محلی داریم که مال صدها سال پیشه اونها که تحصیلات موسیقی نداشتند. ذوق و سلیقه داشتند وقی میرفتند مثلا” به دشت و صحرا شعر میخوندند که حالا شده آهنگ و بسیاری از اونها معلوم نیست اصلا” از چه کسی هست.

اما معمولا” آهنگ سازهای ما با نواختن ساز آشنا هستند. اون چیزی که من تا بحال دیدم اغلب آهنگ سازها با پیانو آشنا هستند چون آهنگ سازی باهاش راحت تر از سایر سازهاست, گیتاریست ها هم چون آکورد ها رو خوب میشناسند آهنگ سازهای خوبی از آب در می آیند. اگه سوادش رو داشته باشید میتونید هارمونی موسیقی رو هم خودتون در بیارید البته نه لزوما”.

اما تنظیم, کار سختیه صدرصد هنر نیست ولی شاید ۵۰ , ۵۰ بین هنر و تکنیک تقسیم شده باشد. تنظیم کننده میاد آهنگ شما رو برای ۱, ۲, ۳ یا ۴ یا ۵ یا … حتی یک ارکستر می نویسه. به اینصورت که آقا جان فلان ساز چی رو باید بزنه و بهمان ساز چی رو باید بزنه. خلاصه اون مسئولیت رنگ آمیزی آهنگ رو بعهده داره. اینکار اونقدر مهم که میتونه آهنگ شما رو حتی اگه ملودی خیلی ضعیفی داشته باشه به بهترین آهنگ تبدیل روز کنه و یا به مزخرف ترین آهنگ ها.

یه مثال ساده این آهنگ Love Story است که در سال ۱۹۷۰ جایزه اسکار هم برده. آهنگ ساز اون آقایی بنام فرانسیس لی هست که کارهای خوب خیلی داره, همه ما این آهنگ رو شنیده ایم بارها و بارها ولی مطمئن هستم هر دفعه یه جور بوده. یکی با پیانو خالی یکی با ارکستر بزرگ, یکی با سازهای الکترونیکی , یکی به سبک pop بوده یکی کلاسیک و …. . در واقع آهنگ ساز اثر رو خلق کرده (همونی که شما میتونید زمزمه اش کنید) و بعد تعداد زیادی افراد اومدند و اونرو تنظیم کردند.

منبع : گفتگوی هارمونیک

Popularity: 4% [?]

نوشتن ملودیی که میشناسیم

ارسال شده توسط آرک در ۲۶ - آبان - ۱۳۸۸افزودن نظر

هر نوازنده ای بخصوص در Jazz علاقمند که هر چیزی رو که میشنوه بتونه با سازش بزنه. شاید باورتون نشه که تنها روشی رو که بزرگای موسیقی بیان میکنند چیز خارق العاده ای نیست که من و شما ندونیم. میدونید اون چیه داشتن نظم و بقول خارجیها discipline در تمرینه که اینطوری شروع میشه. خب حتما” یه ملودی یا آهنگی هست که به اون علاقه دارید و توانایی اونو دارید که با دهان زمزمش کنید یا تو ذهنتون اونو بخونید. اینکه آیا دقیقا” آنچه شما میخونید همون هست که از رادیو یا CD گوش میدی یه بحث دیگه است در ارتباط با تمرین گوش که بعدا” راجع به اون صحبت میکنیم. ولی فرض میکنیم داربد بصورت درست و بدون غلط یک ملودی رو میخونید حالا یا ملودی خودتونه یا مال یکی دیگه.

منبع : گفتگوی هارمونیک

هرگز نباید سعی کرد که کل قطعه رو یک دفعه در آورد یا بقولی transcribe کرد. ملودی از جملات کوچک یا motif و بسیار شبیه بهم تشکیل شده. سعی کنید بتونید motif ها رو تشخیص بدید و درشون بیارید. جمله عین زبان فارسی خودمونه جایی که یه نقطه ای, کامایی و … دیده میشه. چطوری بگم ملودی به یک نت بزرگ یا به یک سکوتی میرسه که این حالت رو میرسونه که قراره یک اتفاق دیگه بیفته. خیلی نمیخوام موضوع رو فنی کنم چون مثل فارسی که جمله هم انواع مختلف داره بعضی ها ناقص هستند مثلا” مفعول ندارند و … تو موسیقی هم همینه.

به شکل زیر نگاه کنید. البته این حالت خاصی هستش که بشه گفت موتیف کدومه ولی مهم نیست. دو تا چنگ اول (e,g) نت های pickup هستند که بود و نبودشون خیلی به ملودی صدمه نمی زنه شاید مثل قید تو دستور زبان خودمون باشه. معمولا” در Jazz برای رسیدن به نت های مهم از این نتها استفاده میشه. الان میزان های دوم و سوم یک موتیف هستند. البته باز باید دو تا نت ضرب چهارم میزان سوم رو نیز فراموش کنید چون اونها pickup برای نت c در میزان چهارم هستند. اگه دقت کنید شباهت میزان های چهارم و پنجم رو با دوم و سوم در ریتم خواهید دید. حتی ریتم میزان ششم هم با میزان های دوم و چهارم یکی هستش.

اصلا” قاعدش همینه که آهنگ ساز یک موتیف رو میگیره بعد اونو تکرار میکنه و البته در موارد زیادی هم اونو بسط میده و موتیف های جدید میسازه. میدونید ذهن ما دوست نداره که دائم چیزهای جدید بشنوه اون تکرار رو دوست داره. این چیزی که آهنگ ساز باید اونو رعایت کنه اگه نه مردم هیچ چی از موسیقی نمیفهمند و اصلا” موسیقی جذابیت خودشو از دست میده.

معمولا” motif ها ریتم های یکسان و یا حداقل شبیه به همی دارند. اینه که اگر ریتم motif رو پیدا کنید ساده تر میتونید ملودی رو بنویسید. بگذریم وقتی تونستید یک جمله کوچک از اون چیزی رو که زمزمه میکنید با سازتون بزنید باید سعی کنید که اونرو بنویسید. اغلب قطعات دارای ریتم مشخص هستند و اونهایی هم که اینطور نیستند با سرضربهاشون میشه فهمید که اول میزان کجاست.

حالا باید ابتدای ملودی رو پیدا کنید که کجای میزان هست. موسیقی Jazz رد خور نداره که در ۹۰ درصد مواقع ملودی هاش off beat هست این میتونه کمکتون کنه. خب دیگه کاری نداره شروع کنید به نوشتن نت هایی که روی سازمی زنید. ممکنه تو تشخیص ارزش زمانی نت ها اشتباه کنید. اما تقش زود در میاد و معلوم میشه چون یه هو میرید تو یه میزان دیگه در صورتی که وقتی قطعه رو گوش میدید اینطوری نیست. ممکنه اولش سخت باشه ولی من فکر میکنم حتی اگه بی تجربه هم باشید ظرف نیم ساعت میتونید اقلا” چهار , پنج میزان رو بنویسید. اگر هر روز نیم ساعت وقت برای اینکار بگذارید مطمئن باشید ظرف مدت یک ماه خواهید توانست قطعات رو بسادگی بنویسید و اجرا کنید. نکته مهم داشتن همت زیاد برای تمرین کردن هستش. که نداریم و اغلب میخواهیم یه شبه همه چیزها رو یاد بگیریم!

Popularity: 5% [?]

Roger Waters & Pink Floyd

ارسال شده توسط آرک در ۲۶ - آبان - ۱۳۸۸افزودن نظر

راجر واترز در ششم سپتامبر ۱۹۴۳ یعنی حدود ۶۱ سال پیش در شهر Grate Bookham بفاصله ۲۰ مایلی لندن بدنیا آمد. پدر او در جنگ جهانی دوم در جریان تاخت و تاز انگلیس یه ایتالیا از دنیا رفت. شاید بخاطر همین باشد که بسیاری از اشعار ترانه های او راجع به جنگ هستش. او آلبوم The Final Cut رو برای همین منظور اختصاص داد. فعالیت هنری وی از سال ۱۹۶۵ یعنی سن ۲۲ سالگی در گروهی بنام The Abdabs شروع شد. این گروه بیشتر کارهای Blues انجام میداد. این گروه شامل چهار نفر دیگر بود که در کمتر از یک سال از هم پاشیده شد. او سپس از افرادی چون Bob Close , Syd Barrett برای فعالیت در گروه دعوت کرد. اواخر سال ۱۹۶۵ بود که آنها نام گروه را به The Pink Floyd Sound تغییر دادند. این نام بعدها برای اختصار و سادگی به Pink Floyd تبدیل شد.

Pink Anderson و Floyd Council دو نوازنده واستاد موسیقی به سبک Blues بودند, گفته میشه که Syd Barrett نام گروه رو از اسم این دو موسیقیدان گرفته. اواسط سال ۱۹۶۶ گروه بصورت غیر رسمی فعالیت میکرد و موسیقی آنها بیشتر ساخته Barrett بود که حالت R&B داشت. در آن زمان فعالیت آنها بیشتر حالت زیرزمینی داشت و بعنوان خارق العاده ترین این گروه ها مطرح بودند. تا اینکه در سال ۱۹۶۷ ترانه Arnold Layne به بازار عرضه شد و توانست رتبه ۲۰ در انگلیس بدست آورد. بعد از آن ترانه See Emily Play عرضه شد که برای مدت ۷ هفته بعنوان ششمین بهترین ترانه بود.

اولین آلبوم رسمی آنها بنام The Piper at the Gates of Dawn بود که باز در مدت ۷ هفته رتبه شش را به خود اختصاص داد. ترانه های این آلبوم را Syd و Roger با یکدیگر خوانند. Syd نوازنده گیتار, Roger نوازده گیتار بیس و دو نام آشنای Richard Wright و Nick Mason هم نوازنده های کیبورد و drums بودند. تقریبا” تمام ترانه ها و آهنگ ها از Syd Barrett بود.

Syd بعلت استفاده زیاد از مواد مخدر بتدریج توانایی های خود را از دست داد و گروه بناچار مجبور شد از David Gilmour برای نواختن گیتار دعوت کند تا به گروه بپیوندد. تا مدت کوتاهی هر دو گیتاریست یعنی Syd و David در گروه کار میکردند تا اینکه در یک شب بدونه اینکه دنبال Syd بروند به اجرای کنسرت پرداختند!! بعد از Syd , Roger Waters مسئولیت نوشتن موسیقی و ترانه ها را بعهد گرفت و معدود کارهای آنها با کمک سایرین بود. از اینجا بود که گروه شکل جدید رو بخود گرفت و تا سالها این چهار نفر با یکدیگر همکاری کردند.

منبع : گفتگوی هارمونیک

Popularity: 11% [?]

Henry Mancini

ارسال شده توسط آرک در ۲۶ - آبان - ۱۳۸۸افزودن نظر

هنری مانچینی آهنگ ساز, رهبر ارکستر و تنظیم کننده با استعداد قرن بیستم بود. او کاندید دریافت جایزه در ۷۲ Grammys بود و توانست در ۲۰ مورد جایزه دریافت کند. همچنین در ۱۸ مورد کاندید دریافت جایزه اسکار بود که توانست چهار جایزه دریافت کند. آهنگ فیلمهای بیاد ماندنی چون ویکتوریا, پلنگ صورتی, روزهای شراب و رز, هاتاری و صبحانه در تیفانی و … ساخته او بودند. همچنین موسیقی فیلمهای تلویزیونی چون Thorn Birds یا Shadow Box یا Moon River و … از او بوده است. کارهای اورا خواننده های بزرگی چون Frank Sinatra یا Andy Williams و … خوانده اند. موسیقی او محدود به سبک خاصی نمیشود از کارهای pop وjazz گرفته تا کارهای کلاسیک. او رهبری ارکسترهایی چون سمفنیک لندن, فیلارمونیک لس آنجلس, پاپ بوستن و … را نیز بعهده داشته است.
<br><br>
مانچینی در سال ۱۹۲۴ در اوهایو بدنیا آمد. پدرش به او نواختن فلوت را آموزش داد بطوری که در ۹ سالگی فلوت مینواخت. در سن ۱۲ سالگی با پیانو آشنا شد و خیلی زود به تنظیم و آهنگ سازی علاقمند شد. پس از اتمام تحصیلات موسیقی و سربازی از سال ۱۹۵۲ رسما” زندگی حرفه ای خود در موسیقی را شروع کرد. او در سال ۱۹۹۴ در گذشت ولی موسیقی او همواره زنده خواهد بود. موسیقی
فیلم و کارتون پلنگ صورتی که یکی از قطعات زیبای Jazz میباشد ساخته اوست. فایل مقابل نت موسیقی پلنگ صورتی میباشد.

<a href=http://www.harmonytalk.com/archives/docs/Henry%20Mancicni%20-%20The%20Pink%20Panther.pdf>
The Pink Panther Theme pdf file
</a>

Popularity: 4% [?]

راجع به پیدایش موسیقی

ارسال شده توسط آرک در ۲۶ - آبان - ۱۳۸۸افزودن نظر

واقعیتش رو بخواهید موسیقی منشا مذهبی داره چه در ایران چه در خارج از اون. در قرون وسطی موسیقی چیزی جز آنچه انسانها در مراسم مذهبی شون میخوندن نبود که این خود منشا موسیقی امروز شد شاید اسم آوازهای گریگورین رو شنیده باشید که مربوط به موسیقی این دوران میشه. بدنبال اون موسیقی های دیگری هم پیدا شد که مثلا” مربوط میشد به ادمهایی که برای سرگرمی مردم شروع به تعریف داستان در خیابان ها میکردند و در کنار آن شعر و ترانه میخواندند. تا قرن نهم موسیقی فقط دارای یک قسمت بود و آنهم فقط خواننده (همون Vocal خودمون), در این زمان یک قسمت یا part دیگه که عین آنچه خواننده میخوند ولی پایین تر با یک فاصله پنجم یا چهارم به موسیقی اضافه شد. بعدها یاد گرفتند که صدای سومی هم با فاصله یک اکتاو پایین تر از خواننده به موسیقی اضافه کنند. تا مدتها حرکت این دو یا سه بخش در یک جهت بود اما بتدریج یاد گرفتند که حرکت مخالف نه تنها ناخوشایند نیست بلکه به مراتب میتونه زیبا تر هم باشه, این بود که شروع به حرکت دادن این بخش ها بصورت مخالف هم نیز کردند.به تدریج صاحبان هنر در کلیساها قوانین و چهارچوبهایی برای حرک بخشها تدوین کردند و اساس موسیقی Polyphony را بوجود آوردند.آنها موسیقی را برای صدای انسان مینوشتند و پشت آن سازهایی را که معمولا” سازهای کلاویه ای بود برای همراهی تنظیم میکردند.

تاحدود قرن دوازدهم, ریتم جایگاه مشخصی در موسیقی نداشت اما در این زمان به این مشخصه توجه خاصی شد و ملودی ها و هماهنگی های پشت آن دارای ارزشهای زمانی مختلف شد و موسیقی بیشتر شبیه به آنچه امروز ما میشنویم شد. رنسانس زمانی بود که درآن انقلاب بزرگی در فرهنگ , تمدن و قوانین اجتماعی رخ داد. موسیقی هم مانند سایر هنر ها تحت تاثیر این پدیده قرار گرفت و در آن تحولات اساسی رخ داد. دو هنرمند بنام های Lassus و Palestrina از فرانسه و ایتالیا بعنوان پایه گزاران اصلی Polyphony در آن زمان مطرح شدند. بتدریج در اسپانیا و انگلیس نیز موسیقیدانان به سمت Polyphony حرکت کردند.

از حدود سال ۱۶۰۰ دوران باروک آغاز میشه. حتما” نام Caludio Monteverdi رو شنیدید, ایشون بعنوان مطرح ترین موسیقیدان این دوران بوده. دقت کنید آقای J.S. Bach هم مال همین دوران بوده و حالا بیشتر از مونتوردی معروف شده باشه برای بعد. مونتوردی حتی پدر اپرا شناخته میشه چون اولین اپراها رو اون به تصنیف در آورد. باخ بنیان گذار موسیقی نوین کلیسایی بخصوص با ارگ بوده. از اونجایی که راجع باخ زیاد میشه حرف زد میزاریم بعدا”.از اواخر دوران باروک گروههای کنسرت شکل گرفتند. Tomaso Albinioni , Antonio Vilvaldi و George F. Handle همه از موسیقیدانان این دوره هستند که هر کدومشون برای خودشون غولی بودند.

منبع : گفتگوی هارمونیک

Popularity: 7% [?]

سالروز جدایی از گروه بیتلز

ارسال شده توسط آرک در ۲۶ - آبان - ۱۳۸۸افزودن نظر

خب امروز جمعه نهم آوریل هستش و شاید ندونید سال روز خروج رسمی آقای Paul McCartney از گروه Beatles هست. ایشون همونی هستند که توی عکس یه جورایی خودشونو قایم کردند.این اتفاق در سال ۱۹۷۰ رخ داد و فردای اون روز یعنی دهم همه مطبوعات شروع به تحیلی این واقعه پرداختند. جالب بدونید اسم واقعی ایشون هست Chris O’Neill ولی خب به این نام مشهور نیست. اون در Bristol توی انگلستان متولد شد و بعدها در سن ۹ سالگی به Liverpool رفت. تازه در سن ۱۴ سالگی یه گیتار خرید به مناسبت جشن تولدش. این آقا فیلم هم بازی کرده اولین اونها در سال ۱۹۹۲ در فیلمی بنام Back Beat بوده. البته گروه Beatlesکه همه ما میشناسیمش در سال ۱۹۶۴ بوجود آمد, میبینید آدمها با هم موفق میشند بعد فوری ازهم جدا میشند بیشتر از ۶ سال نتونستند با هم کار کنند. بگذریم گروه آنها بزرگترین گروه طی اون سالها بوده و آوازشون به همه جای دنیا رسیده بود. این آقا و حتی هنوز Beatles اونقدر طرفدار دارند که در بسیاری از شهر های انگلیس و آمریکا رادیو هایی بصورت ۲۴ ساعته بیشتر برنامه شون رو به این افراد تخصیص میدند. سبک کارشون بنظر من البته چیزی تومایه های Pop و Rock هستش.

شاید یکی از ۱۰ اثر معروفشون آهنگ Yesterday باشه که در سال ۱۹۶۵ تهیه شد. این آهنگ برای همه ما خاطره داره بخصوص که مرحوم فرهاد خوانند خوب ایرانی هم اونو خونده بود. یه آمار دیدم و نوشته بود که این آهنگ تا بحال بیشتر از ۶ میلیون بار از رادیو های آمریکایی پخش شده (حالا چطوری حساب کرند بماند). Paul McCartney هنوز میخونه و محبوبه. اون در سال ۱۹۹۰ یک کنسرت در ریودوژانیرو داشت که میگن بیش تر از ۱۸۰ هزار نفر برای تماشای اون کنسرت جمع شده بودند. این آقا در سال ۱۹۶۹ با یکی از عکاسهای گروهشون بنام Linda Eastman ازدواج کرد اما همسر ایشون در سال ۱۹۹۸ فوت کرد و یک سالی از موسیقی بدور ماند. اما در سال ۱۹۹۹ ایشون با اجرای کنسرتهایی از بهترین کارهای Rock’n Roll خودش دوباره پا به عرصه موسیقی نهاد. منم اخیرا” یک کار ایشون رو دیدیم که مال سال ۲۰۰۱ فکر کنم بود , آقای David Gilmour براش گیتار میزد و البته همخوانی هم میکرد!

منبع : گفتگوی هارمونیک

Popularity: 7% [?]

چند مثال برای jazz

ارسال شده توسط آرک در ۲۶ - آبان - ۱۳۸۸افزودن نظر

دیروز داشتم فکر میکردم که من هی میگم موسیقی Jazz ولی خب شاید خیلی ها از این سبک نشنیده باشند. این بود که دیشب یه دو سه تا مثال رو تو خونه زدم و ضبط کردم که الان توضیح میدم شاید به درک بیشتر این سبک کمک کنه. موسیقی کلاسیک خیلی صاف و صوفه یا به قولی اطو کشیده است, شما بخصوص اگر کارهای موتزارت رو گوش کرده باشید یا حتی بتهون به این پی میبرید. ولی نظر شخصی ام اینه که یکی Jazz تشابهات زیادب یه رمانتیک داره شاید چون تو رمانتیک نوازنده با به تاخیر انداختن نت ها و در هم شکستن غالب های معمولی ریتم فضاهای جدید رو درست میکنه. یه لحظه یکی از سوناتهای موتزارت رو با مثلا” یکی از نوکتورن های شوپن مقایسه کنید. مثلا” سوناتهای موتزارت غالب ریتمی دست چپ نوازنده پیانو از دوگروه چهارتایی نتهای چنگ با آکوردهای ساده اول و دوم و پنجم گام شروع میشه و اگر خیلی کولاک بشه وسطها یه مدولاسیون میشه و یا به یک سری آکوردها دیگه حداکثر کاسته اونم خیلی کم کشیده میشه. ولی شوپن نه, به جرات میشه گفت که هارومونی بسیار غنی تری داره و به ندرت از آکورد های سه صدایی ساده استفاده میکنه ضمن اینکه غالب ریتمی رو چندین بار در طول یک قطعه عوض میکنه.

بگذرم مثال یک (Example1) رو اگه گوش کنید با یه آکورد دو ماژور ساده آمدم یک گام رو خیلی کلاسیک و اطو کشیده رفتم. نتها همه برابر هستند و به جز سر ضرب ها که یکمی قویترند برتری خاصی نسبت به هم ندارند. اما بعد از این یک آکورد دو هفت گرفته شد و یه گام Jazz نزدیک به Blues زده شده. نگاه کنید که نت ها دارای duration های نامساوی و accent ها غیر یکسان هستند. ممکنه اگر یه بار دیگه همین گام رو بخوام بزنم یه جور دیگه به اون duration یا accent بدم. عادلانه قضاوت کنید میتونید ببینید که موسیقی Jazz چقدر انرژی داره.

حالا تو مثال دو (Example2) آمدم یک جمله اول سونات دوماژور موتزارت رو زدم که همه ما میشناسیمش. بعد همونو با حالت improvisation زدم. بازم تاکید میکنم به احتمال زیاد دفعه بعدی که اینو بزنم یه جور دیگه در میاد ولی نکته اینه که اگر حواسمون جمع باشه میتونمی جمله اول همون سونات موتزارت رو در این گوش کنیم.

تو یه مثال دیگه (Example3) جسارتا” آمدم از ملودی خیلی خیلی خیلی … هنرمندانه و زیبای قسمتی از سونات پاتتیک آقای بتهون استفاده کردم و اونو اونجوری که دلم میخواست و تو مایه های Jazz زدم, اگه این سونات رو شنیده باشید براتون حتما” براتون جالب خواهد بود.

چیزی که شاید براتون شک و ابهام ایجاد کنه, البته اگه Jazz نشنیده باشید اینه که خب چه موزیک cool و آرامش بخشیه با وجودی که مثل رمانتیک ریتمش در حال حرکته ولی اینجوریها هم نیست. کافی drums و یک base اضافه کنید ببینید چی میشه. این مثال چهارم که با اجازتون مال هیچ کسی جز خودم نیست و ملودی اون جز اولین ملودی هایی بوده که من درست کردم گواه این مدعاست. گوشش بدید (Example4).

خب امیدوارم حداقل یک برداشت سطحی از این سبک موسیقی داشته بدست آورده باشید بعدها بیشتر راجع به اون براتون مینویسم. درضمن از اینکه متونی رو که مینویسم اغلب غلط های املایی داره منو ببخشید.

منبع : گفتگوی هارمونیک

Popularity: 10% [?]

ادامه پیدایش Jazz

ارسال شده توسط آرک در ۲۶ - آبان - ۱۳۸۸افزودن نظر

موج دومی که در تحول موسیقی Jazz بوجود آمد رو افرادی چون Joe King Oliver , Kid Ory و Jelly Roll Morton بوجود آوردند. اینها با ایجاد گروه های اجرای چند نفره به پیچیده کردن ملودی موسیقی و ایجاد تغییرات دینامیک در قطعات پرداختند. و سبکی بنام Hot Jazz رو پایه ریزی کردند. دلیل استفاده از این نام بقول خودشون گردن شکن بودن سرعت اجرای قطعات در این سبک بود. دقت کنید که این مربوط به سالهای آخر قرن ۱۹ هست و Jazz امروزه با سرعت بسیار معتدل تری نواخته میشه.

بگذریم جالب است که بدونید آقای Louis Armestrong معروف توسط همین King Oliver که عکسش رو میبیند کشف شد و در عالم موسیقی معرفی شد. Armestrong بزرگ شد و بعنوان یکی از مطرح ترین چهرهای موسیقی Jazz در قرن بیستم شناخته شد. کارهای Armestrong به اندازه ای قوی و نو بود که اثر آن روی موسیقی Pop و حتی Classic بعد از او بسادگی قابل مشاهده میباشد. شاید به جرات بتوان گفت که او بود که Jazz را دقیقا” تعریف کرد و به آن معنایی که ما امروزه میشناسیم در آورد. میگند که Charlie Parker تنها کسی بوده که تونسته به اندازه های Armestrong نزدیک بشه. راجع به Armestrong بعدا” مفصل خواهم نوشت.

منبع : گفتگوی هارمونیک

Popularity: 5% [?]

پیدایش موسیقی Jazz

ارسال شده توسط آرک در ۲۶ - آبان - ۱۳۸۸افزودن نظر

موسیقی Jazz به گفته ای در حدود سالهای ۱۸۹۵ در New Orleans بدنیا آمد. این موسیقی از ریشه Bluse و Ragtime بوده و تفاوت اصلی Jazz با این دو در استفاده بسیار از Improvise یا بداهه نوازی هستش. Jazz اساس موسیقی رو در اون زمان بهم زد. زمانی که آهنگ ساز قطعه ای رو روی کاغذ مینوشت و نوازنده میبایست بدون چون و چرا اونو اجرا کنه, نوازنده چیزی جز یک ماشین ترجمه نبود. در حالی که در موسیقی Jazz نوازنده به مراتب بیشتر از یک ماشین ترجمه است. اون ملودی های اصلی قطعه رو از آهنگ ساز میگره و روی اونها Improvise های خودش رو میگذاره. حتی پا فراتر میزاره و در بسیاری موارد هارمونی قطعه رو نیز عوض میکنه. در اوایل پیدایش شاید این ضعف نوازنده ها در نت خوانی بود که باعث شد اونها Improvise های خودشون رو تو مایه های نت اصلی بنوازند. اما بعد از مدتی ذوق و هنر نوازنده ها در این بداهه نوازی ها ادغام شد و قطعاطی بسیار زیبا و پیچیده بوجود آمد که پایه های موسیقی Jazz رو بنا نهاد.

خیلی ها Jazz رو معادل Bluse میدونند ولی اگر از هر دو سبک قطعاتی رو شنیده باشید به گستردگی و بزرگی Jazz در مقابل محدودیت Bluse پی خواهید برد.این سبک موسیقی ابتدا توسط سیاهان آفریقایی – آمریکایی که در New Orleans بودند بوجود آمد. Buddy Bolden اغلب بعنوان اولین هنرمند Jazz شناخته میشه. او درواقع Leader یک گروه بود که در آن سالها شروع به نواختن Improvise های خودش پرداخت. گروه او از سالهای ۱۸۹۵ شروع بکار کرد.عکس بالا مربوط به همین گروه هستش. خود این آقا دارای صدای بسیار بلند و خوبی بود که متاسفانه از سال ۱۹۰۷ به علت بیماری به آسایشگاه منقل شد و تا آخر عمر آنجا بود. خلاصه از اینجا یعنی New Orelans بود که موسیقی Jazz متولد شد.

Popularity: 11% [?]

ویدئو

برچسب‌ها

Sponsors

درباره ما

Twitter

    Photos

    Activate the Flickrss plugin to see the image thumbnails!