وبلاگ وندیداد

وبلاگی درباره همه چیز

بستنى، افسردگى را کاهش می‌دهد

ارسال شده توسط آرک در ۱۸ - آبان - ۱۳۸۸افزودن نظر

خواص‌خوراکی‌ها- احساسات درونى به خصوص افسردگى از جمله عواملى هستند که روى اشتها تاثیر می‌گذارند.

به عنوان مثال گاهى افسردگى موجب کاهش یا از بین رفتن اشتها می‌شود و گاهى نیز اشتها را چندین برابر می‌کند.

اما اگر می‌خواهید میزان افسردگى خود را کاهش دهید، علاوه بر ورزش و خورد و خوراک سالم، مصرف بستنى را فراموش نکنید.

متخصصان می‌گویند ماده‌اى در بستنى وجود دارد که به کاهش افسردگى در بدن کمک می‌کند، البته موجب درمان آن نخواهد شد.

با وجود این، توجه داشته باشید که در بستنى مقادیر زیادى شکر و چربى وجود دارد و در صورتى که به دیابت یا بیماری‌هاى دیگری-که پرهیز خوراکى دارند- مبتلا هستید، براى مصرف بستنى با پزشک خود مشورت کنید.

منبع : همشهری‌آنلاین

Popularity: 1% [?]

کاهش سن افسردگى در کشور به دوره نوجوانى

ارسال شده توسط آرک در ۱۸ - آبان - ۱۳۸۸افزودن نظر

رئیس انجمن مبارزه با آسیب‌هاى رفتارى اعلام کرد: بنابر آخرین پژوهش‌هاى صورت گرفته، متاسفانه سن افسردگى در کشور به محدوده سنى نوجوانى کاهش پیدا کرده است.

دکتر بهرام یگانه در گفت‌وگو با ایسنا، با بیان این مطلب، توضیح داد: در برخى پژوهش‌هاى اخیر صورت گرفته، مواردى از ابتلا به افسردگى در نوجوانى گزارش شده که این موضوع هشداردهنده است.

وى به برخى علایم افسردگى اشاره کرد و گفت: بی‌اشتهایى، فقدان تمایل و تمرکز نسبت به درس خواندن، کم تحرکى و بی‌علاقگى نسبت به تعامل با خانواده و جمع‌هاى دوستانه از علایم ابتلا به افسردگى است که ممکن است در نوجوانان مشاهده شود.

یگانه در عین حال، فقر، فقدان مهارت‌هاى زندگى و در نتیجه ناتوانى و شکست در برقرارى ارتباطات سالم و متعادل با همسالان و خانواده و آشنا نبودن و آموزش ندیدن نوجوانان نسبت به راهکارهاى برنامه‌ریزى صحیح گذران اوقات را از عمده عوامل ابتلا به افسردگى در نوجوانى ذکر کرد.

رئیس انجمن مبارزه با آسیب‌هاى رفتارى همچنین به مشکلات نوجوانان در بیان مسایل مربوط به بلوغ جنسى با خانواده و افراد معتمد به عنوان یکى دیگر از عوامل موثر در بروز افسردگى در نوجوانى اشاره کرد.

یگانه در ادامه برخى خطرات و آسیب‌هاى رفتارى ناشى از ابتلا به افسردگى در سنین نوجوانى را نیز برشمرد و بیان کرد: برقرارى ارتباطات ناسالم، گرایش به سوءمصرف مواد مخدر و اعتیادآور و بی‌انگیزگى در تحصیل در مدرسه یا حضور در کلاس‌هاى آموزشى مختلف به تناسب مقتضیات سن، از عمده آسیب‌هاى ناشى از دچار شدن به افسردگى زودرس و ناخواسته در سنین پایین و نوجوانى محسوب می‌شود.

وى در تعریف محدوده سنى نوجوانى، با بیان این که دیدگاه‌هاى مختلفى در این زمینه مطرح است، گفت: این محدوده سنى علی‌رغم برخوردارى از تعابیر سنى مختلف، معمولا بین ١٣ تا پایان ١٨ سال تعریف می‌شود.

این متخصص این موضوع را نیز در پایان خاطرنشان کرد که متاسفانه امروز شاهد آسیبى به نام «محسوس شدن علایم افسردگى در بین گروه‌هاى سنى مختلف» هستیم، بدین مفهوم که علایم فیزیکى و روحى ناشى از ابتلا به افسردگى در افرادى که از زمینه لازم براى ابتلا به چنین آسیبى برخوردارند، به راحتى قابل مشاهده است که این نیز، از فراهم‌تر شدن زمینه‌هاى ابتلا به این آسیب ناشى می‌شود.

منبع : همشهری‌آنلاین

Popularity: 2% [?]

پیش‌بینى آنلاین خطر ابتلا به افسردگى

ارسال شده توسط آرک در ۱۸ - آبان - ۱۳۸۸افزودن نظر

دانشمندان دانشگاه لندن به تازگى تست آنلاینى را تولید و ارائه کرده‌اند که «predictD» (پیشگویى افسردگی) نام داشته و قابلیت تشخیص بیمارى افسردگى را در افراد مختلف خواهد داشت. این برنامه در سطح جهانى قابل استفاده بوده و پزشکان خانوادگى و درمانگاه‌هاى محلى می‌توانند با استفاده از آن خطر ابتلا به این بیمارى را در افراد مختلف تعیین کرده و درمان‌هاى مورد نیاز براى مقابله با آن تجویز کنند. برنامه پیشگویى افسردگى که بر مبناى تجهیزات پیشگویى بروز اختلالات قلبى تولید شده است از دقت بالایى برخوردار بوده و دقت آن با تجهیزاتى که براى پیشگویى بیمارى قلبى در کشورهاى اروپایى مورد استفاده قرار می‌گیرد، قابل مقایسه است. افراد با مراجعه به سایت www.ucl.ac.uk/perdict-depression می‌توانند میزان خطر افسردگى را در خود تعیین کنند. با استفاده از این برنامه محققان قصد دارند براى اولین بار و طى مطالعه‌یى گسترده میزان کاربردى بودن این ابزار را در چین و در تخمین تعداد مبتلایان به افسردگى و پیشگویى تعداد مبتلایان آینده این کشور مورد آزمایش قرار دهند.

منبع : خبرگزاری مهر

Popularity: 3% [?]

افسردگى زنان درد و درمان

ارسال شده توسط آرک در ۱۸ - آبان - ۱۳۸۸افزودن نظر

سلامتی – عصمت سپهری:

افسردگى، بیمارى شایع عصر ماست و در کشورهاى مختلف جهان روندى فزاینده دارد.

مشکلات زندگى ماشینى و همچنین بحران‌هاى اجتماعى و فرهنگى جوامع، باعث تشدید افسردگى شده است. امروزه به‌علت شیوع بالاى افسردگى در جوامع، از آن به «سرما‌خوردگى روانی» یاد می‌شود ‌طورى که در آمریکا آمار سال ٢٠٠۶، نشان می‌دهد بیمارى افسردگى، بیمارى اول است و نزدیک به ۶٠ میلیون نسخه داروى ضد‌افسردگى، در داروخانه‌ها فروخته شده است.

پژوهش‌هاى ۵٠سال اخیر نشان داده که کمبود ماده‌اى به‌نام «سرتونین» در مغز، یکى از عوامل ایجاد افسردگى است. روان‌شناسان نیز بر این باورند که فقدان تجارب مثبت از قبیل عشق و محبت و حمایت عاطفى در روابط انسانى، منجر به افسردگى می‌شود. افسردگى علائمى چون کناره‌گیرى از مردم، مشکلات تمرکز، کم‌خوابى یا پرخوابى، اختلال در غذاخوردن و احساس گناه یا بی‌ارزشى دارد. اندیشیدن به مرگ و تمایل به‌ خودکشى نیز از دیگر علائم شایع افسردگى است.

مطالعات مختلف از این حکایت می‌کند که میزان افسردگى در زنان دوبرابر مردان است. پروین شکور، کارشناس ارشد روان‌شناسى بالینى می‌گوید: «افسردگى به‌عنوان یکى از شایع‌ترین اختلالات رفتارى و روانى در مردان حدود ١۵درصد و در زنان ٢۵درصد است». (شکور. پروین، روان هم گاهى سرما می‌خورد، ص١)

کارشناسان افسردگى را بعد از ایست قلبى، مهم‌ترین علل مرگ‌و‌میر زنان می‌دانند. افسردگى علل متعددى دارد. عوامل زیستى و وراثتى، شخصیت فرد و عوامل محیطى در بروز افسردگى دخیل هستند. البته در زنان، شیوه زندگى، شرایط بیولوژیک و عوامل خاصى مانند تولید مثل، هورمون‌هاى ژنتیک، باردارى، زایمان و یائسگى در افسردگى تاثیر دارند. اعضاى خانواده از جمله همسر می‌توانند در تخفیف و تسکین این اختلالات، نقش ایفا کنند، چنان‌که دکتر امان‌ا… قرائی‌مقدم، جامعه‌شناس ایرانى، نقش حمایتى همسر در دوران باردارى و زایمان را تا حد زیادى در رفع اضطراب و نگرانى زن مؤثر می‌داند. (قرائی‌مقدم.امان ا…، آموزش و پرورش، ص٣)

امروزه به خاطر مشارکت زنان در فعالیت‌هاى اجتماعى و اقتصادى و کم‌توجهى دولت‌ها و نیز سست شدن جایگاه خانواده، زنان، آسیب‌پذیرتر شده‌اند. دکتر قاسم قاضى، روان‌شناس در این باره می‌گوید: «بررسی‌ها در سراسر دنیا نشان می‌دهد که زنان براى ابتلا به افسردگى مستعد‌تر هستند و این موضوع با مسائل شغلى، ارتباطات اجتماعى، مسئولیت‌پذیرى، دغدغه مالى و حمایت‌هاى روانى و اجتماعى مرتبط است».

دکتر قاضى معتقد است زنان به‌علت حساسیت‌هاى بالا، زود ‌رنج‌ بودن، عاطفه شدید و توجه زیاد به جزئیات، بیشتر در معرض احساسات و هیجانات منفى و بالاخره افسردگى قرار دارند. (قاضى. قاسم، روان هم گاهى سرما می‌خورد، ص٢)

از دیگر عواملى که زنان را به سمت افسردگى سوق می‌دهد، می‌توان به استرس و فشارهایى که در بیرون از محیط خانه تحمل می‌کنند، اشاره کرد. امروزه به‌دلیل عدم ‌هماهنگى میان وظایف همسرى و مادرى از یک سو و اشتغال زنان از سوى دیگر، فشار روحى مضاعفى به آنها وارد می‌شود. دکتر قرائی‌مقدم در این باره می‌گوید: «وقتى در جامعه، زن باید دوشادوش مرد براى تامین مایحتاج زندگى کار کند، به جهت آنکه حساس‌تر و عاطفی‌تر است، بیشتر در معرض افسردگى قرار می‌گیرد.» (همان)

جسیکا اندرسون، پزشک زنان در آمریکا در این باره می‌نویسد: «حقیقت این است که دارا بودن یک شغل طاقت‌فرسا در جامعه و هماهنگى آن با کارهاى داخل منزل، براى زنان سخت و تنش‌زا است.» (اندرسون. جسیکا، افتخار مادر بودن، ص ۵٠)

خانم اندرسون می‌افزاید: «۶٠درصد از مادران شاغل در آمریکا گزارش داده‌اند که استرس و فشار روحى، بحرانی‌ترین و خطرناک‌ترین مسئله‌اى است که آنان با آن روبه‌رو هستند.» وى معتقد است: «بسیارى از زنان یک روز طولانى را در اداره به پایان می‌رسانند، سپس بچه‌هایشان را از مهد‌کودک بر‌می‌دارند، شامى دست و پا می‌کنند، به امور درسى بچه‌ها رسیدگى می‌کنند و با توده‌اى از لباس‌هاى چرک روبه‌رو می‌شوند.»

جسیکا می‌گوید: «کشمکش همیشگى و پیوسته میان کار و ضرورت‌هاى خانوادگى، باعث می‌شود که بسیارى از زنان احساس کنند گویى در انجام کامل هر دو مسئولیت، ناتوان و عاجز هستند. همین مسئله سبب اندوه زنان و در نهایت افسردگى آنان می‌شود.» (اندرسون. جسیکا، افتخار مادر بودن، ص۵٣)

از دیگر عوامل افسردگى، رواج جنگ و خشونت در عصر حاضر است. امروزه زنان و کودکان در فلسطین، لبنان، عراق و افغانستان کشته و آواره می‌شوند. نداشتن سرپناه براى زنان فلسطینى نه تنها سبب افسردگى آنها می‌شود بلکه تاثر همه زنان دنیا را برمی‌انگیزد. جنگ‌هایى که بر بشر امروز تحمیل می‌شود، می‌تواند از عوامل افسردگى در زنان باشد.

خانواده‌هاى آمریکایى نیز از جنایات رهبرانشان دچار رنج و سرخوردگى هستند. روزنامه نیویورک تایمز نوشته است: «نیروهاى ارتش آمریکا پس از گذراندن دوران خدمت در عراق با درگیری‌هاى غیر منتظره‌اى در زندگى مشترک خانوادگى روبه‌رو می‌شوند و زندگى اکثریت آنها به طلاق می‌انجامد.» لویى دانتون یکى از نظامیان آمریکایى می‌گوید: «سربازان بعد از بازگشت از عراق نمی‌توانند به زندگى مشترکشان ادامه دهند و با همسران و فرزندانشان مشکل پیدا می‌کنند که دلیل آن، فشارهاى روحى شدید ناشى از جنگ است.» براساس مقیاس‌هاى روان‌شناسى، طلاق ٧۵درصد به فرد ضربه روحى وارد می‌کند.

علاوه بر این، خشونت عصر حاضر که از طریق رسانه‌ها به افراد تحمیل می‌شود، از دیگر عوامل افسردگى است. پائول کوتل، روان‌پزشک مرکز پزشکى پنسیلوانیا دریافته است که ارتباط تنگاتنگى بین استرس و تماشاى مداوم تلویزیون از سوى کودکان وجود دارد و موجب افسردگى آنها در سن ٢۴سالگى می‌شود. وى می‌گوید: «هزاران ساعت تماشاى تلویزیون، کودکان ما را در معرض خشونت‌هاى ابلهانه مکرر قرار می‌دهد و آنها را هرچه بیشتر از تماس‌هاى اجتماعى و خانوادگى دور می‌کند.»

براى درمان افسردگى سالیان متمادى است که از روش‌هاى دارودرمانى و روان‌درمانى استفاده می‌شود. فرد در مسیر روان‌درمانى باید بکوشد افکار غلط و منفى درباره خود و اطرافیان را از ذهن خویش دور کند و رفتارش را تغییر دهد. اما امروزه ثابت شده که هرچه افراد به معنویات و شعائر دینى، بیشتر گرایش پیدا کنند، کمتر دچار استرس‌ها و اختلال‌هاى روانى می‌شوند. دکتر جعفر بوالهرى، روان‌پزشک طى تحقیقاتى به این نتیجه رسیده که هرچه افراد، مذهبی‌تر باشند و گرایش به رفتارهاى دینى و مذهبى مانند نیایش، توکل به خداوند، خیرخواهى نسبت به همنوع، صله رحم و تعاملات صحیح اجتماعى در آنها قوی‌تر باشد، کمتر دچار افسردگى خواهند شد. (بوالهرى. جعفر، ص١)

دین اسلام نیز براى سالم‌ ماندن روح و روان انسان‌ها، راهکارهاى عملى را به افراد توصیه می‌کند. قرآن از انسان‌ها می‌خواهد که در مقابله با سختی‌ها و مرارت‌هاى زندگى، صبر و شکیبایى را شیوه خود سازند. قرآن کریم، یاد خدا را مایه آرامش قلب‌ها می‌داند و می‌فرماید: «او کسى است که سکینه و آرامش را بر دل‌هاى مومنان نازل کرد تا ایمانى بر ایمانشان بیفزایند…» (سوره فتح، آیه ۴) همچنین قرآن از مردم می‌خواهد نسبت به همدیگر نگرش منفى و گمان بد نداشته باشند.

اسلام براى مقابله با افسردگى، سفارش می‌کند که انسان‌ها در چارچوبى معقول از نشاط برخوردار باشند. دین، نگاهى متعالى و هدفمند به مقوله شادى دارد. امام علی(ع) می‌فرماید: «شادى، انبساط خاطر و نشاط می‌آورد و غم، گرفتگى خاطر و دلگیرى » (میزان الحکمه، ص٢۴۴٩)

اسلام در زمینه شاد زیستن مردم، به برخى نکات جزئى نیز توجه کرده است. به‌عنوان مثال استفاده از بوى خوش که موجب شادمانى است، از سنت‌هاى رسول خداست. پوشیدن لباس سفید و روشن، نظافت، سیر و سفر، شرکت در مجالس جشن و شادى مثل مجالس عروسى و اطعام هنگام ازدواج و تولد فرزند و بازگشت از حج، تاکید بر صله‌رحم و دید و بازدید و غیره، همه از لوازم یک اجتماع شاد و پرتحرک هستند.

اسلام به‌ویژه از مردان می‌خواهد براى سلامت روحى و روانى خانواده به جایگاه زنان بیشتر توجه کنند. از نظر اسلام، زن مانند گل، لطیف و شکننده است لذا همسر به‌عنوان باغبان باید در حفظ و مراقبت از آن بکوشد چراکه زن سالم و درستکار می‌تواند فرزندان سالم و خوش‌رفتار تحویل جامعه دهد. در این میان، نقش دولتمردان براى مشارکت‌دادن زنان در فعالیت‌هاى اجتماعى قابل توجه است.

آنان باید متناسب با روحیات، ویژگی‌ها و استعدادهاى زنان، برنامه‌ریزى کنند. اگر زنان از حمایت‌هاى اجتماعى، فرهنگى و حقوقى لازم برخوردار شوند، در سازگارى میان نقش‌هاى مادرى و همسرى با مشارکت‌هاى اجتماعى موفق‌تر خواهند بود، دراین صورت بیماری‌هایى مانند افسردگى در زنان کاهش یافته و از نیرو و تخصص آنان در مسیر توسعه و سازندگى به شکلى مطلوب استفاده خواهد شد.

منبع : همشهری‌آنلاین

Popularity: 3% [?]

افسردگی زمستانی چیست؟

ارسال شده توسط آرک در ۱۸ - آبان - ۱۳۸۸افزودن نظر

افسردگی زمستانی، عارضه‌ خلقی است که در طول دوره‌ای از سال که روزها در آنها کوتاه می‌شود، به خصوص در کشورهای واقع در عرض‌‌های جغرافیایی بلندتر برخی افراد را مبتلا می‌کند.

انجمن روان‌پزشکی آمریکا در اواخر دهه ۱۹۹۰ افسردگی زمستانی را با عنوان «اختلال خلقی فصلی» (SAD) شناسایی کرد، و اکنون بیشتر این عارضه با نام مخفف یعنی SAD مورد اشاره قرار می‌گیرد.

افرادی که دچار افسردگی هستند، معمولا خلق اندوهگین‌شان را به صورت بروز دوره‌های متناوب تجربه می‌کنند. از این لحاظ مبتلایان به افسردگی زمستانی تنها این تفاوت را با مبتلایان به افسردگی معمول دارند، که نوسان‌های خلق‌شان بر اساس فصل‌هاست، و معمولا افسردگی‌شان در پاییز شروع می‌شود و تا بهار ادامه پیدا می‌‌کند. البته گونه‌ای از افسردگی تابستانی هم وجود دارد، که تعداد افراد کمتری را مبتلا می‌کند.

مبتلایان به SAD در زمان‌های دیگر سال هم افسرده می‌شوند، اما تعریف انجمن روان‌پزشکی آمریکا ایجاب می‌کند که دوره‌های افسردگی فصلی در افرادی که این تشخیص در آنها داده می‌شود، «به طور قابل‌ توجهی بیشتر» از دوره‌های افسردگی غیرفصلی باشد.

و اگر دقیق‌تر سخن بگوییم، تشخیص SAD نیاز به آن دارد که دو سال متوالی افسردگی غیرفصلی نداشته باشید.

نور درمانی، که شامل نشستن در جلوی نور مصنوعی درخشان برای نیم‌ساعت یا بیشتر در هر روز، خلق و خوی برخی از افراد مبتلا به این عارضه را بهبود می‌بخشد. اما داروهای ضدافسردگی هم ممکن است همین تاثیر مفید را داشته باشند. همچنین شواهدی وجود دارد، هر چند شواهد موردی، وجود دارد که افراد مبتلا به SAD اگر مدت بیشتری را در بیرون از خانه باشند، پرده‌های جلوی پنجره‌ها را کنار بکشند، روشن‌تر کردن فضای درون خانه- یا به طور خلاصه انجام دادن اقداماتی برای افزایش قرارگیری در مقابل نور خورشید- احساس بهتری پیدا می‌کنند.

علائم اختلال خلقی فصلی

شکل زمستانی SAD را معمولا با خواب زمستانی مقایسه می‌کنند. افراد فاقد انرژی می‌شوند، بیشتر از معمول می‌خوابند، به دنبال شیرینی و غذاهای نشاسته‌ای هستند، و وزن اضافه می‌کنند. ممکن است از اجتماع کناره‌جویی کنند و در تمرکز دچار مشکل شوند. برخی از این افرد احساس سنگینی در دست‌ها و پاها را توصیف می‌کنند. یک عارضه روانی دیگر به نام افسردگی غیرمعمول (atypical depression)، که به فصل‌ها ارتباطی ندارد، همین علائم را دارد.

کارشناسان در این مورد که آیا افسردگی زمستانی رابطه‌ای سببی با تغییر فصل دارد،‌ اختلاف نظر داشته‌اند، اما یقینا شواهد غیرمستقیمی وجود دارند، که فقدان نور آفتاب در زمستان بروز SAD را برمی‌‌انگیزد. این حقیقت که نوردرمانی افسردگی زمستانی را درمان می‌کند، تنها یک شاهد بر این ارتباط است.

شواهد همه‌گیر شناختی نشان می‌دهد که SAD در میان افرادی که در عرض‌های جغرافیایی بالا (مناطق شمالی‌تر) زندگی می‌کنند، شایع‌تر است و مدت زمان بیشتری به طول می‌انجامد.

کارشناسان معتقدند که علت ریشه‌ای این اختلال عدم حساسیت به نور است.

اغلب ما نسبتا بدون احساس عدم تعادل زمستان را می‌گذرانیم، زیرا قرارگیری به نور‌های مصنوعی درون خانه به ما کمک می‌کند که با این فقدان نور طبیعی تطبیق کنیم. اما نور درون خانه ممکن است برای مبتلایان به SAD بیش از حد ضعیف باشد.

اینکه دقیقا کمبود نور چگونه بر خلق و خوی این افراد اثر می‌گذارد، هنوز باید پاسخ داده شود.

درمان اختلال خلقی فصلی

شواهد علمی فعلی حاکی از آن است که نوردرمانی دست کم برای برخی از مبتلایان به SAD مفید است. همچنین شواهد فعلی نشان می‌دهد که نورگرفتن در اول بامداد بیشتر از نورگرفتن در اواخر روز موثر است.

چراغ‌هایی که برای نوردرمانی برای SAD به کار می‌روند، ممکن است به صورت جعبه‌هایی مانند تجهیزات پزشکی باشند، یا شکلی مانند چراغ‌های رومیزی عادی داشته باشند.

ممکن است نور دادن به خود را به طور تدریجی آغاز کنید، اما اغلب بررسی‌ها حاکی از آن است که مبتلایان به SAD نیاز دارند که حدو د ۳۰ تا ۴۵ دقیقه در معرض منبع نورانی با درخشندگی ١٠٠٠٠ لاکس (lux) قرار گیرند. لاکس واحد اندازه‌گیری شدت نور است، ۱۰۰۰۰ لاکس حدود شدت نور خورشید در سپیده‌دم است. در اغلب خانه‌ها در عصر‌ها شدت نور ۳۰۰ تا ۵۰۰ لاکس است.

نوردرمانی زمان می‌گیرد و مشکلاتی هم دارد، فرد باید مدت زیادی در روز را در مقابل آن چراغ‌ها بگذراند. کاربرد داروهای ضدافسردگی آسان‌تر است.

در حال حاضر در سازمان غذا و داروی آمریکا استفاده از داروی بوپروپیون با نام تجاری Wellbutrin برای مبتلایان به SAD تایید کرده است. این تایید بر مبنای چندین بررسی بوده‌اند که نشان داده‌اند مصرف این دارو در صورتی که در پاییز پیش از بروز علائم شروع شود، می‌تواند از علائم SAD پیشگیری کند.

همچنین بررسی‌های دیگر نشان‌ داده‌اند که داروهای فلوکستین (Prozac)، سرترالین (Zoloft) و سایر داروهای ضدافسردگی گروه مهارکننده‌های انتخابی بازجذب سروتونین (SSRIs) ممکن است به این بیماران کمک کنند.

در حال حاضر افراد برای برطرف شدن علائم جت‌زدگی (به هم ریختن چرخه و خواب و بیداری در سفرهای هوایی طولانی) از قرص‌‌های ملاتونین استفاده می‌کنند، اما این قرص‌ها ممکن است برای SAD هم مفید باشند. یک بررسی نشان داده است که مصرف قرص‌های ملاتونین در بعدازظهرها به برخی از مبتلایان به SAD کمک می‌کند تا ساعت‌های زیستی‌شان را تنظیم شود.

منبع : همشهری‌آنلاین

Popularity: -0% [?]

براى افسردگى عجله نکنید

ارسال شده توسط آرک در ۱۸ - آبان - ۱۳۸۸افزودن نظر

درمان- نفیسه مجیدی‌زاده:

باران می‌آید، دلم می‌گیرد، برف می‌بارد، دلشوره می‌گیرم …

آفتاب می‌شود، مضطرب می‌شوم

به سایه می‌روم، دلم تنگ می‌شود

هوا ابرى می‌شود، گریه‌ام می‌گیرد

زمستان آمده است…

آیا من افسرده‌ام؟

اختلال ریتم‌هاى بدن، به وجود نور مستقیم خورشید، زاویه تابش آن و ترشح ماده‌اى به نام ملاتونین در مغز بستگى دارد. چون در نیمه دوم سال، نور مستقیم خورشید کم می‌شود، زاویه تابش آن تغییر می‌کند، روزها کوتاه می‌شود و در نتیجه برخى از افراد مستعد در معرض افسردگى فصلى قرار می‌گیرند.

دکتر مجید صادقى، روان‌پزشک و عضو هیأت علمى دانشگاه علوم پزشکى تهران، این مطلب را به ایسنا گفته است.

یوسف سلطانى، مشاور و کارشناس علوم رفتارى، دلیل‌هاى به وجود آمدن افسردگى را به دو دسته تقسیم می‌کند و می‌گوید: «اول دلیل‌هاى فیزیولوژیک هستند که یکى از آنها اختلال هورمون‌هاست. بعضى هورمون‌ها شادى را تشدید می‌کنند و بعضى غم را، به همین دلیل براى درمان افسردگى هم ابتدا تست هورمونى می‌دهند، در نوجوانان هم که دوره بلوغ را می‌گذرانند، هورمون‌هاى رشد وارد خون و خود به خود باعث به وجود آمدن نشانه‌هایى از افسردگى می‌شوند.

دلیل دوم رشد نامتناسب بعضى اندام‌هاست که باعث احساس دلواپسى می‌شود و این دلواپسى و اضطراب به سیستم عصبى فشار وارد می‌کند، مثل جسم زبرى که بر صفحه اعصاب کشیده می‌شود و سیستم عصبى را خدشه‌دار می‌کند.

البته عامل ژنتیکى هم مؤثر است. بعضى از آدم‌ها به صورت ارثى دچار استرس و حساسیت هستند که اگر این حالت‌ها تکرار شود، به افسردگى نزدیک می‌شوند. بسیارى از افسردگی‌هاى جسمى از طریق داروها درمان می‌شود و اگر نارسایى جسمى وجود داشته باشد، کنترل می‌شود.»

چرا درست لباس نپوشیدی؟ چرا موهایت این شکلى است؟ درست بلد نیستى جواب بدهى. چرا صندلى را از زیر میز برداشتى، اینجا رستوران است نه خونه خاله؟ حالا چرا پشت به ما نشسته‌اى پسرجان!

آه، پس من چه‌ کار باید بکنم…

مسائل روانى گاه به الگوهاى تربیتى نوجوانان مربوط است. مثلاً نوجوان به چهره مشهورى علاقه‌مند است که خود آن فرد (بازیگر و یا…) افسرده است. بیمارى روانى گاهى مثل ویروس قابل انتقال است. الگوهایى که پر از اضطراب هستند، ناخواسته باعث سرایت این استرس به نوجوانان می‌شوند و روان آنها را آسیب‌پذیر می‌کنند.

دومین فشار روانى، رفتارهاى پرخطر است. تربیت نوجوانان همه‌اش به عهده جامعه نیست، خودشان باید براى رشد روح و شخصیت‌شان تلاش کنند. نوجوان باید رفتارهاى سالم و بهنجار را شناسایى کرده و از رفتارهاى نابهنجارها دورى کند.

عنصر روانى دیگر، محیط پیرامون است که به هر حال در زندگى وجود دارد. اختلاف‌هاى خانوادگى، فقدان و یا از دست دادن افراد خانواده و مسائل دیگرى که در زندگى روزمره اتفاق می‌افتند، خطر افسردگى را زیاد می‌کنند.

از آنجایى که این مسائل در زندگى هر فرد وجود دارند، نوجوان هم از این امرجدا نیست و او نمی‌تواند صورت مسئله را پاک کند، پس باید یاد بگیرد، چه‌طور با چیزهایى که براى تغییر دادنش اختیار و تسلط ندارد، کنار بیاید. بسیارى از مسائل ژنتیکى و جسمى و برخى از مسائل خانوادگى قابل تغییر نیستند.

این‌ها را یوسف سلطانى می‌گوید.

این را هم بخوانید: «روح انسان مثل ظرف است، پدیده‌هاى بیرونى که به این ظرف یا همان روح سرازیر می‌شوند، اگر اندازه گنجایش روح باشند، قابل تحمل‌اند، اما اگر از روح بزرگ‌تر باشند، باعث بیماری‌هاى روحى می‌شوند.

حالا ما دو راه داریم، یا روح را بزرگ کنیم و یا مسائل بیرونى را کم کنیم، اما بهترین روش این است که روح را بزرگ کنیم و گنجایش روانى را بالا ببریم که این کار همان مسائل تربیتى خانوادگى است، مثلاً نوجوان‌ها حق انتخاب داشته باشند و حتى شکست را با نظارت بزرگ‌ترها تجربه کنند، اعتماد به نفس و خوش‌بینى داشته باشند. امید، خلاقیت و رشد مهارت‌هاى فردى و اجتماعى هم به بزرگ شدن روح کمک می‌کند.»

خبرهاى خوبى در راه نیستند.

پایگاه‌هاى خبرى با آغاز فصل زمستان خبر از افزایش افسردگى دادند، به ویژه سن افسردگى که تا مرحله نوجوانى کاهش پیدا کرده است. این را به عنوان یک تجربه می‌گویم و نه یک نصیحت، نوجوان‌هاى عزیز، براى افسردگى عجله نکنید. به هرحال این سن شور و نشاط و شادى که آینده‌ساز خواهد بود، می‌گذرد و دیگر باز نمی‌گردد، از ما گفتن…»

بهترین کار، پیشگیرى از افسردگى است.

«پشت خانه شما یک تانکر سمى است. سم تانکر از طریق حفره‌اى به خانه شما نفوذ کرده است. شما کم‌کم احساس خفگى می‌کنید ابتدا پنجره را باز می‌کنید، سردتان می‌شود، پنجره را می‌بندید و باز احساس خفگى می‌کنید. کار اساسى شما این نیست که پنجره را باز کنید، باید منشأ نفوذ سم را پیدا کرده و تانکر را کور کنید.»

سلطانى در ادامه می‌گوید: «این روش کاهش استرس است. محیط اطرافتان را از عوامل استرس‌زا خالى کنید. روح‌تان را بزرگ کنید، مقاوم شوید. به کمک پدر و مادر بیایید، ایده بدهید، خانه و محل زندگی‌تان را مرتب و زیبا کنید.

تکیه‌گاه معنوی‌تان را فراموش نکنید، ارتباط با خداوند و نیایش قلب‌تان را آرام می‌کند.

مراقب سلامتى خودتان باشید. بعضى وقت‌ها، یک ناراحتى جسمانى، باعث ایجاد دغدغه ذهنى می‌شود. بسیارى از بیماری‌ها از تن به روان و بالعکس از روان به تن، منتقل می‌شوند. براى درمان بیماری‌هایتان به پزشک مراجعه کنید.

انجام دادن به موقع تکلیف‌ها، باعث کم شدن دلشوره می‌شود. یادمان باشد که دلشوره مستمر در نهایت به افسردگى منجر می‌شود، یکى از منابع بزرگ افسردگى انجام ندادن به موقع وظیفه‌هایى است که به ما محول شده است.

ورزش و مسافرت هم خوب است. فعالیت فکرى و بدنی‌تان را زیاد کنید».

گفته‌اند دخترها بیشتر از پسرها دچار افسردگى می‌شوند. گفته‌اند افراد بدبین بیشتر به افسردگى مبتلا می‌شوند. گفته‌اند کم تحرکى، انجام ندادن تکلیف‌هاى درسى، بی‌علاقگى نسبت به ارتباط با خانواده و جمع‌هاى دوستانه و… نشانه‌هاى افسردگى است.

دنبال این نشانه‌ها در خودتان نگردید!

مهناز تسلیمى، معاون سلامت دفتر سلامت وزارت آموزش و پرورش پیشنهاد می‌کند: «دانش‌آموزان می‌توانند با شروع بلوغ، در جلسه‌هاى آموزشى شرکت کنند و اطلاعات لازم را از مربیان بهداشت بگیرند. براى مشاوره، از مربیان، معلمان و مشاوران استفاده کنند. افرادى که مثل خودشان هستند و تجربه لازم را ندارند، نمی‌توانند طرف مشاوره مطمئن و درستى باشند. دانش آموزان به قابلیت‌ها و توانایی‌هاى خودشان اهمیت بدهند. براى رشد و تکامل بهتر و داشتن شخصیت مثبت و جسم سالم‌تر، سحرخیزى، ورزش صبح‌گاهى و عبادت را سر لوحه کار خودشان قرار بدهند و از سرگرمی‌ها و فعالیت‌هاى سالم بهره ببرند. از گفت‌وگو و هم‌نشینى با افراد ناشناس و غیرمطمئن خوددارى کرده و کتاب‌هاى مناسب با این سن را مطالعه کنند که به یادگیرى و ذهنیت سالم آنها کمک می‌کند.

همچنین رعایت بهداشت فردى و مشاوره با یک پزشک، براى بررسى سلامت جسمى بلوغ و روند طبیعى بلوغ پیشنهاد می‌شود.

به‌ویژه دختران، به دلیل حساسیت‌هاى خاص و مقایسه‌هایى که با همکلاس‌ها ایجاد می‌شود، با کوچک‌ترین مشکل احساس سرخوردگى پیدا می‌کنند. نوجوان‌ها به این مسئله توجه کنند که هر چه دیرتر به این مشکلات و احساس هاى خودشان رسیدگى کنند، مسائل پیچیده‌تر و درمان یا رفع آن مشکل‌تر می‌شود.»

ژاپنی‌ها براى درمان افسردگى، اتاق‌هاى ویژه‌اى را طراحى کرده‌اند که افراد با ورود به آن می‌توانند هر چه‌قدر دلشان می‌خواهد فنجان، لیوان و ظرف‌هاى چینى را با کوبیدن به دیوار بشکنند و هزینه این درمان معادل ارزش اشیاى شکسته شده است.

می‌توانید حرف‌هایتان را بنویسید و بعد پاره کنید. می‌توانید براى خودتان پیامک بدهید و آن را نگه‌دارید تا بعدها بخوانید و بدانید که مشکل شما آن قدرها هم بزرگ نبوده است.

منبع : همشهری‌آنلاین

Popularity: 1% [?]

افسردگى در زایمان‌هاى بالاى ٣۵ سال

ارسال شده توسط آرک در ۱۸ - آبان - ۱۳۸۸افزودن نظر

سلامتی- مشکلات اقتصادى یکى از اصلی‌ترین عوامل بالارفتن سن ازدواج است. تازه پس از ازدواج آن هم در سنین بالا، بچه‌دار شدن مسئله‌اى است که با توجه به همان مشکلات تصمیم‌گیرى زوجین را با تردید مواجه می‌کند.

تصور بچه‌دار شدن بدون رسیدن به ثبات مالى براى بسیارى از خانواده‌ها دشوار و حتى ترسناک است، بنابراین بسیارى از این زوج‌ها چندین سال صبر می‌کنند و بعد تصمیم به بچه‌دار شدن می‌گیرند. بچه‌دار شدن در سنین بالا اصولا می‌تواند خطرناک باشد.

منبع : همشهری‌آنلاین

بالا رفتن سن پدر و مادر خطر ابتلاى نوزاد به انواع و اقسام بیماری‌ها و سندرم‌هاى مادرزادى را که معروف‌ترین آنها سندرم داون است افزایش می‌دهد مضاف براینکه هرچه سن والدین بالاتر باشد حوصله و توان سروکله زدن با کودک کمتر می‌شود. فاصله سنى زیاد بین والدین و فرزند هم نکته منفى دیگرى است ولى خیلى وقت‌ها چاره دیگرى وجود ندارد. تحقیقات جدید دانشمندان سوئدى مشکل دیگرى را بر مشکلات فوق اضافه کرده است.

آن‌ها دریافتند زنانى که پس از سن ٣۵ سالگى براى نخستین‌بار مادر می‌شوند ۴/٢ بار بیشتر در معرض خطر ابتلا به افسردگى پس از زایمان قرار دارند. افسردگى پس از زایمان یک مشکل روحی- روانى بسیار جدى است که در آن بیمار دچار مشکلاتى نظیر گیجى، توهم، اختلالات شدید هنگام خواب یا غذاخوردن و حتى تمایل به‌خودکشى می‌شود. درصورت بروز چنین علائمى نیاز به مداخله سریع پزشکى وجود دارد و بیمار باید به سرعت در بیمارستان بسترى شده و تحت درمان قرار گیرد.

Popularity: -0% [?]

وقتى همسرتان دچار افسردگى می‌شود

ارسال شده توسط آرک در ۱۸ - آبان - ۱۳۸۸افزودن نظر

خانواده- ترجمه – سپیده حسینعلى عراقی:

رفتار همسرتان عوض شده، از خستگى شکایت می‌کند و سر هیچ و پوچ عصبانى می‌شود، خواب و خوراکش به هم خورده و بدنش درد می‌کند.

ابتدا به ندرت این حالت‌ها را نشانه افسردگى می‌دانیم اما بالاخره یک روز باید این علائم و نشانه‌ها را بپذیریم. چیزى عوض شده است، خصوصا آنکه این تغییر ادامه دارد. این علائم که طى هفته‌هاى مدیدى مشاهده شده‌، هم‌اکنون با موج عظیمى از غم و اندوه و از دست دادن میل و اشتیاق به زندگى همراه شده است.

از هر ۴ نفر افسرده، تنها یک نفرشان به ‌خودش توجه می‌کند، ٣ نفر بقیه حاضر نیستند هیچ‌چیز در مورد خودشان بدانند، «چیزیم نیست، خوب می‌شم، راحتم بذارید و …»

اطرافیان به‌خصوص همسر فرد افسرده‌، در برابر چنین شرایطى معمولا بر سر دو راهى قرار می‌گیرند، یا باید به گفته خود بیمار او را به حال خود بگذارند تا به تنهایى از این وضعیت بیرون بیاید که در این حالت این خطر وجود دارد که علائم بیمارى طولانى و شدیدتر شوند یا اینکه هر چه سریعتر او را تحت درمان قرار دهند تا سلامتی‌اش را دوباره به دست آورد. چنانچه واقعا بیمارى افسردگى در میان باشد، روش دوم بهترین روش است زیرا هرچه به این مسئله زودتر رسیدگى شود، درمان بیمارى بهتر خواهد بود.

فقط باید فرد افسرده را متقاعد کنیم که نزد یک پزشک برود. در واقع، تنها پزشک می‌تواند ماهیت بیمارى را تشخیص داده و درمان را آغاز کند. بدین‌منظور نکاتی‌ را پیشنهاد می‌دهیم:

بدون اطلاع او اقدام نکنید و هیچگاه بدون موافقتش از دکتر وقت نگیرید. همچنین از تکرار این جمله خوددارى کنید: «تو باید از خودت مراقبت کنی». چنانچه این عبارت بجا و به موقع به کار برده نشود، وحشتناک و دلهره‌آور است. بنابراین خود فرد افسرده است که تصمیم می‌گیرد زیر نظر پزشکش از خودش مراقبت کند. مراقب دردها و ناراحتی‌هایش (بی‌خوابى، اضطراب و…) باشید و به او یادآورى کنید که رنج‌کشیدن هیچ فایده‌اى ندارد. به او بگویید که مطمئنا براى ناراحتى و بیماری‌اش چاره و علاجى وجود دارد و مطمئنا متخصصانى هستند که می‌توانند به او کمک کنند. به او پیشنهاد دهید که او را همراهى خواهید کرد، از این طریق به او نشان می‌دهید که به او توجه دارید.

به همسرتان کمک کنید.

ترجیحا پزشکى را انتخاب کنید که همسرتان او را بشناسد. اغلب اوقات، او پزشک معالجش را انتخاب خواهد کرد. همچنین می‌توان به او پیشنهاد داد که ابتدا نزد یک روان‌پزشک برود. گاه برخى از افسرده‌ها از مراجعه به روان‌پزشک وحشت می‌کنند: (من که دیوانه نیستم!) با این وجود، باید دانست که این پیشنهاد می‌تواند موجب تسکین برخى از افسرده‌ها ‌شود یا به عبارتى، با شنیدن این پیشنهاد احساس می‌کنند که اطرافیان و همسرشان واقعیت درد و رنج آنان را پذیرفته و درک می‌کنند.

چنانچه فرد از پذیرفتن هر‌گونه کمک پزشکى امتناع می‌کند، سعى کنید زمانی‌که از خودش ناتوانى و بی‌حالى نشان می‌دهد، از فرصت استفاده کرده و او را نزد پزشک ببرید.

با این حال زمانى که شخص قادر به تصمیم‌گیرى نیست یا به‌خودکشى فکر می‌کند و یا به‌نظر می‌رسد که افسردگی‌اش به‌صورت پیشرفته درآمده‌، وضعیت اورژانس و اضطرارى به‌وجود می‌آید. مراقب باشید این علائم را بشناسید و اداره امور را به دست بگیرید. به پزشک و یا روان‌پزشک زنگ زده از او بخواهید براى ویزیت به منزل بیاید. همچنین در برخى از شهر‌هاى بزرگ، خدمات کمک پزشکى و روان‌پزشکى در دسترس هستند.

آیا باید بیمار را همراهى کرد؟

پزشکى در این باره می‌گوید: اینکه فرد افسرده با یک همراه یا حتى عضوى از خانواده‌اش نزد پزشک می‌رود، همواره معنا و مفهومى در بر دارد. باید این دلایل را مورد بررسى قرار داد. همچنین باید دانست به چه دلیلى بیمار، فرد به‌خصوصى را براى همراهى انتخاب کرده است.

اگر تصمیم می‌گیرید فردى افسرده را نزد پزشک ببرید، می‌توانید مانند یک هنرپیشه تمام عیار براى مشاوره عمل کنید. هر چه بیشتر بیمار را بشناسید، کمک بیشترى به پزشک خواهید کرد. علائم بیمارى، زمان ظهور، وقایعى که به‌نظر می‌رسد موجب بروز این حالات شده‌اند و هر‌گونه جزئیاتى که به‌نظرتان با اهمیت هستند را به پزشک بگویید و اگر در خانواده سابقا بیماری‌هاى روانى وجود داشته، پزشک را در جریان بگذارید و از او پنهان نکنید (وظیفه پزشک قضاوت نیست.)

چنانچه بیم دارید که اینگونه گفت‌وگوها فرد افسرده را شوکه کند، می‌توانید قبل از ملاقات‌، مطالب را تلفنى با پزشک در میان بگذارید. هنگام ملاقات‌، پزشک به شما خواهد گفت که باید در اتاق بمانید یا او را با بیمار تنها بگذارید.

تأثیر اطرافیان در بیمار افسرده

پروفسور موریس فررى خاطر نشان می‌کند که «اطرافیان نقش بسزایى در درمان و بهبودى فرد افسرده دارند. این نقش می‌تواند منفى یا مثبت باشد. در حالت اول، بیمار ممکن است از طرف خانواده‌اش با نوع خاصى مخالفت در برابر درمان روبه‌رو شود که این مخالفت یا بر اثر عدم‌آگاهى اطرافیان صورت می‌گیرد (فایده‌اى نداره از این داروها استفاده کنى، امروز حالت خیلى بهتر می‌شه.) یا از روى ترس (اگه از این داروها استفاده کنى، مثل یک روح می‌شى.) و یا بنا به افکار و عقایدشان: (به جاى داروهاى شیمیایی‌، بهتره از داروهاى گیاهى استفاده کنی)».

اثر مخرب و مضر گفته‌هاى اطرافیان می‌تواند در قالب سرزنش و انتقاد صورت گیرد. این سرزنش‌ها اغلب در رابطه با اثرات بیمارى او روى روابط اجتماع‌اش است (به خاطر تو، دیگه هیچ‌کس را نمی‌بینیم.) یا تاثیر بیمارى روى شغل فرد افسرده (آخرسر کارت را از دست میدى….). در حالت دوم یا به عبارتى نقش مثبت اطرافیان، پروفسور فررى یادآور می‌شود: «اطرافیان می‌توانند خود را مخاطبى ممتاز براى پزشک معالج نشان دهند.

در واقع، آنها می‌توانند منبع باارزشى از اطلاعات براى پزشک باشند، در مسیر بهبودى و درمان مراقب بیمار باشند، به او اطمینان دهند و به او کمک کنند تا دوباره حالت عادى و همیشگی‌اش را به دست آورد و مراقب باشند بیماری‌اش دوباره عود نکند.

بسیار مهم است که پزشک، اطرافیان بیمار را ملاقات کند و آنان را از ماهیت بیمارى و درمان آگاه کند و به آنها کمک کند تا مراحل بهبودى را درک کنند.»

در مطالعات متعددى که در این زمینه صورت گرفته، سعى شده که اثرات تماس روزانه با یک همسر افسرده بررسى شود. نتایج به دست آمده با یکدیگر مطابقت دارند و درماندگى و احساس تیره‌بختى همسر فرد افسرده را تایید می‌کنند. همچنین یکى از جدیدترین مطالعات حاکى از آن است که تاثیرى که یک مرد افسرده روى همسرش می‌گذارد با اثرى که یک زن افسرده روى همسرش دارد یکسان نیست.

همسر یک مرد افسرده بیش از همسر یک زن افسرده دچار افسردگى می‌شود و رابطه چندان خوبى بین آنها وجود ندارد.

منبع : همشهری‌آنلاین

Popularity: -0% [?]

کنار آمدن با افسردگی پس از زایمان

ارسال شده توسط آرک در ۱۸ - آبان - ۱۳۸۸افزودن نظر

حدود ١٣ درصد زنانی که برای اولین بار بچه‌دار می‌شوند، پس از زایمان دچار افسردگی می‌شوند.

این توصیه‌ها می‌تواند به تخفیف افسردگی پس از زایمان کمک کند:

• در مورد اینکه هر کاری را نمی‌توانید به طور کامل انجام دهید، نگران نباشید. هر کاری را که ‌می‌توانید- به بهترین وجهی که می‌توانید- انجام دهید.

• از کمک خواستن از همسر، بستگان یا دوستان هراس نداشته باشید.

• تا حدی که می‌توانید بخوابید. از زمان‌‌هایی که بچه خواب است، برای استراحت استفاده کنید.

• زمان‌هایی را به وقت‌گذرانی با همسر یا بیرون ‌رفتن با دوستان‌‌تان اختصاص دهید.

در مورد احساسات‌تان با دوستان و بستگان‌تان و نیز سایر تازه ‌مادرها که وضعیت مشابهی را می‌گذرانند، صحبت کنید.

• به یک گروه همیاری تازه ‌مادرها بپیوندید.

• زندگی‌تان را پس از تولد بچه، حتی‌الامکان ساده نگهدارید. این زمان، موقع تصمیم‌گیری‌‌ها یا تغییرات عمده در زندگی نیست، مگر اینکه اجباری وجود داشته باشد.

منبع : همشهری‌آنلاین

Popularity: 2% [?]

مقدمه ای بر یوگا

ارسال شده توسط آرک در ۱۸ - آبان - ۱۳۸۸افزودن نظر
تاریخچه یوگا
فلسفه مکتب یوگ

یوگا یکى از مکاتب فلسفى عرفانى رایج در هند است که
مبتنى بر آداب خویشتن دارى، ورزش بدنى و ذهنى مى باشد. هر یک از مکاتب بنا به روش
خود تزکیه نفس و اصول اخلاقى را به پیروان خود تعلیم مى دهند. این مکاتب فهرست وار
عبارتند از :

١- مکتب «نیایه» به معنى آنچه که فکر را به نتیجه هدایت کند و این مکتب منسوب به
حکیمى است به نام «اکش پادگوتم».

٢- مکتب «وى شیشکا» که این نام مأخوذ از کلمه «وى شیشه» به معنى خاص است و این دو
مکتب نماینده روش تحلیلى فلسفه اند.

٣- مکتب «سانکهیا» که مبتنى بر دوگانگى وجود است و یکى از مکاتب فلسفى بعد از
ویدانت است.

۴- مکتب «جوک» یا یوگ، که به معنى اتحاد است و به تفصیل درباره آن صحبت مى شود.

۵- مکتب «پوروامیمانسا» که مکتب آداب و مناسک هندو است و اساس آن بحث و تجسس در
«دارما» است که تکلیف و وظیفه است.

۶- مکتب ویدانت که به معنى مقصد بید (وید) است و در وحدت وجود سخن مى گوید.

یوگا یکى از مکاتب فلسفى عرفانى هند و
مبتنى بر آداب خویشتن دارى، آموزش هاى جسمانى و ذهنى است.
مواجهه با رنج، مشقت، ناکامى و نادانى
از مباحث عمده در یوگاست.
یوگا یک روش فلسفى – کاربردى در فهم و
درک مسائل وجودى، مراتب ذهنى، ریشه هاى رنج و متعادل سازى و رفع آنهاست.
مبانى آئین یوگا

یکى از مبانى یوگا مبحث رنج است، جهان دیرى است فانى
مملو از ناکامى و مشقت، جسم جایگاه رنج است و حواس و ادراکات حسى رنج آفرین اند و
لذایذ نیز آبستن ناکامى و اندوه اند، لذا همه چیز براى انسان فرزانه در جهان
ادراکات حسى رنج آور است، پس باید به هر نحو خود را از این رنج آزاد کرد.

راه آزادى در مکاتب هندى به طرق گوناگون حاصل مى شود، در «نیایاسوترا» توسط شناخت
درست مقولات شانزده گانه و روش استدلالى حاصل مى شود. در «وى شیشکا» به کمک تفکیک
و شناخت مقولات ششگانه بدست مى آید. در «سانکهیا» توسط شناخت تفکیکى بین روح و
ماده حاصل مى شود و در «ودانتا» به وسیله اشراق وردماسوى الله کسب مى گردد.

در «یوگا» توسط تمیز حق از باطل و روح از ماده که در این جهان بر اثر مشارکت ظاهرى
بصورت واحد جلوه مى کنند بدست مى آید. دوم مبحث نادانى است، پیوند روح و ماده بر
اثر عدم شناخت تحقق مى یابد و مادام که نادانى وجود دارد زایش دوباره خواهد بود و
انسان در گردونه باز پیدایى اسیر است.

نادانى در حقیقت عدم تشخیص روح از مراتب ذهنى است، مانند اینکه مى پنداریم «من مى
دانم»، «من رنج مى برم» و «من مى فهمم» و کلمه من را به روح یعنى «پوروشا» نسبت مى
دهیم و این خود نادانى و توهم است. به عبارت دیگر نادانى پیوند روح با عقل است و
عقل مخزن تأثرات و ترکیبات ذهنى و تجارت پیشین است. به عقیده «ویاسا» عقل متکى بر
تاثرات ناشى از نادانى است و به نتیجه کار خود که نمایش روح است، دست نمى یابد.

از این رو دوباره با همان وظیفه ظاهر مى گردد. اما در صورتى که عقل به نتیجه کار
خود که هدفش اظهار و نمایش روح است نائل گردد از وظیفه خود فارغ مى شود و از
نادانى رهایى مى یابد و دیگر بار بوجود نمى آید.

با توجه به شناخت علت نادانى و اینکه ریشه و منشاء درد و مشقت بى پایان است، یوگا
به جنبه هاى علمى این موضوع مى پردازد و معتقد است که تنها فلسفه اولى قادر به
رهبرى و نجات انسان از چرخه حیات نیست و به همین دلیل آداب و فنونى ضمیمه این
فلسفه مى نماید تا آگاهى که تاکنون صرفاً از طریق تعقل ادراک مى شده فعلیت یابد و
به واسطه آمیزش این معرفت به سرشت خویش وجدان و مخزن تأثرات دیرینه را نابود سازد
و آگاهى دیگر و شعورى برتر را جایگزین سازد، هشیارى عالیترى که عقل را بدان راه
نیست و استدلال از درک آن ناتوان است.

پس هر دیدگاه فلسفى براى تحقق اندیشه ها باید به رویه هاى علمى ریاضت و ورزش خاص
آراسته گردد.

تاریخ پیدایش مکتب یوگ

هنوز به خوبى روشن نشده است که فنون و آداب یوگ اولین
بار به وسیله چه کسانى تدوین و بکار برده شده، تاریخ پیدایش یوگا را کهنتر از زمان
تدوین کتاب «یوگا سوترا» مى دانند تا آنجا که در اساطیر و افسانه ها این تعلیمات
را به خدایان هندى (مظاهر احدیت) نسبت مى دهند، اما اتفاق رأى محققین بر این است
که حکیم و فیلسوف هندى (پاتانجلی) مبانى آئین یوگا را در رساله خود به نام یوگا
سوترا (Yoga Sutra) تدوین کرده است.

ترجمه، تفسیر و تدوین یوگا سوترا از لحاظ تاریخى به دو قرن قبل از میلاد مسیح نسبت
داده شده هر چند آراء دیگرى درباره پیدایش و نگارش این رساله وجود دارد. به عقیده
یاکبى و کیث این اثر در سده هاى سوم الى پنجم میلادى نگاشته شده زیرا در این رساله
به تیره «ماهایانای» بودائى اشاره شده است اما داسگوپتا (Dasgupta) در خصوص نظریه
یاد شده معتقد است که غرض از مکاتب بودائى که در یوگا سوترا بدان اشاره شده مکاتبى
است که به اصالت ذهن معتقد بودند مانند مکتب «ویجینیاناوادا» آئینى که بنیانگذار
اصالت خلاء جهانى بود.

و متحمل است مقصود مکتب قدیمترى است که پیش از تکوین و ایجاد مکاتب فوق موجود بوده
است. داسگوپتا در تحقیقات خود در زمینه یوگا به کتاب ابوریحان بیرونى به نام
«پتنجل الهندى فى اخلاص من المثال» که ترجمه عربى یوگا سوتراى پاتانجلى است اشاره
کرده و پس از تجزیه و تحلیل و مقایسه آن با یوگا سوترا به این نتیجه رسیده است که
ترجمه حکیم ابوریحان بیرونى از روى متن دیگرى بوده که در آن مبانى پاتانجلى تا حدى
تغییر کرده و تمایل به یکتا پرستى در آن مشهود است و به نظر داسگوپتا رساله بیرونى
معترف تحولى است که به واسطه آن یوگا سوترا وارد مجراى تازه اى شده که به سهولت مى
توانست منجر به مکاتب ودانتا و شیوایى و حتى تانترا گردد.

در گیتا یوگا، معانى مختلفى دارد و معنى کلى آن بنظر داسگوپتا از ریشه (Yuj) به
معنى پیوستن است و چون پیوستن به امرى مستلزم گسستن از امرى است لذا پیوند با یوگا
منجر به جدائى از تعلقات عالم و تجرد از عالم ماده و ضمائم آن تعبیر مى شود.

اما در گیتا یوگا به مفهوم حذف و قطع مراتب نفسانى نیست بلکه اتصال به بارگاه
ارزلى است که با پیروى از روشهاى یوگا از جمله «کارمایوگا» طریقت کردار و تکالیف
شرعى و «دیانایوگا» روش مراقبه و معرفت تحقق مى یابد. طریقت یوگا در گیتا به عنوان
راه میانه مطرح است.

برخى از پژوهشگران تاریخ تدوین این علم
کهن را به دو قرن قبل از میلاد مسیح نسبت داده اند.
برخى تعالیم یوگا را به خیلى قبل از این
تاریخ نسبت مى دهند تا آنجا که در اساطیر و افسانه ها این تعلیمات را به مظاهر
احدیت نسبت مى دهند.
یو گا از ریشه کلمه سانسکریت (Yuj) به
معنى اتحاد گرفته شده و آن اتحاد و هماهنگى بین تن و روان و نیروهاى مثبت و منفى
وجود انسان است.
در گیتا آمده است : «یوگا براى آن کس که در خوردن افراط
مى کند میسر نیست و نه براى آن کس که از خوردن پرهیز مى کند، نه مناسب حال کسى است
که بسیار مى خوابد و نه مناسب کسى که شب زنده دارى مى کند، اما براى آن کس که در
خوراک و تفریح و خواب و بیدارى معتدل است یوگا راه انهدام کلیة مصائب است.»

این روش میانه یوگا در گیتا با روش یوگاى کلاسیک پاتانجلى متعارض است زیرا در یوگا
سوتراى پاتانجلى کمتر به نیازهاى طبیعى انسان توجه مى شود و انسان را مقید مى سازد
خلوت به درون نگرى، خودکاوى و قطع مراتب ذهنى و نفسانى گزینى، سکون و اعتکاف را
جایگزین تحرک و فعالیت اجتماعى مى نماید.

این نوع یوگا فراتر از اخلاقیات بشر عادى و وراى ارزشهاى جارى جوامع سیر مى کند و
کمتر به عواطف انسانى و عشق و محبت ارتباط دارد.

یوگا چیست ؟

یوگا از ریشه کلمه سانسکریت (Yuj) گرفته شده و بمعنى
اتحاد است و هنوز در زبان لاتین بصورت کلمه (Yungr) باقى است اتحاد بین تن و روان،
بین نیروهاى مثبت و منفى وجود انسان، بین جریانات (Yin) و (Yang) اتحاد بین نیروى
«پرانا» و «آپادانا»، اتحاد بین نیروى مثبت خورشیدى و نیروى منفى ماه.

مترادف همین کلمه در زبان انگلیسى (Yoke) است که بمعنى آلت یا وسیله اتحاد است.

در زبان فارسى کلمه «یوغ» به معنى وسیله اتحاد است و آن چوب مخصوصى است که به گردن
دو گاو مى بندند تا از ترکیب قدرت آنها در شکافتن زمین و شخم زدن استفاده کنند.
لذا یوغ که بمعنى قید است ابزارى براى وحدت نیروى دو موجود و یوگا نیز روشى است که
نیروهاى مثبت و منفى و جنبه هاى جسمى و روانى انسان را نخست پرورش داده شکوفا مى
سازد و سپس بین ایندو اتحاد و توازنى برقرار مى کند که در سایه آن فرد بر خویشتن
حاکم مى شود و خودیت خویش را باز مى یابد و از تنهایى و سرگردانى در اقیانوس
متلاطم جوامع بشرى به سکون و آرامشى مى رساند که توفان حوادث و فشارهاى خرد کننده
عصبى او را از خط تعادل خارج نساخته آرامش او را بر هم نمیزند.

یوگى کسى است که آرامش درونى او را
ناهمواریهاى زندگى نتواند بر هم زند. کسى است که هستى اش بر شخصیت عالى استوار
است.
یوگى کسى است که وجود خود را فتح کرده
باشد.
یوگى کسى است که قدرتهاى باطنى اش با
دانش و معرفت خارج از جهان مادى سیراب شده است.
یوگى کیست ؟

یوگى کسى است که وجود خود را فتح کند. کسى که آرامش
درونى او را، سرما و گرما، اندوه و شادى، احترام و توهین نتواند برهم زند، کسى که
هستى اش بر شخصیت عالى استوار است و قدرتهاى باطنى اش با دانش و معرفت خارج از
جهان مادى سیراب شده، احساس بزرگ او به خاک و طلا یکسان مى نگرد.

آرى یوگى، کسى که از تعلیمات مکتب یوگ سرشار است، چنین شخصیتى است.

در جهان پرآشوبى که اکنون ما زندگى مى کنیم مشکلات بى حد و حصرى وجود دارد که ناشى
از کثرت جمعیت، عدم هماهنگى افکار و اندیشه ها، مسائل اقتصادى، شغلى، تحصیلى،
خانوادگى و… است برخورد انسان با هر یک از این مشکلات اگر با خامى و عدم آمادگى
قرین باشد موجب گسیختن تعادل روانى در فرد خواهد شد.

پاتانجلى مفسر یوگا در رساله خود (یوگاسوترا) مى گوید : «یوگا حذف مراتب ذهنى است
که شامل مراتب عقلى و نفسانى نیز مى گردد.» و درباره تموجات ذهنى مفسر سوتراهاى
پاتانجلى مى گوید : «خاصیت واقعى ذهن حالت وصال مطلق است و مراتب ذهنى عبارتند از
: ١- پراکندگى، ٢- پریشانى و گسیختگى، ٣- قرار یافته، ۴- متوجه به چیزى واحد و ۵-
کاملاً خاموش.»

حالات یک و دو وضعیت ذهنى کلیه افراد است و مرتبه سوم زمانى حاصل مى شود که نیروى
ذهنى شخص متوجه مطالعه و تحقیق است و مستلزم ورزش ذهنى مانند حل مسئله ریاضى، دو
مرتبه آخر که تمرکز ذهنى در شى واحد است و آرامش مطلق از جمله مراتبى است که در
اثر تعلیمات یوگا حاصل مى شود و این معرف حالات و شعور خاصى است که با شعور عادى
ما متفاوت است و بدان نمى رسیم مگر بمدد ریاضت و ورزش ذهنى.

هدف واقعى یوگا از بین بردن منیت و شخصیت کاذب ذهنى است و براى نیل بدین منظور
مقرراتى دارد که بر خلاف خوى و خصلت غریزى انسان فرمان مى دهد.

این دستورات منجر به تمرکز قواى ذهنى در نقطه اى واحد مى گردد که هر چند رسیدن به
آن مرحله دشوار است اما بمدد و دستورات و ورزشهاى خاص یوگا قابل دسترسى است
پاتانجلى در مورد آداب یوگ که منجر به آزادى روح و فنا فى الله مى گردد نظراتى
دارد از جمله :

بزرگترین مانع یوگى در نفس کشى و رسیدن به درون نگرى و انهدام امواج ذهنى همین
تأثرات ذهنى ضمیر ناخودآگاه است، تأثرات ذهنى که خود محصول تأثرات و کردار پیشین
است به نوبه خود مى تواند انگیزه پدید آوردن کردار و مراتب ذهنى دیگرى باشد و در
واقع دایره اى از تسلسل علت و معلولى بوجود آورد، نفس در زندگى همواره بیقرار و
مشوش است زیرا به رنجهاى پنجگانه زیر گرفتار است :

١- جهل و اشتباه فانى (غیر ابدی)

٢- خطاى تشخیص در اینکه فرد خود را با بدن و خرد یکى بداند

٣- علاقه به لذایذ

۴- تنفر از اشیاء نامطبوع و ۵- عشق غریزى به حیات و ترس از مرگ از مشخصات برجسته
یوگ انضباط و نظم عملى است که به وسیله غلبه برامیال و تسلط بر حالات ذهنی به دست
می آید.

یوگا در معناى عمیق یک حرکت کمال
گرایانه براى پیوستن به بحر بیکران هستى و غوطه خوردن در امواج فیض الهى است.
مراحل و روشهاى مختلف یوگا

یوگا فلسفة عظیمى براى بهزیستى است. از
اهداف کلى آن مى توان به موارد زیر اشاره کرد :

• داشتن اخلاق نیکو، داشتن ارتباط صحیح با خود و دیگران

• آموختن دروس اجتماعى و اصول بهداشت ذهنى

• صلح و دوستى نسبت به دیگران

• پاکسازى ذهنى و تعالى معنوى

از مشخصات بر جستة فلسفه یوگ انضباط و نظم عملى است که به وسیله غلبه بر امیال و
تسلط بر حالات ذهنى بدست مى آید و این طریقه داراى هشت رکن است که عبارتند از :

١- یاما (Yama) : تعلیمات و آیین رفتار اجتماعى شامل :

الف- آهیمسا(Ahimsa) : آزار ترساندن فیزیکى و روانى به دیگران و ایجاد روابط
دوستانه با دیگران.

ب- ستیا (Satya) : صداقت، راستگویى و امین بودن.

ج‌- آپرى گراها(Aparigraha) : حسود و کم بین نبودن

د- استیا (Asteya) : به حق و حقوق دیگران احترام گذاشتن، پرهیز کردن از دزدى و
کلاهبردارى

٢- نى یاما (Niyama) : تعلیمات و انتظامات فردى شامل :

الف- سوچا (Saucha) : نظم و انظباط در کارها و امورات، پاکى و بهداشت جسمانى و
روانى.

ب- سنتوشا (Santosha) : قانع بودن، قناعت و انتظارات متناسب داشتن

ج- تاپا (Tapa) : آرامش، شجاعت و قدرت تحمل مشکلات زندگى

د‌- سوادیایا (Svadhyaya) : شناخت تواناییها و ضعفهاى خود – خود شناسى

ه- ایشورا – پرانیدانا (Isvara-Pranidhana) : رضاى تسلیم در مقابل خداوند

٣- آسانا (Asana) : تعلیمات یا انتظامات جسمانى شامل : نرمشها و
حرکات جسمانى یا علم سالم سازى و متناسب سازى بدن است. آساناهاى یوگا طورى طراحى
شده اند که به عضلات، پوست، غدد مترشحه داخلى تمرین داده و کارکرد خوب آنها را
باعث مى گردند. تداوم در انجام صحیح حرکات ورزشى یوگا بشاشیت، زیبایى، قدرت و
انعطاف پذیرى را موجب مى گردد :

نکته مهم قابل توجه اینکه براى به دست آوردن اثرات مفید حرکات یوگا فرد مى باید
این حرکات را بطور صحیح و متداوم انجام دهد. صرفاً حرکات صحیح و تداوم در انجام
آنهاست که مى تواند اثرات مفید و چشمگیر جسمانى و روانى به دنبال داشته باشد.
حرکات ورزشى زیادى در بخش آساناهاى پوگا وجود دارد.

در کتاب گرانداسمهیتا تعداد کل این حرکات ٨۴٠٠٠٠٠٠ ذکر شده است که ٨۴ حرکت به
عنوان حرکت مادر و اصلى و بقیه حرکات منشعب از این ٨۴ حرکت مى شوند. یک فرد با
توجه به موقعیت خود مى باید چند حرکت خاص را بطور صحیح هر روز براى حفظ سلامتى
روانى تکرار نماید.

۴- پرانایاما (Pranayama) : پرانامایا یعنى علم کنترل تنفس براى
انتظامات ذهنى. این کنترل بر روى تمام عملیات تنفسى از قبیل دم، بازدم و حبس تنفس
مى باشد.

چگونه تنفس کردن نقش بسزایى در سلامتى و آرامش روانى دارد. اگر تنفس دچار بى نظمى
و در هم و برهمى شود، ذهن دچار آشفتگى و اضطراب مى گردد و بر عکس کنترل متناسب
تنفس مى تواند ذهن را از پریشانى و اشتغالات بیمار گونه رها ساخته و ثبات و اراده
قوى را بدنبال داشته باشد.

۵- پرایتاهارا(pratyahara) : پراتاهارا یعنى مرحله کنترل ذهن از
خواهشهاى نفسانى. وقتى شخص قادر به کنترل ذهن خود از خواهشهاى متنوع و گوناگون
ارضاء نشدنى شد و ذهن از اضطرابات، کشمکشها و حرص و ولعها پاک گردید آنوقت است که
ذهن مى تواند سکوى پرشى براى تمرکز عمیق و تعالى روحانى گردد.

۶- دهارانا (Dharana) : یعنى تمرکز فکر یا جمع کردن کامل توجه
روى کار خاص. وقتى از تنشها و اضطرابات آزاد و رها گشت، استعدادهاى انسان فرصت
تکامل و تعالى پیدا مى کند. هر چه تمرکز بیشتر شود قدرت خلاقیت و استعداد انسان
نیز بیشتر مى گردد.

٧- دیانا (Dhyana) : یعنى خلاء ذهنى یا مدیتیشن. ذهن ما در طول
شبانه روز دایماً در ترافیک افکار گوناگون، تصمیم گیریها، خاطرات، خواهشها و غیره
بسر مى برد. شاید افکار ما لحظه اى هم توقف و آرامش ندارد، حتى هنگام خواب در شب
ذهن در حال فعالیت است و از اشتغالات گوناگون رها نمى باشد و ما خوابهاى گوناگونى
داریم.

این اشتغالات گوناگون ذهنى انرژى روانى زیادى را صرف مى کنند و دیگر امکان و فرصتى
براى رشد سایر فرآیندهاى ذهنى باقى نمى گذارد.

وقتى این ترافیک افکار فرصتى براى رشد یا تخفیف یابد ذهن در سکون و خلاء خاصى قرار
مى گیرد و فرصت و امکان براى ذخیره سازى انرژى روانى و رشد تواناییهاى ذهنى باز مى
شود که به این حالت دیانا یا مدیتیشن (Meditation) گویند. شیوه هاى زیادى براى
انجام مدیتیشن وجود دارد و بخاطر حساسیت موضوع مى باید زیر نظر کارشناسان دوره
دیده یوگا یا روانشناس بالینى انجام گیرد.

٨- سمادهى (Samadhi) : سمادهى یعنى مرحله وصل، پیوستن، هماهنگى و
همسویى، درک عمیق قوانین مسلط و همه گیر حیات و طبیعت و یکى شدن با طبیعت ذاتى خود
و ذات خداوندى. سمادهى آخرین و بالاترین مرحله یوگاست.

روشهاى مختلف یوگا

کسى که طالب رسیدن به مرحله سمادهى و پیوستن به بحر
بیکران هستى و غوطه خوردن در امواج فیض الهى است براى رسیدن به این مقصود باید یک
حرکت کمالى را آغاز کند و در مسیر معرفت از خود به خود و از خود به خلق و از خلق
به حق سفر کند. بدین منظور در فلسفه یوگ روشهاى مختلفى وجود دارد که سالک بر حسب
استعداد و امکانات ذهنى و بدنى خود مى تواند یکى از این روشها یا ترکیبى از چند
روش استفاده کند :

١- گیانا یوگا : اتصال و ارتباط با احدیت به وسیله علم و معرفت

٢- بهاکتى یوگا : رسیدن به مرحله اتصال از طریق عشق و محبت نسبت
به جمیع موجودات، ادراک تجلى وحدت در کثرت.

٣- کارما یوگا : طى طریق به وسیله خدمت به خلق و و کار و کوشش در
مسیر رضایت حق تعالى که در خدمت به خلق نهفته است.

۴- مانترا یوگا : ارتباط با فیض الهى بوسیله ذکر و تسبیح ذات
احدیت.

۵- هاتا یوگا : صعود در مسیر معرفت از راه کنترل قواى جسمى و
اتحاد نیروهاى مختلف جسم.

۶- راجا یوگا : رسیدن به حق از طریق کنترل قواى ذهنى و روحى.

٧- لایا یوگا : فعال کردن انرژیهاى نهفته درونى در کالبد اثیرى و
رها کردن آنها در مسیر معرفت الى الله.

٨- تانترا یوگا : فعال سازى انرژیهاى روحى در مسیر کاربرد اعمال
جنسى به روش خاص براى رسیدن به مرحله اتصال و اتحاد. براى رسیدن به مقصود عمل به
ترکیبى از روشهاى یاد شده مى تواند در سرعت حرکت باطنى سالک موثر باشد و رهرو را
در زمانى کوتاهتر و معرفتى بیشتر به لقاءالله سوق دهد.

کرامات یوگیان

در کتاب یوگاسوترا تالیف پاتانجلى به نیروهاى خارق
العاده ایکه در اثر انجام تمرکز نیروهاى روحى و مراقبه و سمادهى به دست مى آورند
اشاراتى شده است.

از جمله اینکه یوگى به تدریج به مراتب آگاهى عالى دست مى یابد و به ذات اشیاء پى
مى برد و صاحب کرامت مى شود. پاتانجلى مى گوید: یوگى بر اثر تمرکز نیروهاى سه گانة
ضبط حواس، مراقبه و سمادهى قادر به شناسایى مراتب ذهنى دیگران مى شود.

از قید زمان و مکان خارج و به منشاء نخستین نوسان موج آفرینش وگردش اولین موج هستى
پى مى برد. درباره نفوذ در افکار دیگران اعتقاد بر این است که چون یوگى به کهنه
مراتب ذهنى خویش واقف است، بر اساس تصورات و مفاهیم ذهنى خود مى تواند افکار
سایرین را نیز دریابد. در واقع ذهن او چون آئینه ایست که افکار دیگران در آن منعکس
مى شود.

یوگیان قادرند از قلمرو ادراک بصرى و درک معمولى عوام فراتر روند. یوگى با تمرکز
این سه نیرو به اسرار کیهان و زمان واقف مى شود.

به نقل از فصلنامه یوگا پیام مهر
سال اول، شماره اول و دوم، تابستان و پاییز
٧٩

منبع : ravanyar.com

Popularity: 17% [?]

ویدئو

برچسب‌ها

Sponsors

درباره ما

Twitter

    Photos

    Activate the Flickrss plugin to see the image thumbnails!