وبلاگ وندیداد

وبلاگی درباره همه چیز

دکتر مصطفی نجفی

فوق تخصص روان‌پزشکی کودک و نوجوان

تا به حال به این مسئله فکر کردین که چطور یک نفر به مواد مخدر معتاد می‌شه؟ آیا به نتیجه خاصی هم رسیدین یا نه؟ در این مقاله علل مختلف گرایش جوان‌ها را به مواد اعتیاد آور بررسی می‌کنیم.
بسیاری از جوان‌ها و حتی پدر و مادرها فکر می‌کنن که دلیل اعتیاد فرد، اصرار دوستان بوده است. در حالی که این تنها انگیزه سوء مصرف مواد در جوانان نیست. اگر بخواهیم انگیزه‌های مصرف مواد مخدر جوان‌ها را بشناسیم، فهرست بلند بالایی می‌شه، نگاه کنین:
کنجکاوی، کسب لذت، تسکین درد، فراموش کردن مشکلات، شوخی و خنده، هیجان طلبی یا میل به خطر کردن، احساس بزرگ شدن، پیوستن به گروهی خاص و … این علل با وجود این که چندان مهم به نظر نمی‌رسند، باعث اعتیاد میلیون‌ها انسان شده‌اند. بیشترین علت اعتیاد جوانان در ایران دو عامل کنجکاوی و کسب لذت است.
امروزه متخصصین، تنها یک عامل را زمینه‌ساز اعتیاد نمی‌دانند و معتقدند عوامل مختلف دست به دست هم می‌دن و فرد را معتاد می‌کنن. این عوامل تشکیل شدن از عوامل فردی (عوامل روانی، زیستی، و بیولوژیک)، عوامل خانوادگی و عوامل اجتماعی، هر کدام از این سه عامل به تنهایی نیز قادرند تا موجب گرایش فرد به اعتیاد شوند.
یکی از مهمترین عوامل گرایش جوانان و نوجوانان به مصرف مواد اعتیاد آور کنجکاوی و هیجان‌طلبی است.

عوامل فردی
فشارهای عصبی و بیماری‌های روحی: کسانی که دائماً در معرض فشارهای عصبی و محیطی قرار دارن، بیشتر از دیگران در معرض خطر گرایش به اعتیاد هستن. موقعیت‌هایی همانند کنکور، از دست دادن نزدیکان، شکست‌های عاطفی، مالی، شغلی، تحصیلی، انتخاب همسر و … ممکن است در زندگی هر جوانی پیش آید و اگر شما راه صحیح مقابله با آن‌ها را ندانید، امکان دارد برای دستیابی به تسکین و آرامش مقطعی، به مواد اعتیادآور روی آورید. از آن جایی که امروزه رابطه بین بیماری‌های روانی و اعتیاد به اثبات رسیده، خیلی خوب است که جوان‌ها به جای راه‌حل‌های مقطعی و نادرست (توسل به مواد اعتیاد آور …) به فکر یافتن راه‌حل‌های مناسب برای رفع مشکلات خود باشند.
سن بحرانی: سنین شانزده تا بیست و چهار سال، سنین پر خطری برای جوانان محسوب می‌شن.
شخصیت‌های خاص: بعضی از افراد با خصوصیات شخصیتی خاص خودشان، بیشتر در معرض خطر اعتیاد قرار می‌گیرن، به طور مثال کسی که به خاطر خجالت و رودربایستی، توان نه گفتن به دوستش را نداره، ممکنه با هر تعارف ساده به مصرف مواد آلوده بشه. ممکنه یک نفر در نتیجه کمبود اعتماد به نفس سراغ مواد بره و یا بر عکس اعتماد به نفس بالایی داشته باشه و فکر کنه که با مصرف مواد به هیچ وجه معتاد نمی‌شه. حالا فردی را تصور کنید که دائما تو خودشه و با کسی حرف نمی‌زنه. این فرد به‌دنبال مصرف مواد، اخلاقش عوض می‌شه و فکر می‌کنه می‌تونه مشکل رفتاری خودش را تا آخر عمر با مصرف مواد بر طرف کنه. در صورتی‌که اعتیاد به مرور زمان مشکلات او را چندین و چند برابر خواهد کرد. جوانی که دائماً نظرش عوض می‌شه و در تصمیم‌گیری ضعیفه، در آن لحظه خاص که باید برای یک عمر زندگیش تصمیم بگیره، اشتباه می‌کنه و همه چیز خراب می‌شه.
مشکلات جسمانی: بعضی‌ها برای تسکین درد از مواد مخدر استفاده می‌کنن. در صورتی که پزشکان با بهره‌گیری از داروهای مسکن، می‌تونن طوری درد رو کنترل کنن که فرد به آن داروها وابسته نشه.
عدم آگاهی از خطرات مصرف مواد مخدر: گروهی دائماً در حال تبلیغ برای مواد مخدر هستن، برای این که یا رفتار خودشون رو توجیه کنن و یا موادشون رو به فروش برسونن. ولی اگر جوان‌ها از خطرات و عوارض مصرف مواد واقعاً اطلاع درستی داشته باشن، محاله که هر گونه ماده اعتیادآوری را مصرف کنن.
نگرش مثبت به مواد مخدر: مجموع اطلاعات غلط و باورهای نادرست، موجب می‌شه که فرد، نگرش و دیدگاه مثبتی نسبت به مصرف مواد مخدر پیدا کنه و زشتی مصرف برایش از بین بره. اینکه ببینیم اطلاعات درست را از کجا بگیریم و از کی بشنویم، اهمیت زیادی داره.
مشاغل خاص: بعضی از مشاغل خاص که فعالیت جسمی سنگین و تغییر ساعت‌های خواب و بیداری را به دنبال دارن، فرد را مستعد ابتلا به اعتیاد می کنن، کسانی که این مشاغل رو دارن، باید بیشتر مراقب خودشان باشند.
اضطراب، افسردگی شدید، پرخاشگری و رفتارهای ضد اجتماعی، زمینه ساز بروز اعتیاد هستند.

عوامل خانوادگی
ممکنه همه خانواده‌ها، در همه زمینه‌ها، کاملاً موفق نباشن. ساختار خانوادها همیشه یکسان نیست. بعضی از خانوادها، بی‌سرپرست و یا تک سرپرست هستن. این چنین خانواده‌هایی، معمولاً با مشکلاتی مواجه می‌شن. مشکلات و دشواری‌های خانوادگی، در شرایط دیگری نیز پیش می‌آید. مثلاً وقتی که در بین افراد خانواده، فردی معتاد است، تعداد افراد خانواده زیاد هستن و یا روابط خانوادگی متشنج است. اگر چه همه این عوامل مشکل‌آفرین هستن، اما باید بدانی که برای هر مشکلی یک راه حل درست و منطقی وجود داره. استفاده از مواد اعتیادآور، قطعاً راه حل این مشکلات نیست و بر این دشواری‌ها خواهد افزود.
چنانچه تو با یکی از این مشکلات مواجه هستی به چگونگی رفع آن‌ها فکر کن، با مشاور مدرسه یا یک بزرگ‌تر مورد اعتماد مشورت کن. مطمئناً راه‌حل مناسبی برای حل مشکلات خودت پیدا می‌کنی.
اعتیاد راه‌حل مشکلات نیست.
در خانواده‌های پرتنش روابط عاطفی بین اعضا کاهش می‌یابد و احتمال گرایش آنان به اعمال بزهکارانه و مواد اعتیاد آور بسیار بیشتر است.

اوقات فراغت و فعالیت‌های جایگزین
آیا در زندگیت برنامه‌ریزی داری؟ اوقات بیکاری ات را چطور می‌گذرونی؟ اگر برای زندگیت، برای اوقات کاری و اوقات بیکاری‌ات برنامه نداری، مواظب باش ،‌چون این خودش یک زنگ خطره.
به چیزهایی که علاقه داری فکر کن، استعدادهای خودت را بشناس و سعی کن زندگیت را با چیزهایی که تو را سرگرم می‌کنه و دوستشون داری، پر کنی. مثلاً عده‌ای از بچه‌ها به ورزش روی میارن، عده‌ای دیگر مطالعه در کتابخانه‌ها و فرهنگسراها را ترجیح می‌دن، بعضی از جوانان به کارهای هنری مثل تئاتر، موسیقی… می‌پردازن و یا به کلاس‌های مختلف می‌رن. تو چکار می‌کنی؟ پرداختن به کوهنوردی، شنا، اردو و مسابقات فرهنگی، ورزشی و مطالعه.. می‌تونه تو را از خطر اعتیاد حفظ کنه.
خیلی خوبه که برای هر روزمان، یک برنامه مشخص داشته باشیم و آن را همان روز انجام بدهیم.

منبع : ravanyar.com

Popularity: 9% [?]

آیا نمی‌توانید فرزند نوجوانتان را از پای رایانه بلند کنید و او را به سر میز شام بیاورید؟ پژوهش‌ها نشان می‌دهد که این ممکن است چیزی بیش از رفتارهای نوعی و عادی دوران بلوغ و نشانه افسردگی نوجوان شما باشد.
بر طبق پژوهش‌های انجام گرفته از سوی دکتر سانگ کیو لی، استاد روان‌پزشکی دانشگاه هالیم در کره جنوبی، هر چه نوجوان افسرده‌تر باشد و یا به عبارت دیگر شدّت افسردگی در او بیشتر باشد، زمان بیشتری را صرف کار کردن با اینترنت می‌کند.
این مطالعه که نتایج آن در همایش سالانه انجمن روان‌پزشکی آمریکا ارائه گردید، بر روی ۴۲۵ دانش‌آموز دبیرستانی صورت گرفته است. از همه آن‌ها آزمون اعتیاد به اینترنت گرفته شد و پرسش‌هایی از قبیل این که «آیا احساس دلمشغولی نسبت به اینترنت دارید؟»، «آیا سفرهای اینترنتی شما وسیله‌ای برای فرار از مشکلات است؟» و «آیا به طور مداوم تلاش‌های ناموفقی برای قطع استفاده از اینترنت داشته‌اید؟» به عمل آمد.
این مطالعه نشان داد که ۱۱٪ نوجوانان «به شدّت» اعتیاد به اینترنت داشتند و کمتر از یک سوم آن‌ها در گروه «بدون مخاطره» قرار داشتند.

اعتیاد به اینترنت، نقابی برای افسردگی
سپس از همه دانش‌آموزان آزمون اندازه‌گیری نشانه‌های افسردگی به عمل آمد. دانش‌آموزانی که بیشترین اعتیاد را به اینترنت داشتند، بیشترین نمره را نیز از نظر افسردگی به دست آوردند. و گروهی که پائین‌ترین نمره را از نظر اعتیاد به اینترنت داشتند، در این آزمون نیز کمترین نمره را کسب کردند.
در نظر گرفتن رفتار دانش‌آموزان معتاد به اینترنت برای پژوهشگران روشن ساخت که معتادان به اینترنت، افرادی هستند در جستجوی چیزهای تازه، کم توجه و با هدف‌ها و آرمان‌های کمتر از بقیه.
این یافته‌های پژوهشی فارغ از جنسیت، سن و معدّل دانش‌آموزان بود.

دور باطل
حال این پرسش مطرح می‌شود که کدام علّت دیگری است: افسردگی یا اعتیاد به اینترنت؟ مطالعه صورت گرفته، پاسخ دقیقی به این پرسش نداد امّا به گفته دکتر لی، این یک دور باطل است. به گفته او «افسردگی، نوجوانان را به اینترنت دلمشغول‌تر می‌سازد.» وی افزود: «کودکان و نوجوانان افسرده، هدف‌های کوچک‌تری برای خود قرار می‌دهند و از آنجا که اهداف بلندی ندارند، به دنبال پاداش‌های کوچک و اندکی هستند که بر روی اینترنت آن‌ها را می‌یابند.»
به گفته دکتر لی، انزوای نوجوانان به هنگام استفاده از اینترنت، خود باعث تشدید افسردگی آنان می‌شود.
دکتر لی در پایان خاطر نشان می‌سازد که این مهم نیست که کدامیک قبل از دیگری پدید می‌آیند (افسردگی یا اعتیاد به اینترنت) بلکه نکته مهم، تشخیص علائم و نشانه‌هاست. «نوجوانی که ساعت‌های زیادی را صرف کار کردن با اینترنت می‌کند، در معرض خطر افسردگی قرار دارد.»

ترجمه: کلینیک الکترونیکی روان‌یار

منبع

“American Psychiatric Association 2005. Annual Meeting”,
May 21-26, 2005. Sang Kyu Lee, MD, PhD, Professor of psychiatry, Hallym University, Korea

Popularity: 18% [?]

حقایق شگفت‌انگیزی درباره اعتیاد

Posted by آرک On آبان - ۲۵ - ۱۳۸۸

هر روز عدّه زیادی از مردم، به اراده خود، اعتیادشان را ترک می‌کنند. البته این تصمیم‌گیری یک شبه اتفاق نمی‌افتد. موفقیت در ترک اعتیاد هنگامی صورت می‌گیرد که فرد تشخیص دهد که اعتیاد با یک چیز دارای ارزش برای او تداخل دارد و نیز به خود اعتماد پیدا کند که می‌تواند تغییر کند.

تغییر کردن، کاملاً طبیعی است. بدون شک، رفتار خود شما نیز در بسیاری از جنبه‌های زندگی با رفتار دوران نوجوانی‌تان متفاوت است. به همین ترتیب، از این به بعد نیز شما در طول زمان خواهید توانست بر مشکلات رفتاری خود غلبه کنید و برخی رفتارهای خاص خود رابهبود ببخشید. ما با وجودی که به تغییر یافتن اعتقاد داریم امّا بنا به دلایلی، اعتیاد را از این امر مستثنی می‌کنیم. ما معمولاً به اعتیاد به صورت پدیده‌ای که فرد را در بند یک الگوی رفتاری غیرقابل اجتناب قرار می‌دهد می‌نگریم. علم اعصاب نیز اعتیاد را به عنوان یک بیماری مغزی تقریباً ماندگار و همیشگی در نظر می‌گیرد. صرفنظر از این که چند سال پیش دوست شما آخرین جرعه مشروبش را نوشیده باشد، هنوز به عنوان یک فرد الکلی در نظر گرفته می‌شود. واژه معتاد بیانگر هویتی است که هیچگونه تغییری را نمی‌پذیرد. گویی فرض بر این است که فرد معتاد نمی‌تواند تغییر کند یا تغییر نخواهد کرد.

امّا این تفکر اشتباه درباره اعتیاد با واقعیت تطبیق ندارد. تعداد کسانی که بر اعتیادشان غلبه می‌کنند بیش از کسانی است که بر اعتیادشان باقی می‌مانند. و اکثر آن‌ها نیز این کار را بدون برنامه درمانی خاصی انجام می‌دهند. ترک اعتیاد ممکن است به چندبار سعی نیاز داشته باشد و فرد ممکن است نتواند اعتیاد خود به سیگار، مشروب یا مواد مخدر را یکجا ترک کند امّا به تدریج و نهایتاً خواهد توانست خود را از وابستگی به آن‌ها برهاند.

رها کردن این عادت‌ها مستلزم تغییر شگرفی است امّا این تغییر لزومی ندارد که به نحو عجیب و غریبی صورت پذیرد. در زمینه ترک اعتیاد، درمان موفقیت‌آمیز، مسئولیت تغییر را بر عهده خود فرد می‌گذارد و می‌پذیرد که رویدادهای مثبت در قلمروهای دیگر می‌تواند آغاز بخش این تغییر باشد.

تجربه بازگشت سربازان آمریکایی از جنگ ویتنام را در نظر بگیرید. اعتیاد و مصرف هروئین در بین آنان به طور گسترده‌ای رواج داشت. امّا در ۹۰ درصد موارد، سربازان پس از رهایی از فشارهای مناطق جنگی، اعتیاد خود را کنار گذاشتند. این امر ثابت می کند که اعتیاد به مواد مخدر، فقط به این مربوط است که ما در کجای زندگی خود قرار داریم.

البته غلبه بر اعتیاد برای این افراد به سادگی بازگشت با هواپیما از آسیا به آمریکا نبوده است. اغلب سربازان به هنگام بازگشت، زندگی کاملاً متفاوتی را تجربه کردند. آن‌ها اضطراب، ترس و دلتنگی صحنه جنگ را پشت سر گذاشته و به محیط خانه‌شان بازگشتند. روابط جدیدی شکل دادند و به یادگیری مهارت‌های کاری پرداختند.

شاید باور نکنید امّا سیگار در صدر فهرست ترک اعتیاد از نظر دشواری قرار دارد. امّا اکثر سیگاری‌های قبلی بدون هیچ کمکی (نوار یا آدامس نیکوتین، طب‌سوزنی، هیپنوتیزم و … ) موفق به ترک سیگار شده‌اند. اگر حرف مرا باور نمی‌کنید در گردهمایی اجتماعی بعدی خود، بپرسید چند نفر به اراده شخصی سیگار را ترک کرده‌اند. در واقع، تعداد معتادان به هروئین، کوکائین یا الکل که بدون درمان خاصی و صرفاً به اراده خود اعتیادشان راترک کرده‌اند حتی از کسانی که به همت خود سیگارشان را ترک کرده‌اند نیز بیشتر است.

آمار اعتیاد در جوامع مختلف متفاوت است. مثلاً در آمریکا سنین بین ۱۸ تا ۲۵ سال اوج دوران اعتیاد به مواد مخدر و الکل است. آمارهای سال ۲۰۰۲ نشان می‌دهد که ۲۲ درصد آمریکائی‌های بین ۱۸ تا ۲۵ سال وابستگی به مواد داشته‌اند در حالی که تنها ۳ درصد افراد بین ۵۵ تا ۵۹ سال معتاد بوده‌اند.

این داده‌ها نشان می‌دهد که اغلب مردم به اعتیاد خود غلبه کرده‌اند و اغلب آن‌ها نیز بدون دوره درمانی خاصی به این مهم نائل آمده‌اند.

البته منظور این نیست که درمان نمی‌تواند مفید باشد. امّا موفق‌ترین درمان‌ها، رویکردهای غیرحضوری است که فرد را به تغییر خود انگیخته وامی‌دارد. روان‌شناسان در دانشگاه نیومکزیکو به سرپرستی ویلیام میلر، بیمارانی که تحت درمان ترک اعتیاد به الکل قرار گرفته بودند را تحت مطالعه قرار دادند.

یافته‌های آن‌ها نشان داد که توصیه‌های خشک پزشکی تأثیر چندانی نداشته‌اند. پزشک نتیجه آزمایش ریه را می‌بیند و به بیمار می‌گوید که باید خوردن الکل را کنار بگذاری. بسیاری از بیماران در این حالت دوباره به نوشیدن الکل روی آورده‌اند.

به جای این رویکرد، پزشک باید مقدار الکل مصرفی توسط بیمار را بررسی کند و یک لیست کنترلی برای ارزیابی شدّت مشکل تهیه کند. سپس باید با توافق بیمار، هدفی را برای او در نظر گیرد(معمولاً کاهش مصرف به جای ترک کامل) همسر یا افراد خانواده نیز باید در این برنامه‌ریزی درگیر شوند. سپس باید وقت ملاقات‌های بعدی تعیین گردد تا میزان پیشرفت کنترل شود. در ابتدا این ملاقات‌ها می‌تواند هر چند هفته یکبار صورت گیرد تا چنانچه سوال یا مشکلی برای بیمار وجود داشت مطرح و چاره‌جویی گردد.

رویکرد مؤثر بعدی، مصاحبه انگیزشی نام دارد. این روش، تصمیم‌گیری در مورد ترک اعتیاد یا کاهش مصرف و یافتن بهترین روش انجام این کار را بر دوش خود فرد می‌گذارد. در این روش، درمانگر سوال‌های هدفمندی می‌پرسد که فرد را به واکنش فوری نسبت به اعتیادش به مصرف الکل برحسب ارزش‌ها و هدف‌های خود وا می‌دارد. هنگامی که بیمار مقاومت کند، درمانگر با او به بحث نمی‌پردازد بلکه در عوض سعی می‌کند علّت تردید او در مورد تغییر را بیابد و به او اجازه دهد که خودش به نتیجه‌گیری مطلوب برسد: «شما گفتید که دوست دارید روی رفتارتان کنترل داشته باشید و از طرف دیگر حس می کنید وقتی الکل مصرف می‌کنید غالباً تمرکزتان را تا حدّی از دست می‌دهید و رفتارهای غیرارادی بیشتری انجام می‌دهید. می‌توانید این موضوع را برای من روشن‌تر کنید؟»

گروه پژوهشی میلر در لیست درمان‌های موثر برای الکلیسم، به چند نکته جالب برخورد. دستورالعمل‌های خودیاری از موفقیت بالایی برخوردار بودند. رویکرد «تقویت اجتماعی» که به ظرفیت فرد برای مواجهه با زندگی، خصوصاً روابط زناشوئی، روابط کاری، برنامه‌ریزی اوقات فراغت و تشکیل گروه‌های اجتماعی می‌پردازد نیز موفقیت زیادی داشتند. تمرکز اصلی رویکردهای موفق در درمان الکلیسم بر ایجاد مهارت‌های زندگی، مانند مقاومت در برابر مصرف مواد الکلی، فرونشاندن استرس (در محیط کار و روابط فردی) و توسعه مهارت‌های ارتباطی است. این یافته‌ها با آنچه ما درباره تغییر در سایر زمینه‌های زندگی می‌دانیم مطابقت دارد: مردم هنگامی تغییر می‌کنند که واقعاً خواهان آن باشند و خود را به قدر کافی برای رودررویی با این چالش قوی حس کنند، نه هنگامی که تحقیر شوند یا مجبور گردند. رویکردی که به فرد اختیار می‌دهد و به تقویت مثبت او می‌پردازد بر رویکردی که به اراده و نفوذ خود فرد کمتر اهمیت می‌دهد ترجیح دارد.

ترجمه: کلینیک الکترونیکی روان‌یار

منبع

“The Surprising Truth About Addiction”, Stanton Peele,

http://Psychologytoday.com

Popularity: 8% [?]

ارتباط متقابل افسردگی و اعتیاد

Posted by آرک On آبان - ۲۵ - ۱۳۸۸

تعریف افسردگی
افسردگی احساس وحشتناک و آزاردهنده‌ای است. پزشکان افسردگی را چنین تعریف می‌کنند: «احساس دلتنگی و ناخوشی که حداقل برای دو هفته ادامه داشته باشد.» این البته با احساس فشار روانی یا غمگین بودن درباره یک چیز یا یک موضوع متفاوت است. افسردگی معمولاً به نظر می‌رسد که بدون دلیل موجهی بروز می‌کند. شخص احساس غمگینی می‌کند بدون آن دقیقاً علت آن را بداند. فعالیت‌هایی که در حالت عادی برای او خوشایند بودند دیگر او را خوشحال نمی‌کنند. حتی بیرون آمدن از رختخواب نیز می‌تواند مشکل گردد.

نشانه‌های افسردگی شامل موارد زیر هستند:
احساس افسردگی در اغلب اوقات شبانه‌ روز، و تقریباً هر روز. این نشانه در کودکان و نوجوانان می‌تواند به صورت تندخویی و تحریک‌پذیری باشد.
از دست دادن علاقه نسبت به فعالیت‌هایی که قبلاً خوشایند و دلپذیر بودند.
افزایش یا کاهش زیاد وزن.
مشکل در خوابیدن یا خوابیدن بیش از حدّ.
احساس خستگی، تقریباً هر روز.
احساس بی‌ارزش بودن یا احساس گناه بدون دلیل موجّه.
مشکل در تمرکز و فکر کردن.
صحبت کردن یا حرکت کردن کندتر از حدّ معمول.
به فکر خودکشی یا مرگ افتادن.

تشخیص دوگانه
هنگامی که فردی هم اعتیاد و هم علاوه بر آن، یک بیماری روانی مثل افسردگی داشته باشد، پزشکان می‌گویند که «تشخیص دوگانه» دارد. این عبارت به پزشکان، پرستاران و سایر کادر درمانی یادآوری می‌کند که این بیمار در مسیر بهبود خود با چالش‌ها و موانع اضافی روبروست.

افسردگی و سایر بیماری‌های روانی، خطر ابتلاء به اعتیاد را افزایش می‌دهند. در بین تمام افرادی که یک نوع بیماری روانی برای آن‌ها تشخیص داده شده است، ۲۹٪دارای سوء مصرف الکل یا دارو می‌باشند. بیش از ۳۷٪ کسانی که سوء مصرف الکل دارند و ۵۳٪ افرادی که سوء مصرف دارو دارند، حداقل دارای یک نوع بیماری روانی جدّی می‌باشند. افسردگی در بین کسانی که دارای سوء مصرف الکل یا دارو هستند بیشتر از مردم عادی شایع است.

چرا افسردگی می‌تواند به اعتیاد بیانجامد؟
برخی از مردم برای رفع عوارض و نشانه‌های افسردگی به استفاده از الکل و داروهای غیرمجاز روی می‌آورند. پزشکان به این پدیده «خود درمانگری» می‌گویند. اثرات الکل یا دارو می‌تواند موقتاً احساس غمگینی، گناه یا بی‌ارزش بودن را کاهش دهد. امّا هنگامی که اثر آن‌ها از بین رفت، احساسات بد دوباره باز خواهند گشت. این چرخه می‌تواند به استفاده مداوم و نهایتاً معتاد شدن بیانجامد.

پیامدهای افسردگی نیز می‌تواند شخص را به سوی اعتیاد سوق دهد. افراد افسرده معمولاً از ارتباطات اجتماعی کناره می‌گیرند و حتی ممکن است در حفظ شغل خود نیز مشکل پیدا کنند. آن‌ها در بیشتر اوقات گوشه‌گیر و تنها هستند و بدون داشتن یک شبکه اجتماعی پشتیبان، برای آسایش و راحتی به الکل یا دارو متوسل می‌شوند. برای این گونه افراد، وقت گذرانی با کسانی که آن‌ها نیز سوء مصرف الکل یا دارو دارند راحتتر و آسان‌تر است زیرا انتظارات اجتماعی از آن‌ها کمتر است.

حتی برای کسانی که از الکل یا دارو برای خود درمانگری استفاده نمی‌کنند و ارتباطات اجتماعی‌شان را از دست نداده‌اند، افسردگی احتمال خطر ابتلاء به اعتیاد را افزایش می‌دهد. بسیاری از پزشکان فکر می‌کنند که همان چیزهایی که فرد را در مقابل افسردگی آسیب‌پذیر ساخته است، آن‌ها را بیشتر در معرض سوء مصرف الکل یا دارو قرار می‌دهد. کسانی که افسردگی ندارند می‌توانند داروی غیرمجاز مصرف کنند یا به طور مرتب مشروبات الکلی بنوشند بدون آن که با مشکلات بلند مدتی روبرو گردند امّا انجام همین کارها برای کسانی که افسردگی دارند به احتمال زیاد به اعتیاد آن‌ها منجر می‌شود.

چه موقع اعتیاد به افسردگی می‌انجامد؟
نشانه‌های اعتیاد و افسردگی ممکن است بسیار شبیه هم باشند. هنگامی که افسردگی به طور مستقیم به سوء مصرف الکل یا دارو ارتباط داشته باشد و به طور مستقل وجود نداشته باشد، «تشخیص دوگانه» در نظر گرفته نمی‌شود بلکه به عنوان پیامد اعتیاد محسوب می‌گردد.

برای مثال، چند مشکل روانی مستقیماً به کوکائین ارتباط دارند. سوء مصرف کوکائین می‌تواند به توهّم، اضطراب، مشکل خواب، مشکل در روابط جنسی و یک نوع اختلال در خلق و خو که شامل افسردگی است منجر گردد. امّا پس از آن که فرد مصرف کوکائین را قطع کند، مشکلات روانی عموماً بهتر می‌شوند. آمفتامین‌ها و داروهای تنفسی، همگی دارای اثرات مشابهی با کوکائین هستند.

درمان
هنگامی که فرد هم اعتیاد و هم افسردگی داشته باشد، یکی از نخستین گام‌های درمان، دریافتن این نکته است که کدامیک از آن‌ها اوّل به وجود آمده‌اند. این اطلاع می‌تواند از پرونده بیمار و تاریخچه مشکلات او به دست آید. بیمار شاید بتواند احساس افسردگی که پیش از معتاد شدن داشته است را تشریح کند. و یا ممکن است به توصیف خوددرمانگری با دارو یا الکل بپردازد. گاهی اوقات لازم است که ابتدا به فرد کمک شود تا مصرف الکل یا دارو را کنار بگذارد و سپس برای افسردگی مورد ارزیابی قرار گیرد.

اگر معلوم باشد که افسردگی، پیامد اعتیاد بوده است، درمان اعتیاد معمولاً تنها کاری است که باید انجام شود. اگر افسردگی به عنوان یک مسأله جداگانه هم مطرح باشد البته باید به آن نیز پرداخت. در این حالت درمان از طریق مشاوره‌های تخصصی و داروهای ضدافسردگی صورت می‌گیرد.

ترکیب اعتیاد و افسردگی، درمان و بهبود را دشوارتر می‌سازد. هنگامی که فردی احساس نومیدی، غمگینی یا درماندگی می‌کند، مقابله با اعتیاد او کار بسیار دشواری است. امّا با دانستن ارتباط بین اعتیاد و افسردگی، آگاهی از احتمال تشخیص دوگانه، و اتخاذ درمان‌هایی که هر دو جنبه را پوشش دهد می‌توان راه بهبودی را هموار نمود.

ترجمه: کلینیک الکترونیکی روان‌یار

منبع

“Addiction and Depression”

http://web4health.info

Popularity: 18% [?]

ویدئو

برچسب‌ها

Sponsors

درباره ما

Twitter

    Photos

    Activate the Flickrss plugin to see the image thumbnails!