وبلاگ وندیداد

وبلاگی درباره همه چیز

یکصد سال گمنامی

Posted by آرک On آبان - ۲۶ - ۱۳۸۸

شاید ندونید که تا یک صد سال پس از مرگ یوهان سباستیان باخ هیچ کس وی را بعنوان یک موسیقی دان بزرگ نمیشناخت! او در سال ۱۶۸۵ بدنیا آمد و در سال ۱۷۵۰ نیز فوت کرد اما تقرییا” تا قرن نوزدهم کسی نامی از وی نبرد. افتخار شناساندن باخ به دنیای موسیقی نصیب شومن و مندلسون شد. البته موتزارت و بتهوون هم اورا میشناختتند اما آنقدر درگیر تحلیل کار های وی بودند که همتی برای شناساندن وی به دنیا نکردند. خبر کشف باخ به سرعت از آلمان به انگلیس منشر شد.

این دو نفر (شومن و مندلسون) باعث شدند تا در سال ۱۸۵۰ انجمنی بنام Bach Gesellshaft در آلمان تشکیل شود و نسبت به ثبت و انتشار آثار او اقدام کند. در این انجمن ۲۳ نفر از خاندان های سلطنتی از سراسر جهان شرکت داشتند. میگویند این انجمن آن چنان در کار شناساندن باخ به دنیا موفق و خوب عمل میکرد که حتی اگر خودش زنده بود مات و مبهوت میشد. باخ فکرش را هم نمی کرد روزی اورا بزرگترین مصنف موسیقی در روی زمین تصور کنند.

Popularity: 11% [?]

راجع به پیدایش موسیقی

Posted by آرک On آبان - ۲۶ - ۱۳۸۸

واقعیتش رو بخواهید موسیقی منشا مذهبی داره چه در ایران چه در خارج از اون. در قرون وسطی موسیقی چیزی جز آنچه انسانها در مراسم مذهبی شون میخوندن نبود که این خود منشا موسیقی امروز شد شاید اسم آوازهای گریگورین رو شنیده باشید که مربوط به موسیقی این دوران میشه. بدنبال اون موسیقی های دیگری هم پیدا شد که مثلا” مربوط میشد به ادمهایی که برای سرگرمی مردم شروع به تعریف داستان در خیابان ها میکردند و در کنار آن شعر و ترانه میخواندند. تا قرن نهم موسیقی فقط دارای یک قسمت بود و آنهم فقط خواننده (همون Vocal خودمون), در این زمان یک قسمت یا part دیگه که عین آنچه خواننده میخوند ولی پایین تر با یک فاصله پنجم یا چهارم به موسیقی اضافه شد. بعدها یاد گرفتند که صدای سومی هم با فاصله یک اکتاو پایین تر از خواننده به موسیقی اضافه کنند. تا مدتها حرکت این دو یا سه بخش در یک جهت بود اما بتدریج یاد گرفتند که حرکت مخالف نه تنها ناخوشایند نیست بلکه به مراتب میتونه زیبا تر هم باشه, این بود که شروع به حرکت دادن این بخش ها بصورت مخالف هم نیز کردند.به تدریج صاحبان هنر در کلیساها قوانین و چهارچوبهایی برای حرک بخشها تدوین کردند و اساس موسیقی Polyphony را بوجود آوردند.آنها موسیقی را برای صدای انسان مینوشتند و پشت آن سازهایی را که معمولا” سازهای کلاویه ای بود برای همراهی تنظیم میکردند.

تاحدود قرن دوازدهم, ریتم جایگاه مشخصی در موسیقی نداشت اما در این زمان به این مشخصه توجه خاصی شد و ملودی ها و هماهنگی های پشت آن دارای ارزشهای زمانی مختلف شد و موسیقی بیشتر شبیه به آنچه امروز ما میشنویم شد. رنسانس زمانی بود که درآن انقلاب بزرگی در فرهنگ , تمدن و قوانین اجتماعی رخ داد. موسیقی هم مانند سایر هنر ها تحت تاثیر این پدیده قرار گرفت و در آن تحولات اساسی رخ داد. دو هنرمند بنام های Lassus و Palestrina از فرانسه و ایتالیا بعنوان پایه گزاران اصلی Polyphony در آن زمان مطرح شدند. بتدریج در اسپانیا و انگلیس نیز موسیقیدانان به سمت Polyphony حرکت کردند.

از حدود سال ۱۶۰۰ دوران باروک آغاز میشه. حتما” نام Caludio Monteverdi رو شنیدید, ایشون بعنوان مطرح ترین موسیقیدان این دوران بوده. دقت کنید آقای J.S. Bach هم مال همین دوران بوده و حالا بیشتر از مونتوردی معروف شده باشه برای بعد. مونتوردی حتی پدر اپرا شناخته میشه چون اولین اپراها رو اون به تصنیف در آورد. باخ بنیان گذار موسیقی نوین کلیسایی بخصوص با ارگ بوده. از اونجایی که راجع باخ زیاد میشه حرف زد میزاریم بعدا”.از اواخر دوران باروک گروههای کنسرت شکل گرفتند. Tomaso Albinioni , Antonio Vilvaldi و George F. Handle همه از موسیقیدانان این دوره هستند که هر کدومشون برای خودشون غولی بودند.

منبع : گفتگوی هارمونیک

Popularity: 4% [?]

ویدئو

برچسب‌ها

Sponsors

درباره ما

Twitter

    Photos

    Activate the Flickrss plugin to see the image thumbnails!